تبلیغات
دست نوشته های رسول مجیدی

رضاخانچندی پیش مقاله ایی میخوندم با نام اینکه رضاخان چگونه دیکتاتور شد؟ شاید باورش حتی برای من هم که برای فهم درست تاریخ به کتابهای تاریخ دوره متوسطه اکتفا نمیکردم و سعی در خواندن کتابهای غیر درسی هم میکردم سخت بود ولی رضاخان هم برای حکومت بر مردم این مرز و بوم ابتدا از راه دین و احساسات دینی مردم وارد شد!
فکر کنم برای شما هم جالب باشه که بدونید رضاخانی که همیشه به ما به عنوان یک ضد دین و یک شخصی که اقدام به مبارزه با حجاب میکرد معرفی میشد خود از راه سوار شدن بر موج احساسات دینی مردم به پادشاهی رسید.
قسمتی از این مقاله اینگونه بود: پس از کودتای رضاخانی ،شعارهایی که در بیانیه های کودتاگران به رهبری سیدضیاالدین طباطبایی به چشم می خورد ،اغلب فریبنده وبه ظاهر خوشایند مردم بود،مبنی بر مبارزه با اشرافی گری ودفاع از حقوق طبقه ی کم درآمد که به طور مرتب تکرار وبر ذهن ودل مردم تلقین می شد .سیدضیاء به عنوان رئیس الوزرای رضاخان در بخشی از بیانیه ی معروف خود به نام «مرام نامه واساس نامه»می نویسد:
«..چند نفر اشراف واعیان که زمام مهام مملکت را به ارث در دست گرفته بودند مانند زالو،خون مردم وملت را مکیده ،ضجه ی وی را بلند می ساختند وحیات سیاسی و اجتماعی وطن ما را به درجه ای فاسد وتباه نمودند که حتی وطن پرست ترین عناصر ،معتقدترین اشخاص به زنده بودن روح ملک وملت ،امید خود را از دست داده ،کشور ایران را در میان خاک وخاکستر سرنگون می دیدند. پژمردگی وافسردگی وبالاخره نزدیک شدن آخرین لحظات اندیشه آور ادامه وضعیات را غیر ممکن می ساخت که موقع رسید این وضعیات خاتمه یابد .موقع رسید که عمر حکومت این طبقه سپری گردد مسببین فلاکت وپریشانی ایران که باز هم دست نالایق خویش را از عمارت فروریخته ی ایران نمی کشیدند به حساب دعوت شوند .بالاخره روز واژگون شدن وانتقام فرارسید .در این روز تاریخی وهولناک است که اراده ی نیرومند اعلی حضرت اقدس شاهنشاه (رضاخان)زمام امور را در دست من جای می دهد ،مرا روی کار می آورد...»1


برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

کلمات کلیدی این دست نوشته: رضاخان ، مذهب ، سیاست ،


Share/Save/Bookmark
پنجشنبه 1 مرداد 1388

یار خیابانی من!

نوع مطلب :مطالب دیگران ،

یــــــار خیــــــابانی مـــــن               با مــن و هم رای منـی
  در زیـر باتـــــوم و چمــــاق               یـاور و همـــــراه منـــی
  گم شده رای مـــن و تـــو               تو انتــــخابات ســــــیاه
دشمن خاشاک و خسند               بسیــج و ناجا و سپــاه
  زنجیـــر و چاقـــــو می‌کُنه               صورت رو زخمی و کبـود
  چشم داره عادت می‌کنه               به گاز اشــــک‌آور و دود
  رای مــــن و تــــو نتونست               زنجیــــرها رو پـــاره کنه
    مشت گــره کرده‌ی مــــا               میــــــهن رو آزاد می‌کنه
یار خیابانی من با من و هم رای منی
در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی
رسانه ی ملی ما کذب تموم خبراش
دروغ و نیرنگ و فریب حرف تموم مجریهاش
صورت زشت دیکتاتور سانسور و وجشت و ترور
دولت تزویر و فساد محمود احمدی نژاد



پایان نوشت: شعر زیبای بالا رو تو وبلاگ آقای زیپ و خانو زیگزاک دیدم که به گفته خودش اصل شعر برای شخصی هست به نام ماهک که وبلاگش توسط بلاگفا حذف شده است.



