محمود احمدی نژاد رئیس به ظاهر جمهور ایران که محبوبیت وی را با محبوبیت بوش در آمریکا مقایسه می کنند در آخرین شوی تلویزیونی خود (با پوزش از همه شو من های ایران اسلامی و بقیه کشور های غیر اسلامی) اعلام کرد که باقری لنکرانی وزیر اسبق بهداشت را دوست دارد بخورد!
البته خوردن نه به این معنا که از دست او عصبانی است یا او کار بدی کرده است یا مثلا از رفسنجانی بد نگفته است (چون می دانید که یک وزیر خوب باید علاوه بر همگرا بودن با تفکرات محمود جان بر ضد رفسنجانی هم مواضعی داشته باشد تا کارآمدیش بر همگان ثابت شود!) یا چه می دانم خدایی نکرده زبانم لال به اسفندیار رحیم مشایی گفته باشد بالای چشمت ابروست. نه خیر! از آن جهت دوست دارد لنکرانی را بخورد که اعتقاد دارد وی مثل هلو می ماند!!
البته کارشناسان و مفسران و آگاهان خلاصه همه اعتقاد داشتند لنکرانی یکی از معدود خوب های کابینه نهم بوده است و کمتر کسی بود که انتظار تغییر او را داشته باشد مخصوصا تغییر او با یک وزیر زن!
وی در مورد انتخاب وزیر زن برای وزارت بهداشت گفت: "در ارزیابی بیماری ها خانم ها به خاطر حجب و حیایشان بیماری شان را از همسرشان هم پنهان می کنند، اگر محیط برایشان فراهم نمی شود. گفتیم یک مدتی خانم متخصص درجه یک بیاید جایی که خانم ها چک شوند. خانم ها اگر سالم باشند جامعه سالم خواهد شد چرا که فضای عفت خانم ها باعث شده دچار مشکل شوند. وزیر بهداشت باید خدمات را آنقدر گسترش دهد که هر سه ماه یک بار چک شوند و این خانم فوق تخصص زنان را دارند."
گویی این امر بر آقای! احمدی نژاد مشبه شده است که قرار است وزیر جدید بهداشت خود شخصا و به تنهایی به چکاپ زنان اقدام کند که چنین فرضیه خنده داری را مطرح کرده است!
مگر باقری لنکرانی خود می خواست جامعه زنان را معاینه کند که خانوم ها رویشان نمی شد پیش او بروند؟ و مگر قرار است وزیر جدید به جای کار در پاستور و هئیت دولت در مطب به صورت شبانه روزی پاسخگوی خیل عظیم جامعه زنان ایرانی باشد؟!
واقعا باید به تمام کسانی که به احمدی نژاد رای داده اند (چه 24 میلیون چه 1 میلیون!!) تبریک گفت بابت این کابینه که حتی دیگر هلو هم ندارد!
البته خوردن نه به این معنا که از دست او عصبانی است یا او کار بدی کرده است یا مثلا از رفسنجانی بد نگفته است (چون می دانید که یک وزیر خوب باید علاوه بر همگرا بودن با تفکرات محمود جان بر ضد رفسنجانی هم مواضعی داشته باشد تا کارآمدیش بر همگان ثابت شود!) یا چه می دانم خدایی نکرده زبانم لال به اسفندیار رحیم مشایی گفته باشد بالای چشمت ابروست. نه خیر! از آن جهت دوست دارد لنکرانی را بخورد که اعتقاد دارد وی مثل هلو می ماند!!
البته کارشناسان و مفسران و آگاهان خلاصه همه اعتقاد داشتند لنکرانی یکی از معدود خوب های کابینه نهم بوده است و کمتر کسی بود که انتظار تغییر او را داشته باشد مخصوصا تغییر او با یک وزیر زن!
وی در مورد انتخاب وزیر زن برای وزارت بهداشت گفت: "در ارزیابی بیماری ها خانم ها به خاطر حجب و حیایشان بیماری شان را از همسرشان هم پنهان می کنند، اگر محیط برایشان فراهم نمی شود. گفتیم یک مدتی خانم متخصص درجه یک بیاید جایی که خانم ها چک شوند. خانم ها اگر سالم باشند جامعه سالم خواهد شد چرا که فضای عفت خانم ها باعث شده دچار مشکل شوند. وزیر بهداشت باید خدمات را آنقدر گسترش دهد که هر سه ماه یک بار چک شوند و این خانم فوق تخصص زنان را دارند."
