تبلیغات
مستر ژورنالیست

۱
علیرضا منصوریان روزهای خوبی را سپری نمی‌کند. تیمش هفتم جدول است و جدال بزرگ را هم به امیر قلعه‌نویی باخته. آبی‌های تهران فصل را خوب شروع نکردند اما تا چند هفته پیش امید داشتند که ورق را برگردانند. آنها حتی تا رده چهارم هم بالا آمدند و اگر کمی باهوش‌تر بودند حالا می‌توانستند به جای ذوب‌آهن – که در ابتدای فصل وضعیت به مراتب بحرانی‌تری داشت و حتی سرمربی‌اش را اخراج کرد – بایستند.

۲
منصوریان به نوعی مدیون برانکو ایوانکوویچ و پرسپولیس فصل قبل است. سرمربی فعلی استقلال، فصل پیش با دستان خودش قهرمانی را از برانکو گرفت(با برد دو هیچ پرسپولیس با تیم نفت در هفته‌های پایانی) اما به نوعی وامدار اوست. دلیلش هم مشخص است.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


بلومبرگ (۱۲ دسامبر)
مجله اقتصادی بلومبرگ بیزنس‌ویک که یکی از مجله‌های پرفروش آمریکاست، جلد جالبی برای درآمدهای گوگل تدارک دیده. این محله نوشته غول دنیای سرچ، در یک سال گذشته فقط از منبع خدمات تبلیغاتی‌اش بیش از ۷۶ میلیارد دلار درآمد داشته. حتما شما هم با تبلیغات کلیکی گوگل در سایت‌های خارجی و حتی ایرانی برخورد کرده‌اید. ظاهرا درآمد این تبلیغات برای گوگل سر به فلک کشیده. بلومبرگ نوشته این رقم جدای درآمد گوگل از عینک‌ها، ویدئو اسکرین‌های بزرگ، ماشین‌های خودکار، کیوسک‌های وای‌فای و سایر منابع درآمدی‌اش است. این مجله سایر درآمدهای گوگل را با یک شکلک نمایش داده؛ یعنی این درآمدها آنقدر هنگفت است که حساب ناشدنی‌ بنظر می‌رسد.

در داخل صفحات این شماره بلومبرگ، یک مصاحبه جالب  با نایجل فراژ هم وجود دارد. یکی از برجسته‌ترین رهبران انگلیس که نقش بسزایی در برکسیت یا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا داشت. بلومبرگ بیزنس‌ویک نوشته او نظرات رادیکالی در امور تجارت جهانی دارد و به آمریکا سفر کرده تا با بهترین دوست این روزهایش یعنی ترامپ ملاقات کند. تیتر مقاله: «سلام آمریکا»ست و طعنه‌ای به اینکه قدرت گرفتن ترامپ در آمریکا درست مثل خروج بریتانیا از اتحادیه اروپاست. بلومبرگ به فراژ لقب «آقای برکسیت» را داده و از قولش نوشته: «مردم ترامپ و تیمش را به خوبی نمی‌شناسند. اما من می‌شناسم».

گاردین(۹ دسامبر)
گاردین در شماره دیروز خودش ویژه نامه‌ای برای رییس جمهور اوباما منتشر کرد. این ویژه‌نامه که در لایی ریویو گاردین منتشر شده به میراث اوباما پرداخته و تیتر زده: «شکوه حیرت‌انگیز» گاردین با نگاهی مثبت به میراث اوباما پرداخته و مثلا در یکی از یادداشت‌نویس‌هایش نوشته: «نژادپرستی در آمریکا در این ۸ سال کم شد. چون هیچکس باورش نمی‌شد یک سیاه پوست بتواند به قدرتمندترین مرد کشور تبدیل شود. او و همسرش نشان دادند سیاه پوست‌ها استحقاق نادیده گرفته شدن را ندارند.»



ترافیک، ترافیک، ترافیک! امان همه را بریده. آلودگی هوا، تلف شدن وقت، خورد شدن اعصاب، افزایش استهلاک ماشین و... هم که دیگر برای همه ما شهرنشین ها عادی شده. انگار هیچکس نمی تواند کاری کند. حتی خواندن افزایش مرگ و میرها بر اثر آلودگی هوا(که از تبعات ترافیک است) هم باعث نمی شود تا کک مان بگزد.
از وقتی مدرسه ها باز شده که دیگر اوضاع بدتر هم شده. ترافیک حالا روز و شب نمی شناسد. در تهران از 7 صبح تا 10 شب ترافیک بدون از نفس افتادن در جریان است. اوضاع وقتی وخیم تر می شود که بدانیم ترافیک در برخی از نقاط تهران حتی تا پاسی از شب هم در جریان است. اما چرا ترافیک تهران هیچ وقت تمام نمی‌شود؟ چرا این همه بزرگراه و خیابان جدید و تغییرات مهندسی خیابان‌ها، درد بی‌درمان پایتخت را افاقه نمی‌کند؟ پاسخ دادن به این سوال به ظاهر ساده و کوتاه، اصلا آسان نیست. در پرونده پیش‌رو سعی داریم زاویه جدیدی از ترافیک شهری در ایران و بویژه خیابان‌های پایتخت را مورد واکاوی قرار دهیم. یک مولفه فراموش شده در مهندسی شهری که کمتر مدیری به آن توجه می‌کند...


