آش انقدر شور شده است که صدای امیر قلعه نوعی محتاط رو هم در اورده است!
باورش شاید سخت باشد ولی ژنرال دیروز آبی ها و سرمربی امروز زردهای اصفهانی در قسمتی از مصاحبه دیروز خودش با خبرگزاری نیمه دولتی فارس به شدت از مدیریت فوتبال در چند سال اخیر شکایت کرده و سقوط شدید و دردناک فوتبال در سالهای اخیر رو ناشی از حضور افراد سیاسی در فوتبال دانسته و در جمله ایی به یاد ماندنی اظهار داشته است: "اگر تیم ملی به جام جهانی نرفت علتش مدیران غیر ورزشی بودند كه فوتبال را سیاسی كردند."
اینکه قلعه نوعی با سیاست و محتاط اینگونه لب به انتقاد باز میکند و حتی در آخر مصاحبه خود عنوان میکند که: "شاید با این حرفها من هم خانهنشین بشوم" نشان از عمق فاجعه ایی دارد که گریبان فوتبال ما را گرفته است.
فوتبالی سیاسی در تمام سطوح با مدیریت افراد سیاسی و دخالت سیاسون درجه اول کشور باعث شده است تا از فوتبال فقط اسمی باقی بماند و تنها آلت و ابزاری باشد برای پیشبرد اهداف سیاسی و تبلیغ مردان سیاست!
فوتبال سیاسی را فقط نمیتوان از حرف های کارشناشان و منتقدان و یا از نگاه مربیانی همچون قله نوعی شناخت بلکه این روزها با هر نوجوان 13 14 ساله ایی هم که دمخور بشوی از شکوه وی از فوتبال سیاسی به سطوح می آیی!
قلعه نوعی در ادامه مصاحبه خود سوالی را از رئیس جمهور می پرسد که شاید سوال خیلی ها باشد. الالخصوص هواداران و طرفداران دو تیم پایتخت! وی از احمدی نژاد می پرسد: "چرا مدیران موفق ورزشی خانهنشین میشوند؟ چرا امثال حبیب كاشانی، علی فتحالله زاده و سعید آذری نباید در ورزش باشند؟ چرا مدیری كه تیم ملی را به جام جهانی برده تغییر میكند؟"
براستی چرا؟! چرا دادکان میرود تا امثال کفاشیان بیایند که خود به بی اختیاری خود اعتراف میکنند؟ چرا دادکان برود تا امثال تاج بیایند و باعث رقم خوردن چنین نتایج تلخی برای فوتبال بشوند؟ چرا کاشانی مدیر موفق پرسپولیس از این تیم برکنار میشود تا جای او مصطفوی ها بیایند؟ و چرا قبل تر از کاشانی، حسن انصاریفرد مدیر محبوب پرسپولیس به دلایل سیاسی از این تیم برکنار و کاشانی جای او را میگیرد؟
براستی چرا آذری که توانست پس از سالها تیم فوتبال ذوب را به یک مدعی درجه اول قهرمانی تبدیل و این تیم را قهرمان جام حدفی کشور کند و در دیگر رشته های ورزشی باشگاه ذوب آهن را سرآمد قرار دهد باید از ورزش فراری شود و استعفا بدهد؟ به کدامین دلیل منطقی اعضای هیئت مدیره ذوب آهن اخراج شدند؟ آیا حمایت از کاندیدای دیگر جرم است؟ آیا فعالیت سیاسی در چارچوب نظام جرم است؟
به امید روزی که ورزش از سیاسیون در جهت پیشرفت استفاده کند نه سیاسیون از ورزش!
به قول یکی از دوستان، ورزش ایران سیر صعودی دارد در نزول !!