گویی این امر بر آقای! احمدی نژاد مشبه شده است که قرار است وزیر جدید بهداشت خود شخصا و به تنهایی به چکاپ زنان اقدام کند که چنین فرضیه خنده داری را مطرح کرده است!
مگر باقری لنکرانی خود می خواست جامعه زنان را معاینه کند که خانوم ها رویشان نمی شد پیش او بروند؟ و مگر قرار است وزیر جدید به جای کار در پاستور و هئیت دولت در مطب به صورت شبانه روزی پاسخگوی خیل عظیم جامعه زنان ایرانی باشد؟!
واقعا باید به تمام کسانی که به احمدی نژاد رای داده اند (چه 24 میلیون چه 1 میلیون!!) تبریک گفت بابت این کابینه که حتی دیگر هلو هم ندارد!
بازی استیل آذین در مقابل صبای قم یک اتفاق ویژه داشت و آنهم درخشش جادوگر
بود.
علی کریمی که به واقع با توپ سحر و جادو می کند توانست صبای قم را 4 بر سه شکست دهد!! بله این کریمی بود که پیروز شد نه استیل آذین! حتی هت تریک غلامی هم باعث نمی شود تا از درخشش فوق العاده کریمی به راحتی بگذریم.
علی که نشان داده است هر وقت انگیزه داشته باشد بهترین بازیکن ایران است (توجه داشته باشید که نه یکی از بهترین ها بلکه بهترین!) در حال حاضر انگیزه دارد. انگیزه ایی همراه با نفرت. نفرت از عباس انصاری فرد. نفرت از دستگاه ورزش که نگذاشت وی در تیم محبوبش بماند. نفرتی که باعث شد حتی از تیم ملی کشورش خداحافظی کند.
آنان که علی را می شناسند نیک می دانند که دلیل انتخاب استیل آذین از سوی او پول و مسائل مادی نبوده است. او آنقدر پس انداز از کشورهای همسایه دارد که برایش 350 میلیون پرسپولیس با 700 میلیون استیل آذین فرقی نکند. علی از پرسپولیس رفت چون نخواستند وی در پرسپولیس بماند و بر محبوبیتش اضافه نماید. به قول دوستان مچ بند سبز، پیراهن سرخ دهد بر باد!
علی رفت چون در اواسط فصل به نحوه مدیریت انصاری فرد ایراد گرفته بود. علی رفت چون بلد نبود بله قربان گوی مافوقش باشد.
حال او انگیزه فراوانی برای ثابت کردن خودش به انصاریفرد و دار و دسته اش دارد. درست همانطور که قید دلارهای عربی را زد و برای تحت فشار قرار دادن علی دایی با مبلغ ناچیزی به پرسپولیس آمد.
آمدنی که باعث شد در بازی اول وی، نود هزار هوادار مشتاق به ورزشگاه آزادی بیایند.
او به هدفش رسید و علی دایی را پیش از پیش تحت فشار قرارداد. تاجایی حساسیت ها بالا رفت که با اولین باخت دایی وی را برکنار کردند و مربی ایی را آوردند که علی کریمی را بازی دهد.
به راستی اگر دایی با کریمی لج نمی کرد تیم ما در جام جهانی 2010 نبود؟
هفته ها گذشت و حالا بازهم ما شانس این را داریم که علی کریمی واقعی و صد در صدی را تماشا کنیم. کریمی ایی که دریبل می زند. پاس گل می دهد و گلهای زیبا به ثمر می رساند.
خوشبحال ما، خوشبحال استیلی که چنین بازیکنی را در اختیار دارد و افسوس برای کسانی که خیال می کردند می توانند علی را از ما بگیرند و محوش کنند.
بیچاره ما هواداران پرسپولیس که بازهم بازیچه سیاسی ها شدیم و باید از بازی علی در تیم دیگری لذت ببریم در حالی که می دانیم قلب او برای تیم ما (و در واقع خودش) می زند.
