تبلیغات
دست نوشته های رسول مجیدی

چند روزی بود که داستان مشایی بر سر زبان ها افتاده بود و به داستان روز تبدیل شده بود ولی من با توجه بر اینکه اعتقاد داشتم و دارم که این داستان، ساختگی بوده و هست تا ذهن جامعه و مطبوعات را از حوادث انتخابان منحرف کند و به سمت و سوی دیگر ببرد از نوشتن مطلب در مورد مشایی و معاون اولیش پرهیز کردم اما حال که او استعفا داده است بد ندیدم مقاله امروز شریعتمداری در روزنامه کیهان که به سختی به مشایی حمله کرده است را مورد بررسی قرار دهم.

اگر تا دیروز فکر میکردید که روزنامه کیهان فقط سران اصلاحات و یا به قول سردبیر کیهان، حسین شریعتمداری مدعیان اصلاحات!! را عوامل بیگانه و انگلیس و آمریکا می داند سخت در اشتباهید! زیرا برادر حسین امروز در سرمقاله خود رحیم مشایی را هم یکی از عوامل انگلیس خبیث و آمریکای کثیف دانسته است!

شریعتمداری در این مقاله به احمدی نژاد تذکر می دهد كه رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می كند؟ و ازاین تأخیر چه هدفی دارد؟نگارنده براین باور است كه مشایی و كسانی كه او را اداره می كنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالا ببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریكا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تأخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه كند!!... این نكته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دكتر احمدی نژاد كه در ضدیت با آمریكا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند!


متاسفانه فضای کشور ما به سمتی رفته است که هرکسی از نظام انتقاد کند و یا از نظر دوستان با نظام همسو نباشد به راحتی عضوی از عناصر وابسته به بیگانه معرفی می شود حتی اگر این شخص نزدیکترین شخص به رئیس جمهور محبوب نظام(تاکید مواکد بر روی نظام!) باشد. این در حالی است که همین چند روز پیش بود که احمدی نژاد اعلام کرد آشناییش با مشایی از بزرگترین افتخارات زندگی وی است
.
به راستی از نظر اعتقادات بین مشایی و احمدی نژاد چیست؟ از نظر نگارنده جنس هر دو فرد مذکور یکسان می باشد و در کلیات زیادی با هم مشترک هستند و فقط مشایی چند گاف مطبوعاتی داده است و هرکسی که به احمدی نژادشریعتمداری رای داده است در واقع به اندیشه ها و باورهای مشایی رای داده است و این امری کاملا مشهود است. پس این همه جنجال چرا؟! چه امری جز منحرف کردن اذهان عمومی می تواند دلیل این همه انتقاد نزدیکان رئیس جمهور به وی باشد؟!

البته کیهان و شریعتمداری در قسمتی از مقاله خود به احمدی نژاد به سختی حمله میکند و به صراحت اعلام میکند که احمدی نژاد از ضعف بینش برخوردار است (شنیده ها حاكی از آن است كه رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه كار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی كوتاه- جلب كند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می كند - و صد البته تأسف آور نیز هست- اما با اندكی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از كم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته كم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند كه این ضعف بینش، كم نقیصه ای نیست.)

کیهان می نویسد:

1- شاید این برداشت «بدبینانه» باشد كه حضور آقای رحیم مشایی را در كنار رئیس جمهور محترم، بخشی از یك پروژه بیرونی تلقی كنیم ولی متأسفانه برخی از شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می بخشند و نشان می دهند رحیم مشایی در كنار آقای دكتراحمدی نژاد همان نقشی را برعهده دارد كه افراطیون مدعی اصلاحات و سردمداران آنها به گونه ای دیگر برعهده داشته و دارند، به بیان دیگر می توان حدس زد رحیم مشایی نیز یكی از مهره های كودتای مخملی است كه فقط محل مأموریت او با سایر توطئه گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او!به یقین جناب دكتراحمدی نژاد به خاطر روابط صمیمانه ای كه با رحیم مشایی دارد از این برداشت تعجب كرده و ابرو درهم می كشد. اما واقعیت های موجود اجازه نمی دهند این احتمال نادیده گرفته شود، زیرا ملاك و معیار برای حساس بودن نسبت به یك احتمال و ضرورت پی گیری آن، «درصد احتمال» نیست بلكه میزان اهمیتی است كه «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدی درباره گرانتر بودن قیمت رب گوجه فرنگی در فلان فروشگاه بعید نیست كه افرادی برای خرید به همان فروشگاه مراجعه كنند، زیرا «مورد احتمال» یعنی یك قوطی رب گوجه فرنگی آنقدر اهمیت ندارد كه احتمال 90 درصدی درباره گرانتر بودن قیمت آن، مانع از خرید باشد. اما اگر فقط یك درصد احتمال داده شود كه فلان بطری آب، آلوده به سم مهلك است به یقین هیچكس قبل از بررسی و اطمینان كامل از آن نمی نوشد. چرا كه در این حالت هرچند درصد احتمال ناچیز است ولی مورد و موضوع آن به زندگی و مرگ بستگی دارد.و اما، نشانه های وابستگی مشایی و خطری كه از این زاویه نظام و دولت اصولگرا را تهدید می كند خیلی بیشتر از یك احتمال ساده و اندك است و نكته درخور توجه این كه رئیس جمهور محترم، آقای دكتراحمدی نژاد اولین قربانی این توطئه خواهد بود، اگرچه ایشان متاسفانه تاكنون در درك این نكته فاقد هوشمندی لازم بوده اند.