Share/Save/Bookmark
چهارشنبه 31 تیر 1388

زلاتکو آمد!

نوع مطلب :ورزشی ،

سرانجام بعد از مدت ها کش و قوس، پس از مدت ها امروز و فردا کردن، پس از مدت ها بازی با اسامی، سرمربی تیم پرسپولیس انتخاب شد.
زلاتکو کرانیکار که او را با نام کرانچا هم می شناسیم هدایت سرخپوشان پایتخت را در هشتمین دوره لیگ برتر بر عهده می گیرد. مربی ایی خوشنام و با کارنامه مشخص که البته بعد از تجربه موفق کرواسی در سالهای 2004 تا 2006 در جام جهانی با بد شانسی مواجه شد و نتایج لازم را در حالی که بازی های تماشاگر پسندی ارائه میداد نگرفت و جای خود را به بیلیچ داد.
او در کشور خودش 3 بار موفق به بردن لیگ شده است و  در اذهان عمومی از وی به عنوان مربی ایی تهاجمی یاد می شود که همواره تیم های تحت رهبری وی بازی های تماشاگر پسندی را ارائه می دهند.

پرسپولیس هم که دارای مکتبی تهاجمی است مکان خوبی برای کار این مربی موفق محسوب می شود گرچه دیگر تکرار اینکه امکانات ما در حد صفر است کلیشه ایی شده است ولی بنظر می رسد وی با توجه به مشورتی که با بلاژ کرده است تا حدودی به شرایط و جو حاکم بر فوتبال ایران آشنا است و می تواند حاشیه ها را کنترل نماید.
گرچه این وظیفه کادر مدیریتی و بعد از آن کمک های ایرانی اوست که بتوانند محیطی آرام و به دور از حاشیه را برای وی آماده سازند تا وی بتواند با خیالی آسوده آنچه در ذهن خود دارد را در تمرینات تیم پیاده سازی کند.

اسم زلاتکو آنقدر بزرگ است که انصاریفرد بتواند تا مدتی دهان منتقدان و در صدر آن روزنامه های ورزشی را ببندد گرچه حتی اگر کاپلو هم به ایران می آمد ضعف های مدیرتی انصاریفرد و تعلل های وی آنقدر هست که قابل گذشت نباشد اما به هر حال وی می تواند با تمدید قرارداد با کریمی تا حدودی بار مسئولیت را از دوش خود بردارد و تا شروع لیگ کمی از انتقادها را بکاهد.

نکته دیگری که مهم است آن است که هواداران و منتقدان باید با توجه به زمان کم مانده به آغاز لیگ به کرانیکار حداقل یکماه زمان بدهند تا وی بتواند گوشه هایی از توانایی خود را به منحصه ظهور بگذارد. به طور حتم وی جادوگر و رمال نیست و برای پیاده سازی آنچه در ذهن خود دارد به زمانی حداقل یکماهه احتیاج دارد. البته این در حالی است که ما فرض را بر این بگذاریم که تمرینات بدنسازی به خوبی انجام شده است و تیم مشکل بدنی ندارد!


کلمات کلیدی این دست نوشته: پرسپولیس ، انصاریفرد ، کرانیکار ،


Share/Save/Bookmark
چهارشنبه 31 تیر 1388

اینترنت! از انگلستان تا چین!