علی کریمی که به واقع با توپ سحر و جادو می کند توانست صبای قم را 4 بر سه شکست دهد!! بله این کریمی بود که پیروز شد نه استیل آذین! حتی هت تریک غلامی هم باعث نمی شود تا از درخشش فوق العاده کریمی به راحتی بگذریم.
علی که نشان داده است هر وقت انگیزه داشته باشد بهترین بازیکن ایران است (توجه داشته باشید که نه یکی از بهترین ها بلکه بهترین!) در حال حاضر انگیزه دارد. انگیزه ایی همراه با نفرت. نفرت از عباس انصاری فرد. نفرت از دستگاه ورزش که نگذاشت وی در تیم محبوبش بماند. نفرتی که باعث شد حتی از تیم ملی کشورش خداحافظی کند.
آنان که علی را می شناسند نیک می دانند که دلیل انتخاب استیل آذین از سوی او پول و مسائل مادی نبوده است. او آنقدر پس انداز از کشورهای همسایه دارد که برایش 350 میلیون پرسپولیس با 700 میلیون استیل آذین فرقی نکند. علی از پرسپولیس رفت چون نخواستند وی در پرسپولیس بماند و بر محبوبیتش اضافه نماید. به قول دوستان مچ بند سبز، پیراهن سرخ دهد بر باد!
علی رفت چون در اواسط فصل به نحوه مدیریت انصاری فرد ایراد گرفته بود. علی رفت چون بلد نبود بله قربان گوی مافوقش باشد.
حال او انگیزه فراوانی برای ثابت کردن خودش به انصاریفرد و دار و دسته اش دارد. درست همانطور که قید دلارهای عربی را زد و برای تحت فشار قرار دادن علی دایی با مبلغ ناچیزی به پرسپولیس آمد.
آمدنی که باعث شد در بازی اول وی، نود هزار هوادار مشتاق به ورزشگاه آزادی بیایند.
او به هدفش رسید و علی دایی را پیش از پیش تحت فشار قرارداد. تاجایی حساسیت ها بالا رفت که با اولین باخت دایی وی را برکنار کردند و مربی ایی را آوردند که علی کریمی را بازی دهد.
به راستی اگر دایی با کریمی لج نمی کرد تیم ما در جام جهانی 2010 نبود؟
هفته ها گذشت و حالا بازهم ما شانس این را داریم که علی کریمی واقعی و صد در صدی را تماشا کنیم. کریمی ایی که دریبل می زند. پاس گل می دهد و گلهای زیبا به ثمر می رساند.
خوشبحال ما، خوشبحال استیلی که چنین بازیکنی را در اختیار دارد و افسوس برای کسانی که خیال می کردند می توانند علی را از ما بگیرند و محوش کنند.
بیچاره ما هواداران پرسپولیس که بازهم بازیچه سیاسی ها شدیم و باید از بازی علی در تیم دیگری لذت ببریم در حالی که می دانیم قلب او برای تیم ما (و در واقع خودش) می زند.
چند روز پیش
عده ایی از روسای فدراسیون های مختلف در نامه ایی به احمدی نژاد خواستار
ابقای علی آبادی (بخوانید ابقای خودشان!!) شدند.
خبر عجیبی بود در حالی که هر انسان ورزش دوستی (کاری به کارشناس و منتقد ورزشی ندارم) بر ضعیف عمل کردن سازمان تربیت بدنی و در راس آن جناب علی آبادی صحه می گذارد. عده ایی که باید دلسوز ورزش این آب و خاک باشند برای بقا و حفظ میز خود حاضر به ماندن علی آبادی در راس ورزش کشور هستند.
ماندنی که بدون شک باعث به بار آوردن نتایجی بس ضعیف تر و هولناک تر از 4 ساله اول خواهد شد و می تواند تا سالها ورزش کشور را به عقب براند.
استفاده نکردن از دلسوزان و پیشکسوتان هر رشته ورزشی تا جایی که با انتخاب یزدانی خرم که سابقه ایی در کشتی ندارد به عنوان رئیس فدراسیون کشتی (با وجود این همه پیشکسوت به نام در این رشته) از ورزش کشتی ایران چیزی جز نام باقی نمانده است.