باورش شاید سخت باشد ولی ژنرال دیروز آبی ها و سرمربی امروز زردهای اصفهانی در قسمتی از مصاحبه دیروز خودش با خبرگزاری نیمه دولتی فارس به شدت از مدیریت فوتبال در چند سال اخیر شکایت کرده و سقوط شدید و دردناک فوتبال در سالهای اخیر رو ناشی از حضور افراد سیاسی در فوتبال دانسته و در جمله ایی به یاد ماندنی اظهار داشته است: "اگر تیم ملی به جام جهانی نرفت علتش مدیران غیر ورزشی بودند كه فوتبال را سیاسی كردند."
اینکه قلعه نوعی با سیاست و محتاط اینگونه لب به انتقاد باز میکند و حتی در آخر مصاحبه خود عنوان میکند که: "شاید با این حرفها من هم خانهنشین بشوم" نشان از عمق فاجعه ایی دارد که گریبان فوتبال ما را گرفته است.
فوتبالی سیاسی در تمام سطوح با مدیریت افراد سیاسی و دخالت سیاسون درجه اول کشور باعث شده است تا از فوتبال فقط اسمی باقی بماند و تنها آلت و ابزاری باشد برای پیشبرد اهداف سیاسی و تبلیغ مردان سیاست!
فوتبال سیاسی را فقط نمیتوان از حرف های کارشناشان و منتقدان و یا از نگاه مربیانی همچون قله نوعی شناخت بلکه این روزها با هر نوجوان 13 14 ساله ایی هم که دمخور بشوی از شکوه وی از فوتبال سیاسی به سطوح می آیی!
قلعه نوعی در ادامه مصاحبه خود سوالی را از رئیس جمهور می پرسد که شاید سوال خیلی ها باشد. الالخصوص هواداران و طرفداران دو تیم پایتخت! وی از احمدی نژاد می پرسد: "چرا مدیران موفق ورزشی خانهنشین میشوند؟ چرا امثال حبیب كاشانی، علی فتحالله زاده و سعید آذری نباید در ورزش باشند؟ چرا مدیری كه تیم ملی را به جام جهانی برده تغییر میكند؟"
براستی چرا؟! چرا دادکان میرود تا امثال کفاشیان بیایند که خود به بی اختیاری خود اعتراف میکنند؟ چرا دادکان برود تا امثال تاج بیایند و باعث رقم خوردن چنین نتایج تلخی برای فوتبال بشوند؟ چرا کاشانی مدیر موفق پرسپولیس از این تیم برکنار میشود تا جای او مصطفوی ها بیایند؟ و چرا قبل تر از کاشانی، حسن انصاریفرد مدیر محبوب پرسپولیس به دلایل سیاسی از این تیم برکنار و کاشانی جای او را میگیرد؟
براستی چرا آذری که توانست پس از سالها تیم فوتبال ذوب را به یک مدعی درجه اول قهرمانی تبدیل و این تیم را قهرمان جام حدفی کشور کند و در دیگر رشته های ورزشی باشگاه ذوب آهن را سرآمد قرار دهد باید از ورزش فراری شود و استعفا بدهد؟ به کدامین دلیل منطقی اعضای هیئت مدیره ذوب آهن اخراج شدند؟ آیا حمایت از کاندیدای دیگر جرم است؟ آیا فعالیت سیاسی در چارچوب نظام جرم است؟
به امید روزی که ورزش از سیاسیون در جهت پیشرفت استفاده کند نه سیاسیون از ورزش!
به قول یکی از دوستان، ورزش ایران سیر صعودی دارد در نزول !!
کلمات کلیدی این دست نوشته:
قلعه نوعی ،
فوتبال ،
اینجوری که امروز در خبر ها اومده بود به لطف زحمات
سازمان تربیت بدنی پس از سالها (23 سال!) تورنمنت بین المللی دوچرخه سواری
آذربایجان دیگر نام بین المللی را با خود به یدک نمیکشد!
از قرار معلوم امسال تور دوچرخه سواری آذربایجان که از قضا قدیمی ترین تور خاورمیانه و معتبرترین تور داخلی به حساب می آمد بدون حضور تیم های خارجی انجام میگیرد! مسئله ای که اصلا خوشایند ورزش کشور نیست و این تور که با سختی های فراوان 23 سال به صورت متوالی و بین المللی برگزار میشد امسال فقط جنبه درون مرزی دارد و اعتبار 23 ساله خود رو از دست خواهد داد.