نوع مطلب :اجتماعی ،

خانواده‌های انگلیسی گرایش بیشتری به خرج کردن برای اینترنت دارند تا برای خوراک و لوازم مدرسه فرزندانشان!
این جملع آغازین یکی از مقالات روزنامه تلگراف انگلستان است.  پایه این مقاله را یک تحقیق علمی که توسط شرکت O2 انجام شده است تشکیل می دهد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که خانواده های انگلیسی اینترنت را حتی به پوشاک بچه هایشان هم ترجیح می دهند!
به گزارش روزنامه تلگراف، شرکت O2 در تحقیقی با شرکت پانصد خانواده، از آن‌ها خواسته بود مواردی را که به حذف آن‌ها از مخارج زندگی تمایل ندارند، مشخص کنند. دو سوم این خانواده‌ها نیز ‌اینترنت را انتخاب کردند که در مقایسه مواردی مانند لباس فرم مدرسه با 59 درصد، تعطیلات خانوادگی با30 درصد و خرید هفتگی مواد غذایی با24 درصد قابل تامل است.

داستان علاقه خانوارهای انگلیسی به اینترنت زمانی جالب تر می شود که بدانیم دولت انگلیس به تازگی تصویب کرده است تا سال 2012 / 1391، تمام خانه‌های انگلیس باید به خطوط اینترنتی پرسرعت مجهز باشند و در همین راستا، شرکت‌های ارایه‌دهنده خدمات ارتباطی در انگلستان نیز به‌تازگی عرضه خدمات اینترنت بسیار پرسرعت را با پهنای باند 100 و 200 مگابیت بر ثانیه به شهروندان آغاز کرده‌اند. پیش‌بینی می‌شود با توجه به نتایج این نظرسنجی و هم‌چنین هزینه نسبتا اندک این خدمات (معادل پنجاه‌هزار تومان در ماه)، استقبال خوبی از این خدمات به عمل آید.

در حالی که در فرهنگ انگلستان و در کل غرب اینترنت مساله ایی کاملا جا افتاده است و والدین نه تنها سعی در محدود ساختن فرزندانشان ندارند بلکه خواهان گشترش فناوری در زندگی خودشان هستند (بطوری که به گواه تحقیقات انجام شده که در بالا ذکر شد، شصت درصد والدین اظهار داشته‌اند که 10 درصد کل بودجه خانواده را صرف خریدها و آبونمان خدمات مرتبط با فناوری می‌کنند) در چین داستان کاملا متفاوتی حاکم است!

بیش از یک سال است که دولت چین، مبارزه‌ای را بر ضد اعتیاد به اینترنت به راه انداخته و می‌گوید که استفاده بیش از حد نوجوانان و جوانان از اینترنت در کافی‌نت‌ها؛ که در چین وب‌بار نامیده می‌شوند؛ بر تحصیل آنها تاثیر منفی می‌گذارد و زندگی خانوادگی آنها را تباه می‌کند.

داستان وقتی هیجان انگیز تر می شود که بدانیم در چین بیش از 200 موسسه به ارائه خدمات برای درمان اختلالات استفاده از اینترنت می‌پردازند!!
در همین راستا هفته پیش رویترز گزارش داد که دولت چین به دلیل عدم اطمینان از ایمنی و موثر بودن استفاده از شوک الکتریکی به عنوان یکی از روش‌های درمانی برای اعتیاد به اینترنت استفاده از این روش را ممنوع کرد!

شاید باورش سخت باشد، اما در حالی که در انگلستان خانواده ها تلاش می کنند ارتباط خود را با تکنولوژی و اینترنت بهبود ببخشند در چین والدین، فرزندان خود را به مرکزی میفرستند که از شوک الکتریکی برای از بین بردن اعتیاد نوجوان به اینترنت استفاده می کند!


برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید

کلمات کلیدی این دست نوشته: چین ، انگلیس ، خانواده ، اینترنت ،


Share/Save/Bookmark

سید محمدعلی ابطحی، در اوج قدرت بود که نوشتن وبلاگش را شروع کرد. دقیقا بر عکس چیزی که قدرت ایجاب می‌کند. کسی که تن به وبلاگ‌نویسی می‌دهد در حقیقت پیدا و پنهان خود را در معرض قضاوت خواننده‌های مطالب خویش قرار می‌دهد. به مرور اگر خواننده‌های ثابت خود را پیدا کند نسبت به آنها مدیون می‌شود و گویی حلقه‌ای بر گردنش افکنده دوست! اگر اتفاقی بیفتد و ننویسد، از او گلایه می‌کنند. اگر مصلحت‌اندیشانه بنگارد به او چپ چپ نگاه می‌کنند و اگر حرف دلش را بزند، خیلی‌ها با او دشمنی می‌کنند. فردی که در دایره قدرت وارد می‌شود، قطعا از تمامی این موارد گریزان است، چون سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند! مخصوصا که دولتمداران و سیاستمداران در تیررس مستقیم مخالفان خویشند. مخصوصا که اصلاح‌طلبان در این مملکت همیشه متهمند و در بهترین حالت مظنون به ارتکاب جرم!
ابطحی به عنوان یک سید روحانی از سیره هم‌لباس‌های خود در این مورد تبعیت نکرد و زندگی یک روحانی سیاستمدار را بر تارنمای خود به تصویر کشید. این اولین بار بود که مردم ایران به صورت روزانه در جریان جزئیات فکری و زندگی یک روحانی و یک سیاستمدار قرار می‌گرفتند. ابطحی تعهد داشت که هر روز بنویسد و پنج سال بدون وقفه نوشت. در این پنج سال فقط دوروز بود که ننوشت. یک‌بار وقتی تارنمای او (webnevesht.com) را دزدیدند که بلافاصله webneveshteha.com را جایگزین آن کرد و به فاصله یك روز میزان بازدید آن از وبلاگ قبلی بیشتر شد و بار دیگر به احترام مادرش، روزی که او را از دست داد. ابطحی می‌خواست بگوید که یک سیاستمدار باید با شجاعت افکارش را بیان کند. مردم باید با طرز فکر یک سیاستمدار آشنا باشند. می‌خواست بگوید که یک سیاستمدار می‌تواند شفاف هم باشد. مردم حق دارند عکس‌هایی را از خلوت سیاستمداران ببینند و حتی بعضی اوقات به نحوه غذا خوردن یا لباس پوشیدن آنها بخندند. می‌خواست سیاسیون و قدرتمداران را از برج عاج پایین بیاورد و به مردم نشانشان دهد.
ابطحی می‌خواست بگوید یک روحانی در بسیاری از شئون زندگی با مردم عادی تفاوتی ندارد. می‌خواست به روحانیون یادآوری کند که نطفه انحراف در غرور و خود‌بزرگ‌بینی است، باید از مردم بود و با مردم.
«وب‌نوشت» آواز جدیدی بود که در فضای مرموز ایران امروزی، به گوشمان بسیار خوش می‌آمد. اکنون یک ماه است که «وب‌نوشت» آواز نمی‌خواند.
هزاران نفر برای ابطحی و «وب‌نوشتش» در تارنوشته‌های روزانه خود نگاشته‌اند و دوستش دارند. اما من نیز به عنوان یک وبلاگ‌نویس، خواستم دین خود را نسبت به مشهورترین وبلاگ‌نویس ایران ادا کنم. می‌خواهم از جانب وبلاگ‌نویسانی که سید وبلاگ‌نویس را دوست دارند، او را به درستی «پدر وبلاگستان» خطاب کنم.
پدر، بی‌صبرانه منتظریم تا وقتی بار دگر آدرس وب‌نوشته‌ها را در مرورگر اینترنتی خود وارد می‌کنیم، باز هم با خبر تکراری دستگیری تو مواجه نشویم. وبلاگستان بدون تو احساس یتیمی می‌کند.

* روزنامه اعتماد ملی / امیرحسین‌هاشمی / داماد محمدعلی ابطحی


کلمات کلیدی این دست نوشته: محمد علی ابطحی ،


Share/Save/Bookmark
تعداد کل صفحات: 10 ... 4 5 6 7 8 9 10