وضعیت فوتبال پرطرفدارترین رشته ورزشی کشور هم به هیچ عنوان مطلوب نیست و در این 4 ساله با دخالت های بی جای شخص رئیس حتی تا تعلیق هم پیش رفته است. متاسفانه فوتبال در زمان علی آبادی فقط در عرصه ملی دچار مشکل نشده است و باشگاه های ما هم دچار لجام گسیختگی خاصی هستند.
دو باشگاهی که مستقیما زیر نظر آقای رئیس اداره می شوند از مصادیق بارز این لجام گسیختگی هستند. عوض کرد 5 مدیر در 4 سال برای پرسپولیس رکوردی است که فقط از دست مدیرانی چون علی آبادی بر می آید. دخالت ها در زمان وی تا حدی پیش رفت که حتی مدیر قهرمان(کاشانی از نزدیکان احمدی نژاد!!) هم پس از رسیدن به مقام قهرمانی از تیم کنار گذاشته شد.
حال بنظر می رسد علی آبادی برای حفظ میز خود از مدیران پایین دستی خود خواسته تا با طرح چنین نامه ایی پروژه ابقای خود و شخص رئیس را کلید بزنند. امری که چندان بعید بنظر نمی رسد.
بدون شک تمامی طرفدارن ورزش از صمیم قلب آرزو می کنند که شایعات به وقوع بپیونند و علی آبادی به وزارت برسد! تا شاید ورزش و ورزش دوستان بتوانند نفسی به راحتی بکشند...
خبر عجیبی بود در حالی که هر انسان ورزش دوستی (کاری به کارشناس و منتقد ورزشی ندارم) بر ضعیف عمل کردن سازمان تربیت بدنی و در راس آن جناب علی آبادی صحه می گذارد. عده ایی که باید دلسوز ورزش این آب و خاک باشند برای بقا و حفظ میز خود حاضر به ماندن علی آبادی در راس ورزش کشور هستند.
ماندنی که بدون شک باعث به بار آوردن نتایجی بس ضعیف تر و هولناک تر از 4 ساله اول خواهد شد و می تواند تا سالها ورزش کشور را به عقب براند.
استفاده نکردن از دلسوزان و پیشکسوتان هر رشته ورزشی تا جایی که با انتخاب یزدانی خرم که سابقه ایی در کشتی ندارد به عنوان رئیس فدراسیون کشتی (با وجود این همه پیشکسوت به نام در این رشته) از ورزش کشتی ایران چیزی جز نام باقی نمانده است.
وضعیت فوتبال پرطرفدارترین رشته ورزشی کشور هم به هیچ عنوان مطلوب نیست و در این 4 ساله با دخالت های بی جای شخص رئیس حتی تا تعلیق هم پیش رفته است. متاسفانه فوتبال در زمان علی آبادی فقط در عرصه ملی دچار مشکل نشده است و باشگاه های ما هم دچار لجام گسیختگی خاصی هستند.
دو باشگاهی که مستقیما زیر نظر آقای رئیس اداره می شوند از مصادیق بارز این لجام گسیختگی هستند. عوض کرد 5 مدیر در 4 سال برای پرسپولیس رکوردی است که فقط از دست مدیرانی چون علی آبادی بر می آید. دخالت ها در زمان وی تا حدی پیش رفت که حتی مدیر قهرمان(کاشانی از نزدیکان احمدی نژاد!!) هم پس از رسیدن به مقام قهرمانی از تیم کنار گذاشته شد.
حال بنظر می رسد علی آبادی برای حفظ میز خود از مدیران پایین دستی خود خواسته تا با طرح چنین نامه ایی پروژه ابقای خود و شخص رئیس را کلید بزنند. امری که چندان بعید بنظر نمی رسد.
بدون شک تمامی طرفدارن ورزش از صمیم قلب آرزو می کنند که شایعات به وقوع بپیونند و علی آبادی به وزارت برسد! تا شاید ورزش و ورزش دوستان بتوانند نفسی به راحتی بکشند...
چند روز پیش خیابان نواب نشست کرد و یک نفر از هموطنانمان را کشت!