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


روز گذشته «مرگ فیدل‌ کاسترو» تیتر یک تمام رسانه‌های جهان بود. رهبری انقلابی از تبار کمونیست‌ها که بعد از ۹۰ سال زندگی‌اش پایان گرفت. کاسترو هم مثل بسیاری دیگر از رهبران جهان، علائق ورزشی بسیاری داشت. او هم بیسبال را دوست داشت و هم بسکتبال را. دوستان خوبی هم در بین فوتبالی‌ها داشت.
در کوبا بازی ملی نه فوتبال که بیس‌بال است(مثل همسایه شمالی، ایالات متحده آمریکا). با این همه علاقه اول کاسترو بکستبال بود.
او با قدی به بلندی ۱٫۹ متر در زمان دبیرستان یکی از بازیکنان پرطرفدار بسکتبال بود. در مورد او نوشته‌اند که علاوه بر بسکتبال، به بیس بال، دو و تنیس روی میز هم علاقه نشان می‌داده. ظاهرا او برتری در ورزش را به‌عنوان یک فرصت برای نشان دادن قابلیت‌های خودش برای پیروزی و همچنین اداره گروه می‌دانسته. 

بسکتبالیست‌ حرفه‌ای
خوان سانچز، یکی از بادی‌گاردهای سابق فیدل می‌گوید: فیدل هرگز از اینکه تیم را اداره کند، سرباز نمی‌زد، حتی به رد کردن آن هم فکر نمی‌کرد. بازیکن‌ها به دودسته تقسیم می‌شدند، آبی و قرمز. هرکسی در هر تیمی که بود به خاطر فیدل بازی می‌کرد و بردوباخت برایشان اهمیتی نداشت. بر اساس کارهایی که یک ورزشکار مخصوصاً بسکتبالیست باید انجام دهد، کاسترو اعتقاد داشت که می‌توان بسکتبال را به‌عنوان نمادی از قدرتمند و همچنین یکی از آموزش‌هایی باشد که می‌توان به جوانان انقلابی در اوایل راه آموزش داد. 
 
ازجمله حرکت‌هایی که فیدل همیشه آن را انجام می‌داد حرکت‌هایی بود که مربوط به حفظ توپ و مانور با آن بود. بر اساس تفکر کاسترو، بازی باید سرعت داشته باشد، استقامت و تاکتیک‌های رعدآسا، به همراه تفکر سریع در موقعیت و انتخاب‌های ناگهانی می‌تواند یکی از آموزش‌هایی است که در جنگ‌های چریکی لازم است. کاسترو بانظم خاصی دوست داشت این ورزش را ادامه دهد، این تلاش تا سن ۵۶ سالگی و تاریخ ۱۹۸۲ ادامه داشت، اما در اثر شکستگی پا او برای همیشه این بازی را کنار گذاشت.



برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


دوشنبه یکم آذر 1395

فوتبال در زمانه داعش

از جمله مطالب کنکاش (گزارش‌ها) 

این روزها جنگ سختی بین ارتش عراق و نیروهای داعش در اطراف شهر موصل برقرار است. پس از چندسالی که این شهر مهم عراق در اشغال نیروهای تکفیریست‌، حالا امیدهایی برای بازپسگیری آن توسط ارتش عراق و هم پیمانانش به گوش می‌رسد.
موصل شهری در شمال عراق است که مرکز استان نینواست و روزگاری پرجمعیت‌ترین شهر عراق پس از بغداد به حساب می‌آمد. در هفته گذشته قسمت‌هایی از جنوب این شهر توسط ارتش عراق آزاد شد. و یکی از جالب‌ترین تصویرهایی که در خبرگزاری‌های معتبر دنیا در این مورد منتشر شد، عکسی از فوتبال بازی کردن بچه های خردسال بود. این عکس از آن جهت جالب بود که داعش در تمام سال‌هایی که این شهر را در اختیار داشته، بازی فوتبال و حتی تماشای آنرا ممنوع اعلام کرده بود. 

شلاق و اعدام پیامد تماشای فوتبال!
اوایل سال ۲۰۱۵ خبر تکان‌دهنده‌ای از موصل که این روزها درگیر جنگ سختی است منتشر شد؛ یک گروه سیزده نفره از بچه‌های شهر موصل جلوی جمعیت انبوهی که شامل والدین و دوستانشان بود، اعدام شدند... 


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4