تبلیغات
مستر ژورنالیست
یکشنبه شانزدهم آبان 1395

معجزه فوتبال در ریودوژانیرو

از جمله مطالب کنکاش (گزارش‌ها) 

تا چند ماه پیش یک سوال حسابی ورزش‌دوستان را در سرتاسر دنیا آزار می‌داد؛ «آیا برزیل بدترین میزبان رقابت‌های المپیک لقب می‌گیرد؟»
ماجرا ساده بود، از زمان میزبانی برزیل در جام‌جهانی، همواره خبرهای ناراحت‌کننده‌ای از ریودوژانیرو مخابره می‌شد. اعتراضات مردمی، اعتصابات کارگری، خشونت زاغه‌نشین‌ها، دزدی در دهکده المپیک و ...
در مدت برگزاری المپیک هم خبرهای بد کم نبودند؛ ده دهکده  المپیک مشکلاتی همچون نداشتن آب گرم، سیم کشی‌های بدون محافظ و شکستگی‌ لوله‌ها داشت و سارقان هم آزادانه در دهکده رفت و آمد داشتند.
نسبتا همه هم متفق‌القول بودند که مشکل بر می‌گردد به زاغه‌نشین‌های ریو. همان افرادی که در «فاولا» زندگی می‌کنند».

فاولا چیست؟
اگر ورزش‌دوست باشید بعید است که در چندسال گذشته این عبارت به گوش‌تان نخورده باشد. فاولا به نوعی همان حلبی‌آباد خودمان است. البته کمی ریشه‌دارتر...


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


ساعت نزدیک هفت صبح است. مثل این چند سال آخر زودتر از همه اهالی خانه بلند می‌شوم. هرچقدر در جوانی زود بیدار شدن سخت بود، در پیری آسان‌ است. تقویم می‌گوید که امروز ۱۶ آبان سال ۱۴۵۷ است. حالا ۹۰ سال سن دارم و سعی می‌کنم همچنان پیاده‌روی صبحگاهی را ترک نکنم. تهران این روزها بیشتر از قبل پیاده رو دارد. در زمان جوانی‌ام کمتر می‌شد لذت پیاده روی را چشید. یا باید ولی‌عصر(حدفاصل ونک تا پارک‌وی) را انتخاب می‌کردیم یا بلوار کشاورز را. البته من بیشتر به باشگاه انقلاب پناه می‌بردم. حالا وضعیت بهتر شده. 
قالیباف در این چند دهه‌ای که مدیریت شهر را برعهده دارد، به همراه سایر شرکایش در شورای شهر متوجه شده که باید خیابان‌ها را به نفع عابران کم عرض کند. تجربه نشان داده که هرچقدر هم برای ماشین‌ها خیابان بسازیم، بازهم ترافیک، امان شهر را می‌برد. حالا همه جا شهر پیاده‌روهای درست و درمان دیده می‌شود که آدم را از ماشین سوق می‌دهد به بیرون. 
خدا را شکر موتورها هم دیگر یادگرفته‌اند از این گذرهای مخصوص ما پیاده‌ها رد نشوند. شاید باورتان نشوند اما در اواخر دهه ۹۰ صده قبل، موتوری‌ها در پیاده‌روهای اندک و باریک شهر جولان می‌دادند. انگار که این پیاده‌روها هم جزیی از خیابان بود و ما عابران با قساوت آنها را از چنگ وسایل نقلیه در آورده بودیم! حالا اما ماجرا فرق کرده. 
در حین پیاده روی صبحگاهی‌ام به دکه روزنامه فروشی محل رسیدم. روزنامه‌ها دیگر مثل قدیم زیاد نیستند. کار و کاسبی خیلی‌های شان بواسطه گسترش اینترنت رایگان جمع شده اما هنوز چندتایی از گردن‌کلفت‌ها روی پیشخوان باقی مانده‌اند. تیتر هفته‌نامه «شهرنامه» که خودم از بانیان تاسیسش بودم، نظرم را جلب می‌کند: «آخرین ماشین بنزین‌سوز شهر به موزه شهرداری اهدا شد». یادش بخیر؛ ماشین‌های بنزینی در زمان جوانی‌ام، نقش بسزایی در زندگی ما داشتند. ساعت‌های زیادی از زندگی ما در این ماشین‌ها می‌گذشت. یا ترافیک بود یا دور دور یا گشت و گذار. حالا اما ماشین‌های برقی و جدیدتر(مثل آنهایی که با فضولات انسانی جان می‌گیرند) شهر را پر کرده‌اند. از صدقه سر همین ماشین‌ها هم هست که دیگر هوای تهران مثل سال های اوخر قرن قبل، سیاه و کثیف نیست. 
در این سال‌ها خیلی چیزها تغییر کرده است. قسمت‌هایی از تهران و تعداد قابل توجهی از همشهریان‌مان را در جریان فرونشست های اواخر سال‌های منتهی به ۱۴۰۰ از دست داده‌ایم اما شکر خدا شهر مدرن‌تر و امن‌تری نسبت به قبل ساخته ایم. آری؛ در این سال‌ها خیلی چیزها تغییر کرده است جز منش خوش‌بینانه‌من.