بعد از حوادث متعدد هوایی در 2 هفته گذشته(که از قضا ساعاتی پیش در پرواز تهران - اصفهان هم دوباره رخ داد!!) این بار نوبت به جاده ها رسید تا تن مسافران خودشون را بلرزانند.
نمی دانم این را به حساب نحسی بعضی ها بگذارم یا به حساب ندانم کاری همان بعضی ها باز!
در بدو حادثه، موضوع خیلی جالبی بنظرم نرسید و از آن گذشتم اما با دیدن چند عکس از اتوبانهای ژاپن در وبلاگ یکی از دوستان ناخودآگاه به یاد خیایان نواب خودمان افتادم و معنی جهان سومی بودن را به خوبی و با تمام وجود احساس کردم!
براستی علم مهندسی آنها کجا و علم مهندسی ما کجا! هنوز برای ساخت یک زیر گذر معمولی ماه ها خیابان ها اطراف را می بندیم و میلیارد ها تومان از پول به اصطلاح بیت المال را صرف (شما بخوانید حرام!) می کنیم تا خیابان بالای سر آن بعد از مدتی بریزد و نشست کند...
عکس ها خود گویای همه چیز است! خودتان مقایسه کنید!
بعد از حوادث متعدد هوایی در 2 هفته گذشته(که از قضا ساعاتی پیش در پرواز تهران - اصفهان هم دوباره رخ داد!!) این بار نوبت به جاده ها رسید تا تن مسافران خودشون را بلرزانند.
نمی دانم این را به حساب نحسی بعضی ها بگذارم یا به حساب ندانم کاری همان بعضی ها باز!
در بدو حادثه، موضوع خیلی جالبی بنظرم نرسید و از آن گذشتم اما با دیدن چند عکس از اتوبانهای ژاپن در وبلاگ یکی از دوستان ناخودآگاه به یاد خیایان نواب خودمان افتادم و معنی جهان سومی بودن را به خوبی و با تمام وجود احساس کردم!
براستی علم مهندسی آنها کجا و علم مهندسی ما کجا! هنوز برای ساخت یک زیر گذر معمولی ماه ها خیابان ها اطراف را می بندیم و میلیارد ها تومان از پول به اصطلاح بیت المال را صرف (شما بخوانید حرام!) می کنیم تا خیابان بالای سر آن بعد از مدتی بریزد و نشست کند...
عکس ها خود گویای همه چیز است! خودتان مقایسه کنید!
نمیدونم خبر دارید یا نه! ولی مهدی کروبی یک عدد نامه نوشته و فرستاده به
هاشمی رفسنجانی و از قرار پس از ده روز هاشمی پاسخ نداده و کروبی هم تصمیم
به انتشار عمومی نامه خویش کرده.
نامه ایی که نمی شود آن را خواند و افسوس نخورد. قصه نخورد و ماتم نگرفت!
متاسفانه بنظر می رسد شایعات تجاوز در بازداشتگاه ها به پسر و دختران بی دفاع بدون پایه و اساس نبوده و این فجایع در این مدت رخ داده است. آنهم برای چندین بار!
البته در رسانه های مختلف به کم و کیف نامه کروبی پرداخته شده است و آنچه باعث شد من دست به تایپ! شوم نامه انتقادی انجمن های اسلامی دانشجویان 10 دانشگاه کشور به کروبی می باشد. انجمن هایی که هر کس به دانشگاه وارد شود می داند چگونه مجامعی هستند. و به قول معروف جای از ما بهتران(بخوانید بسیجیان!) هستند.
در قسمتی از این نامه به قول فارس سرگشاده آمده است: « دیگر سخن در این خصوص اینكه مگر آنانی كه امروز در بازداشتگاه هستند، كسانی نبودند كه با هدایت جریانات برون مرز و گروهكهای تروریستی تعدادی از دوستان و هموطنان ما را كشتند و شهید كردند؟ شما از اینان حمایت میكنید و نگران وضعیت اینان هستید؟ به راستی چرا؟ آنانی كه امروز از بازداشتگاه به صحن دادگاه میآیند و اعتراف میكنند، خود میگویند اما انگار شما باورتان نمیشود كه عامل انگلیس و فرانسه بودند. تاجبخش میگوید كه چه كسانی كجا بودند، با چه كسی ارتباط داشتند، منابع مالیشان از كجاست، جالب است در این بین مهدی كروبی تنها كسی است كه باورش نمیشود ضمن اینكه نامه هم میزند.»
