نظرتون در مورد شجریان چیه؟ نمیدونم شاید نسل من نتونه موسقیش رو درک کنه. گرچه تو همین نسل هم میشناسم کسایی رو که عاشقانه موسقیش رو دوست دارند و همیشه تشنه آلبوم ها و کنسرت های جدیدش هستند.استاد! لقبیه که هوادارانش به او داده اند و او را یکی از مشاهیر موسیقی فارسی می نامند. شاید برای من او هیچ محبوبیت و مقبولیتی نداشته باشه ولی همیشه به او و هوادارانش احترام گذاشتم چون برای سبکی که دوست داشته زحمت های بسیاری کشیده. تا جایی که در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. (این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورش میکوشد اهدا میشود.)
انتخابات بهانه ایی شد تا استاد مردمی بودن خودش رو ثابت کنه و در نامه ایی در همان روزهای اولیه اعلام برائت خود را از جریان حاکم در صدا وسیما اعلام کند. وی در این نامه مه خطاب به ریاست سازمان صدا و سیما نوشته بود خواستار توقف پخش آثار های خود از صدا و سیما شده بود.
اما این تازه شروع کار بود او در مصاحبه ایی که با شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی داشت نیز ضمن اعلام مواضع قبلی اضهار داشت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود."
اما دلیل اصلی که من را وادار به نوشتن این متن کرد مواضع شجاعانه استاد نبود و نیست بلکه مواضع روزنامه کیهان است که وی را مهره استعمار نامیده!
بله! استاد آواز ایران هم یک برانداز و خواهان اغتشاش محسوب می شود. داستان موقعی جالب تر میشه که روزنامه کیهان مدعی میشود چند تن از استادان برجسته آواز و موسیقی این مرز و بوم که نمی خواهند نامشان فاش شود! با ما تماس گرفتند و اعلام کرده اند خبرنگاران رسانه های معاند و همچنین خبرنگاران جبهه اصلاحات( که لابد آنها هم معاندند!) خواهان موضع گیری ما شده اند. ولی ما وطن خود را نفروختیم!
بله! حمایت از مردم میشود وطن فروشی و حمایت از دولت میشود وطن دوستی(گرچه در صحت ادعای روزنامه کیهان تردید جدی وجود دارد)
براستی کی احترام به نظر مخالف در جامعه ما و مهمتر از اون در روزنامه های دولتی ما حاکم میشود؟ آیا هرکه با ما مخالفت کرد وطن فروش و معاند است؟
امروز در روزنامه اعتماد ملی مطلبی را به طنز خواندم که بسیار جالب بود. "بزودی از طرف ایران جایزه نوبل «دیدهبان حقوق دولتها» طراحی و به سران کشورهای کوبا، سوریه، ونزوئلا و دیگر دوستان اهدا میشود."
چه زود این طنز به واقعیت تبدیل شده. کم کم داریم از حقوق بشر فاصله میگیریم و به به حقوق دولت ها نزدیک می شویم
در ادامه مقاله روزنامه کیهان با عنوان ما مثل او وطن فروش نیسیتم را می خوانیم
کلمات کلیدی این دست نوشته:
استاد شجریان ،
کیهان ،
متاسفانه محمد قوچانی سردبیر جوان و موفق روزنامه اعتماد ملی و مجله ایران دخت که سابقه سردبیری نشریاتی توقیفی زیای همچون "شهروند امروز" روزنامه شرق" و "روزنامه هم میهن" را در کارنامه خود دارد نیز مانند خیل عظیمی دیگری از فعالان و خبرنگاران سیاسی بازداشت شدهنمیدونم فقط برای من بازداشت قوچانی یه حساسیت خاصی دارد یا شما هم او را بیش از یک روزنامه نگار دوست دارید ولی مطمئنم برای همه کسانی که نشریات و مقالات او را دنبال میکردند فقدان او در عرصه رسانه های کشور سخت است. کسی که تحت سخت ترین شرایط هم به آرمان های خودش وفادار ماند و نوشت!
نه در وبلاگ یا وب سایت های خارجی بلکه در روزنامه های وطنی!
او به راستی فعل خواستن را صرف کرد و برای ساخت یک جامعه مدنی تلاش کرد.
او را از شرق میشناسیم. روزنامه ایی حرفه ایی و دارای خبرهای اختصاصی که توانست به ما طعم یک روزنامه حرفه ایی و دارای حداقل های استاندارد روز دنیا رو بچشاند. بعد از توقیف روزنامه درخشانش او بیکار ننشست و با همان تیم سابق خود هم میهن را منتشر ساخت. گرچه دیری نپایید که هم میهن هم توقیف شد و او به ناچار روی به هفته نامه آورد!
اما روزنامه های افراطی حامی دولت همچون جوان چند روزی است جنجال های بسیاری بر سر او ساخته اند. پس از اینکه خبر رفتن قوچانی به کشور های عربی برای فراگرفتن براندازی نرم در روزنامه جوان منتشر شد همسر قوچانی با تکذیب این خبر اعلام کرد که شوهرش اصلا پاسپورت برای خروج از کشور ندارد!
جالب تر از خبر اول روزنامه جوان، خبر امروز این روزنامه است که مدعی شده قوچانی فراری است!
این روزنامه در حالی که در ابتدای مطلب خود عنوان میکند مقصود این روزنامه "م.ن" بوده است نه محمد قوچانی در ادامه ادبیاتی را به کار می برد که مشخص میکند شخص مذکور و مورد نظر روزنامه جوان کسی جز روزنامه نگار جوان اما باتجربه کشور یعنی محمد قوچانی نیست.
در ادامه خبر روزنامه جوان در باره فراری بودن قوچانی را نگاه میکنیم:
کلمات کلیدی این دست نوشته:
محمد قوچانی ،
روزنامه جوان ،
شنبه 13 تیر 1388
آغازی بی پایان
سلام.
بعد از مدتی وقفه(بدلیل کارشکنی هاست!) مجبور شدم کلا همه چی رو از نو بسازم و بیام رو یه سرور دیگه
امیدوارم از شکل جدید سایت راضی باشید و سعی میکنم از این به بعد بیشتر و بهتر سایت رو به روز کنم و بتونیم همچون گذشته هرچند کم از هم یاد بگیریم.
در پایان آرزو میکنم این آغاز پایانی نداشته باشد!
بعد از مدتی وقفه(بدلیل کارشکنی هاست!) مجبور شدم کلا همه چی رو از نو بسازم و بیام رو یه سرور دیگه
امیدوارم از شکل جدید سایت راضی باشید و سعی میکنم از این به بعد بیشتر و بهتر سایت رو به روز کنم و بتونیم همچون گذشته هرچند کم از هم یاد بگیریم.
در پایان آرزو میکنم این آغاز پایانی نداشته باشد!
تبلیغات