این مطلب در شماره سوم دوهفته‌نامه «شهرنامه» منتشر شده است.



شنبه بیست و چهارم مهر 1395

غرب و شرق ندارد؛ جایی برای زنان نیست!

از جمله مطالب کنکاش (گزارش‌ها) 

در هفته های اخیر خبر جالبی از رسانه های اسپانیایی مخابره شد: «یک داور زن به دلیل شنیدن توهین جنسیتی، بازی دوستانه بین تیم فوتبال مردان EU و والاس در ایالات کاتالانیا را متوقف کرد».

ماجرا از چه قرار بود؟ ظاهرا در این دیدار دوستانه، تماشاگران خطاب به داور مسابقه شعار داده اند که «بهتر است به خانه برگردی و ظرف ها را بشویی». شعاری که اصلا به مذاق خانم مارتا گالگو خوش نیامد و سریع دستور قطع بازی را داد. دلیل؟ سکسیسم یا همان توهین جنسیتی خودمان.

این داور بعد از پایان بازی گفت: «من به خاطر جامعه زنان این کار را انجام ندادم بلکه به خاطر شخصیت خودم تصمیم به این کار گرفتم. تحمل این شعارها برای من بسیار سخت بود و به همین خاطر تصمیم گرفتم بازی را لغو کنم. هر چند می دانم بازیکنان دو تیم می خواستند به بازی ادامه دهند».

البته رسانه های اسپانیایی نوشته اند این بازی با اندکی تاخیر دوباره از سر گرفته شده است اما حرکت داور مسابقه دوباره بحث «تبعیض جنسیتی در ورزش» را باز کرده است...


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید



درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!
 یک پسر جوان در یک شب نسبتا سرد، با تاکسی پدرش خانه را به مقصد یک مهمانی ترک می کند. در بین راه مجبور می شود دختر جوانی را به عنوان مسافر به جایی برساند. شب را با او می گذراند و ساعاتی بعد که بیدار می شود دختر را غرق در خون می بیند. پسرک قصه خیلی زود متهم به قتل می شود. این خلاصه ای است از قسمت اول سریال The Night of یا «شب».

خلاصه ای که می توان برای کل فصل اول نوشت. پسرک قصه یک شهروند آمریکایی با اصالت پاکستانی است و همین باعث می شود تا سریال به نحو زیرکانه ای مشکلات زیرپوستی خانواده های مسلمان ساکن در آمریکا را بررسی کند. این بار آنها نقش منفی های مطلق سریال های معمول آمریکایی نیستند و از اتفاق، خود، قربانی دستگاه قضایی آمریکا می شوند.

سریال خیلی زود محبوب می شود
در حالی که در شروع از پخش سریال «شب» کمتر منتقدی روی آن مانور می داد و خیلی ها ساده از آن می گذشتند. با اوج گرفتن داستان جذاب سریال، خیلی زود بیننده های آن فزونی گرفتند. نمره سریال در همان شب های اول پخش با ارقام خوب 8 و 9 همراه شد و خیلی زود توجه رسانه های آمریکایی را به خود جلب کرد...


برای خواندن مطلب کامل روی این لینک کلیک کنید


پنجشنبه هفتم مرداد 1395

سلبریتی‌ها اردوغان را دوست دارند!

از جمله مطالب کنکاش (گزارش‌ها) 

کودتای بحث برانگیز 15 جولای در ترکیه در حال تبدیل شدن به یکی از تاریخی ترین نقاط عطف تاریخ معاصر خاورمیانه است. رجب طیب اردوغان که به نظر می رسید کارش در شامگاه 15 جولای رو به اتمام است حالا با قدرت بیشتری در ترکیه حکمرانی می کند. او موفق شد با کمک مردم کودتای ارتش را ناکام بگذارد و حالا محبوب تر از همیشه جلوه کند.

گرچه در مورد کودتای ترکیه فرضیه های فراوانی مطرح شده و بعضی ها حتی ریشه شورش ارتشی ها را دستورات پنهانی خود آقای اردوغان می دانند اما به هر حال قرائت رسمی در ترکیه حاکی از آنها است که ارتشی های نزدیک به فتح الله گولن، منتقد اصلی دولت اردوغان دست به کودتا زده اند.

اردوغان حالا دشمنی اش را با هواداران گولن (که در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند) افزایش داده. او در چند هفته گذشته اکثر نزدیکان گولن در ترکیه را دستگیر کرده، مدارس مذهبی مرتبط با گولن را بسته و حتی ممکن است به زودی شرکت های اقتصادی نزدیک به هواداران گولن را هم توقیف کند. خلاصه کودتا برای هر کس نان نداشت برای اردوغان و یارانش حسابی داشت.

اما راز محبوبیت اردوغان در شهرهای بزرگ و مهمی همچون استانبول و آنکارا که مردم حاضر می شوند به خاطر فرمان رییس جمهور به خیابان بروند و جلوی تانک های ارتش صف آرایی کنند چیست؟ چرا اردوغان، هم در شهرهای کوچک و هم در شهرهای بزرگ طرفدار دارد؟


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4