واقعا افسوس و صد افسوس که دین اینگونه بازیچه این افراد شده است. فرض محال هم که این اغتشاشگران (شما بخوانید مردم!) عوامل خارجه بوده اند. یعنی انسان نیستند؟ یعنی به نام دین باید به آنها تجاوز کرد؟
حتی اگر محارب هم باشند کجای دین چنین اجازه ایی به ما داده است؟! کدام مسلک و دین شما را اینگونه گستاخ کرده است که دفاع از مظلوم را بر نمی تابید؟!
یعنی در آیین شما اگر فردی از نظر شما خطا کرد شایسته رفتار حیوانی و تجاوز جنسی است؟! براستی کدام آببن الهی و حتی بشری چنین آرمانی دارد؟
آیا بهتر نیست به جای مواخذه کروبی و نامه به حقش از عوامل فساد انتقاد کنید؟!
گستاخی را به حدی رسانده اید که حتی دیگر به صورت نمایشی هم خواهان برخورد با محارب و مفسدان فی الارض واقعی نیستید! و حتی تاب انتقاد از این وضعیت دردناک را هم ندارید
افسوس و صد افسوس...
نامه ایی که نمی شود آن را خواند و افسوس نخورد. قصه نخورد و ماتم نگرفت!
متاسفانه بنظر می رسد شایعات تجاوز در بازداشتگاه ها به پسر و دختران بی دفاع بدون پایه و اساس نبوده و این فجایع در این مدت رخ داده است. آنهم برای چندین بار!
البته در رسانه های مختلف به کم و کیف نامه کروبی پرداخته شده است و آنچه باعث شد من دست به تایپ! شوم نامه انتقادی انجمن های اسلامی دانشجویان 10 دانشگاه کشور به کروبی می باشد. انجمن هایی که هر کس به دانشگاه وارد شود می داند چگونه مجامعی هستند. و به قول معروف جای از ما بهتران(بخوانید بسیجیان!) هستند.
در قسمتی از این نامه به قول فارس سرگشاده آمده است: « دیگر سخن در این خصوص اینكه مگر آنانی كه امروز در بازداشتگاه هستند، كسانی نبودند كه با هدایت جریانات برون مرز و گروهكهای تروریستی تعدادی از دوستان و هموطنان ما را كشتند و شهید كردند؟ شما از اینان حمایت میكنید و نگران وضعیت اینان هستید؟ به راستی چرا؟ آنانی كه امروز از بازداشتگاه به صحن دادگاه میآیند و اعتراف میكنند، خود میگویند اما انگار شما باورتان نمیشود كه عامل انگلیس و فرانسه بودند. تاجبخش میگوید كه چه كسانی كجا بودند، با چه كسی ارتباط داشتند، منابع مالیشان از كجاست، جالب است در این بین مهدی كروبی تنها كسی است كه باورش نمیشود ضمن اینكه نامه هم میزند.»
واقعا افسوس و صد افسوس که دین اینگونه بازیچه این افراد شده است. فرض محال هم که این اغتشاشگران (شما بخوانید مردم!) عوامل خارجه بوده اند. یعنی انسان نیستند؟ یعنی به نام دین باید به آنها تجاوز کرد؟
حتی اگر محارب هم باشند کجای دین چنین اجازه ایی به ما داده است؟! کدام مسلک و دین شما را اینگونه گستاخ کرده است که دفاع از مظلوم را بر نمی تابید؟!
یعنی در آیین شما اگر فردی از نظر شما خطا کرد شایسته رفتار حیوانی و تجاوز جنسی است؟! براستی کدام آببن الهی و حتی بشری چنین آرمانی دارد؟
آیا بهتر نیست به جای مواخذه کروبی و نامه به حقش از عوامل فساد انتقاد کنید؟!
گستاخی را به حدی رسانده اید که حتی دیگر به صورت نمایشی هم خواهان برخورد با محارب و مفسدان فی الارض واقعی نیستید! و حتی تاب انتقاد از این وضعیت دردناک را هم ندارید
افسوس و صد افسوس...
تبلیغات