البته شاید این امر بدلیل قرار گرفتن در سال اصلاح الگوی مصرف می باشد و لابد دوستان پیش خود پنداشتند که اصلا چه معنی دار این تورنمنت با خودش نام بین المللی رو یدک بکشد!؟
جالب تر از این خبر، خبر مربوط به آسفالت کردن کوه تاریخی و بزرگ دماوند بود که اصلا جای هیچگونه بحثی را باقی نمیگذارد! مدیریت دوستان فراتر از سطح دنیاست و آسفالت کردن کوه هم مشت محکمی بود بر دهان کسانی که میگویند این دولت نمیتواند!
از قرار معلوم امسال تور دوچرخه سواری آذربایجان که از قضا قدیمی ترین تور خاورمیانه و معتبرترین تور داخلی به حساب می آمد بدون حضور تیم های خارجی انجام میگیرد! مسئله ای که اصلا خوشایند ورزش کشور نیست و این تور که با سختی های فراوان 23 سال به صورت متوالی و بین المللی برگزار میشد امسال فقط جنبه درون مرزی دارد و اعتبار 23 ساله خود رو از دست خواهد داد.
البته شاید این امر بدلیل قرار گرفتن در سال اصلاح الگوی مصرف می باشد و لابد دوستان پیش خود پنداشتند که اصلا چه معنی دار این تورنمنت با خودش نام بین المللی رو یدک بکشد!؟
جالب تر از این خبر، خبر مربوط به آسفالت کردن کوه تاریخی و بزرگ دماوند بود که اصلا جای هیچگونه بحثی را باقی نمیگذارد! مدیریت دوستان فراتر از سطح دنیاست و آسفالت کردن کوه هم مشت محکمی بود بر دهان کسانی که میگویند این دولت نمیتواند!
کلمات کلیدی این دست نوشته:
تور آذربایجان ،
سازمان تربیت بدنی ،
کوه دماوند ،
خب به سلامتی شرط بندی روی اسب هم حلال شد!
نه این ستون طنز سایت نیست! بلکه یک خبر عجیب دیگر در راستای اخبار عجیب غریب هفته های اخیر هست.
واقعا آدم بعضی وقتها یه چیزهایی رو میشنوه که به تمام دروسی که در دوره متوسطه خونده شک میکنه!
در حالی که همه ما حتما به یاد داریم که در کتب دوران متوسطه هر ورزشی که در آن برد و باخت وجود داشت مشکل داشت و شرط بندی روی آن حرام بود اخیرا اعلام شده شرط بندی روی اسب نه تنها مشکل ندارد بلکه حتی احادیثی رو هم از ائمه نقل میکنند که به شرط بندی بر روی اسب دلالت دارد!
البته ما هایی که تو ایران زندگی میکنیم باید کم کم گوش خود را به شنیدن چنین اخبار عجیبی عادت بدیم. اصلا شاید فردا اومدن اصول دین رو هم عوض کردن و ما به هیچ عنوان نباید تعجب کنیم چون در این دنیا فانی هرچیزی ممکن هست.
به هر حال در حال حاضر شما میتوانید با مراجعه به کیوسک های مطبوعاتی اقدام به خرید کارت های هیجان با قیمت نازل 10000 تومان بکنید و برروی اسب مورد نظرتون شرط بندی کنید و هیچ عبایی هم از گناه ان نداشته باشید چون تنی چند از مراجع قم هم این حرکت فدراسیون سوارکاری رو تایید کردند.
البته ساز و کار شرعی کردن این حرکت هم در نوع خودش جالب توجه هست! اینگونه که مدعیان پاکی این عمل میگویند از نظر شرعی اشکالی بر شرط بندی دو سوارکار باهم وجود ندارد و همین شرع باز میگوید که وکلای دو سوارکار هم میتوانند باهم شرط بندی کنند. پس فدراسیون محترم اومده از سوارکاران وکالت نامه ایی رو اخذ کرده تا مردم به عنوان وكیلشان روی اسبها شرط ببندند!
به همین سادگی! یعنی مردمی که کارت های هیجان رو خریداری میکنند وکیل سوارکاران به حساب می آیند!
نکته جالب اینجاست که اصولا وکیل از موکل خود پول دریافت میکند و نه برعکس! البته لابد دوستان فکر این قسمت رو هم کردند و به زودی یک کلاه شرعی دیگر پیدا خواهند کرد.
نه این ستون طنز سایت نیست! بلکه یک خبر عجیب دیگر در راستای اخبار عجیب غریب هفته های اخیر هست.
واقعا آدم بعضی وقتها یه چیزهایی رو میشنوه که به تمام دروسی که در دوره متوسطه خونده شک میکنه!
در حالی که همه ما حتما به یاد داریم که در کتب دوران متوسطه هر ورزشی که در آن برد و باخت وجود داشت مشکل داشت و شرط بندی روی آن حرام بود اخیرا اعلام شده شرط بندی روی اسب نه تنها مشکل ندارد بلکه حتی احادیثی رو هم از ائمه نقل میکنند که به شرط بندی بر روی اسب دلالت دارد!
البته ما هایی که تو ایران زندگی میکنیم باید کم کم گوش خود را به شنیدن چنین اخبار عجیبی عادت بدیم. اصلا شاید فردا اومدن اصول دین رو هم عوض کردن و ما به هیچ عنوان نباید تعجب کنیم چون در این دنیا فانی هرچیزی ممکن هست.
به هر حال در حال حاضر شما میتوانید با مراجعه به کیوسک های مطبوعاتی اقدام به خرید کارت های هیجان با قیمت نازل 10000 تومان بکنید و برروی اسب مورد نظرتون شرط بندی کنید و هیچ عبایی هم از گناه ان نداشته باشید چون تنی چند از مراجع قم هم این حرکت فدراسیون سوارکاری رو تایید کردند.
البته ساز و کار شرعی کردن این حرکت هم در نوع خودش جالب توجه هست! اینگونه که مدعیان پاکی این عمل میگویند از نظر شرعی اشکالی بر شرط بندی دو سوارکار باهم وجود ندارد و همین شرع باز میگوید که وکلای دو سوارکار هم میتوانند باهم شرط بندی کنند. پس فدراسیون محترم اومده از سوارکاران وکالت نامه ایی رو اخذ کرده تا مردم به عنوان وكیلشان روی اسبها شرط ببندند!
به همین سادگی! یعنی مردمی که کارت های هیجان رو خریداری میکنند وکیل سوارکاران به حساب می آیند!
نکته جالب اینجاست که اصولا وکیل از موکل خود پول دریافت میکند و نه برعکس! البته لابد دوستان فکر این قسمت رو هم کردند و به زودی یک کلاه شرعی دیگر پیدا خواهند کرد.
در ادامه مصاحبه اعتماد ملی با رئیس كمیته مسابقات فدراسیون سواركاری رو میخونید
پنجشنبه 18 تیر 1388
خورشید پنهان
تو این وضعیت بد آب و هوایی هم نوشتن سخته ها!
نه! اینجوری نیست که بخاطر آلودگی بیش از حد هوا دستم به نوشتن نره. منظورم اینه که وقتی بیشتر خبرگزاری ها و سایت ها نیمه تعطیل و بعضا تعطیلا و جمع کثیری از روزنامه ها هم منتشر نمیشن نوشتن خیلی سخته!
آخه وقتی سوژه ایی نباشه، وقتی سرمقالات کیهان نباشه وقتی وهمیات وطن امروز و جوان نباشه هم مگه میشه نوشت؟
وقتی مصاحبه ها و تحلیل های سایت ها و دروغ های خبرگزاری ها(دروغگزاری ها!) نباشه هم مگه میشه نوشت؟
نمیدونم شایدم بشه نوشت و من بلد نیستم. به هر حال این آب و هوا هرچی که بود! خوب یا ید داره تموم میشه و بزودی خورشید از پشت این گرد و غبار میاد بیرون.
به امید روزی که هیچ خورشیدی کم نور و پنهان نشه و به قول قدیمی ها خورشید پشت ابر نمونه!
نه! اینجوری نیست که بخاطر آلودگی بیش از حد هوا دستم به نوشتن نره. منظورم اینه که وقتی بیشتر خبرگزاری ها و سایت ها نیمه تعطیل و بعضا تعطیلا و جمع کثیری از روزنامه ها هم منتشر نمیشن نوشتن خیلی سخته!
آخه وقتی سوژه ایی نباشه، وقتی سرمقالات کیهان نباشه وقتی وهمیات وطن امروز و جوان نباشه هم مگه میشه نوشت؟
وقتی مصاحبه ها و تحلیل های سایت ها و دروغ های خبرگزاری ها(دروغگزاری ها!) نباشه هم مگه میشه نوشت؟
نمیدونم شایدم بشه نوشت و من بلد نیستم. به هر حال این آب و هوا هرچی که بود! خوب یا ید داره تموم میشه و بزودی خورشید از پشت این گرد و غبار میاد بیرون.
به امید روزی که هیچ خورشیدی کم نور و پنهان نشه و به قول قدیمی ها خورشید پشت ابر نمونه!
کلمات کلیدی این دست نوشته:
کیهان ،
همونطور که میدونید لیگ برتر دیروز قرعه کشی شد و تیم ها حریفان خود را در طول فصل شناختند تا با برنامه ریزی بهتر به سراغ رقبا بروند.
در یکی از از مهمترین بازی های هفته ابتدایی یا بهتر بگم مهمترین بازی هفته اول تیم سپاهان با سرمربی گری امیر قلعه نوعی به مصاف تیم استقلال تهران خواهد رفت و یکی از برنامه ریزی ها و تمهیداتی که همیشه باشگاه سپاهان اصفهان از آن استفاده میکند جنگ روانی است و اینبار هم قصد دارد از این شگرد خود استفاده کرده تا بازی بزرگ را به نفع خود رقم بزند و از همان ابتدا خود را یک مدعی درجه یک فتح جام نشان دهد.
البته باشگاه سپاهان مدعی است این جنگ را واعظ آشتیانی در روزنامه ها با موضع گیری علیه سرمربی تیمشان(قلعه نوعی) آغاز کرده است ولی چیزی که مشخص است این است که باشگاه سپاهان هم از این امر مثل همیشه استقبال کرده و با انتشار بیانه ایی حمایت خود را از قلعه نوعی اعلام کرد و به مدیر عامل استقلال تاخت.
باشگاه سپاهان در قسمتی از بیانیه خود به واعظ آشتیانی متذکر شده است: "به مدیر عامل باشگاه استقلال تهران كه ظاهراً با مصاحبههای بیحد و حصرش علیه امیر قلعهنویی برهم زدن تمركز و آرامش سرمربی تیم فوتبال فولاد مباركه سپاهان را هدف قرار داده متذكر میشویم كه حق اینگونه اظهارنظرها و موضعگیریها در مورد سرمربی تیم فوتبال سپاهان را ندارید و بهتر در آستانه آغاز رقابتهای پیش رو در فصل جدید توجه خود را به تیم متبوعتان معطوف نمائید"
من توصیه میکنم این بیانیه را مسولان سپاهان پیش خودشان نگه دارند تا در صورت ایجاد جنگ روانی با تیم های دیگر آنرا بخوانند و از آن عبرت بگیرند زیرا این مسئله مصداق بارز ضرب المثل "تو اگر لالایی بلدی برای خودت بخوان" هست!
در قسمت پایانی این بیانیه آمده است: "بدیهی است در صورت تكرار موضعگیری و مصاحبههای آقای واعظ آشتیانی علیه سرمربی تیم فوتبال سپاهان به تذكر و هشدار اكتفا نخواهیم كرد و در آن هنگام پاسخمان محكم و كوبنده خواهد بود."
البته من قصد جانب داری از مدیر عامل استقلال را ندارم زیرا اینکار برای من که تیم مطبوعم قرمز است فایده و سودی ندارد ولی براستی این فصل هم باید شاهد حاشیه های بیشتر از متن باشیم؟
یعنی این فصل به جای هنر نمایی فیروز کریمی و احتمالا میثاقیان باید شاهد درگیری لفظی امیر با استقلال و حمید با پرسپولیس باشیم؟!
به قول قدیمی ها: "سالی که نکوست از بهارش پیداست!"
در یکی از از مهمترین بازی های هفته ابتدایی یا بهتر بگم مهمترین بازی هفته اول تیم سپاهان با سرمربی گری امیر قلعه نوعی به مصاف تیم استقلال تهران خواهد رفت و یکی از برنامه ریزی ها و تمهیداتی که همیشه باشگاه سپاهان اصفهان از آن استفاده میکند جنگ روانی است و اینبار هم قصد دارد از این شگرد خود استفاده کرده تا بازی بزرگ را به نفع خود رقم بزند و از همان ابتدا خود را یک مدعی درجه یک فتح جام نشان دهد.
البته باشگاه سپاهان مدعی است این جنگ را واعظ آشتیانی در روزنامه ها با موضع گیری علیه سرمربی تیمشان(قلعه نوعی) آغاز کرده است ولی چیزی که مشخص است این است که باشگاه سپاهان هم از این امر مثل همیشه استقبال کرده و با انتشار بیانه ایی حمایت خود را از قلعه نوعی اعلام کرد و به مدیر عامل استقلال تاخت.
باشگاه سپاهان در قسمتی از بیانیه خود به واعظ آشتیانی متذکر شده است: "به مدیر عامل باشگاه استقلال تهران كه ظاهراً با مصاحبههای بیحد و حصرش علیه امیر قلعهنویی برهم زدن تمركز و آرامش سرمربی تیم فوتبال فولاد مباركه سپاهان را هدف قرار داده متذكر میشویم كه حق اینگونه اظهارنظرها و موضعگیریها در مورد سرمربی تیم فوتبال سپاهان را ندارید و بهتر در آستانه آغاز رقابتهای پیش رو در فصل جدید توجه خود را به تیم متبوعتان معطوف نمائید"
من توصیه میکنم این بیانیه را مسولان سپاهان پیش خودشان نگه دارند تا در صورت ایجاد جنگ روانی با تیم های دیگر آنرا بخوانند و از آن عبرت بگیرند زیرا این مسئله مصداق بارز ضرب المثل "تو اگر لالایی بلدی برای خودت بخوان" هست!
در قسمت پایانی این بیانیه آمده است: "بدیهی است در صورت تكرار موضعگیری و مصاحبههای آقای واعظ آشتیانی علیه سرمربی تیم فوتبال سپاهان به تذكر و هشدار اكتفا نخواهیم كرد و در آن هنگام پاسخمان محكم و كوبنده خواهد بود."
البته من قصد جانب داری از مدیر عامل استقلال را ندارم زیرا اینکار برای من که تیم مطبوعم قرمز است فایده و سودی ندارد ولی براستی این فصل هم باید شاهد حاشیه های بیشتر از متن باشیم؟
یعنی این فصل به جای هنر نمایی فیروز کریمی و احتمالا میثاقیان باید شاهد درگیری لفظی امیر با استقلال و حمید با پرسپولیس باشیم؟!
به قول قدیمی ها: "سالی که نکوست از بهارش پیداست!"
کلمات کلیدی این دست نوشته:
استقلال ،
سپاهان ،
قلعه نوعی ،
لیگ برتر ،
فوتبال ،
تبلیغات