2- دستور رهبرمعظم انقلاب به دكتراحمدی نژاد درباره ضرورت بركناری رحیم مشایی از پست حساس و كلیدی «معاونت اول رئیس جمهور» كه كلیشه آن در صفحه اول كیهان امروز آمده است به اندازه ای صریح و خالی از ابهام است كه تأخیر چند روزه آقای احمدی نژاد در اجرای این دستورالعمل، عجیب و غیرقابل توجیه به نظر می رسد چرا كه رئیس جمهور محترم با دو ویژگی برجسته «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» در میان مردم شناخته می شود و دقیقاً به همین علت و مخصوصاً «ولایت پذیری» در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال گسترده و كم نظیر مردم روبرو شده است، بنابراین انتظار آن بود كه بی درنگ و بدون فوت وقت دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را به اجرا درآورده و رحیم مشایی را كه از ابتدا نیز بدون كمترین توجیه منطقی و دلیل عقلایی به معاونت اول رئیس جمهور منصوب كرده بود، از این پست حساس و كلیدی عزل كند.ظاهراً-و با عرض پوزش- انگار جناب رئیس جمهور فراموش كرده اند كه انتظار مردم برای عزل مشایی یك «خواهش دوستانه»! یا «توصیه اخلاقی»! نیست كه پذیرش یا رد آن در اختیار آقای احمدی نژاد باشد، بلكه عزل مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب یك وظیفه غیرقابل خدشه قانونی و تكلیف صریح و روشن «شرعی» است كه حق عدول از آن را ندارند، چرا كه مطابق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی «قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر اعمال می گردند» و در اصل 113 قانون اساسی تصریح شده است كه وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است.

3- در این جملات دقت كنید؛ «راه درست، اطاعت از رهبری است»، «عشق به ولایت فقیه ادامه اتصال به امام عصر(عج) است»، «ولایت فقیه یعنی تداوم راه كربلا و ما موظف به پیروی هستیم»، «ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر(ص) است»، « در هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی فقیه، خیری وجود ندارد»، «ولی فقیه منصوب امام معصوم(ع) است»، «ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم»، «فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است»، «اطاعت از ولی فقیه تداوم اطاعت از پیامبرخدا(ص) و ائمه معصومین(ع) است»، «رضایت رهبرانقلاب را با هیچ چیز عوض نمی كنیم»...
این اظهارنظرها از كیست؟ درست حدس زده اید، این جملات و صدها نمونه دیگر از این دست، دیدگاه و نظر آقای دكتراحمدی نژاد درباره ولایت فقیه است كه طی چند سال اخیر و به مناسبت های مختلف ابراز داشته اند.اكنون این سوال پیش می آید كه آیا اخیراً در دیدگاهها و نظرات ریاست محترم جمهوری درباره ولایت فقیه تغییری پدید آمده است؟!
به نظر نگارنده و با شناختی كه از احمدی نژاد در دست است، پاسخ این سوال منفی است و رئیس جمهور محترم كماكان بر همان دیدگاه و نظر خویش كه برخاسته از اعتقاد راسخ به اسلام و قانون اساسی است پابرجاست، پس علت تأخیر سوال برانگیز وی در اجرای دستور رهبرمعظم انقلاب چیست؟! ابتدا به صراحت باید گفت كه این تأخیر و درنگ آقای احمدی نژاد كمترین توجیه اسلامی و قانونی ندارد ولی شنیده ها حاكی از آن است كه رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه كار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی كوتاه- جلب كند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می كند - و صد البته تأسف آور نیز هست- اما با اندكی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از كم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته كم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند كه این ضعف بینش، كم نقیصه ای نیست.

4-درباره مواضع و عملكرد آقای رحیم مشایی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به چند نمونه آشكار اشاره می كنیم. نمونه هایی كه احتمال یادشده در صدر این یادداشت را قوت می بخشد.

الف: آقای مشایی چندی پیش در اقدامی سوال برانگیز از اشغالگران قدس كه به قیمت آواره كردن 10 میلیون مسلمان فلسطینی و قتل عام صدها هزار نفر از آنان در فلسطین اشغالی حضور پیدا كرده اند و همه ساله خون هزاران زن و مرد و كودك فلسطینی به عنوان هزینه ادامه حضور این جرثومه های فساد و تباهی بر زمین ریخته می شود، با عنوان «مردم اسرائیل»! یاد كرد. این اقدام رحیم مشایی بلافاصله با استقبال گسترده محافل آمریكایی و اروپایی و بسیاری از مدعیان اصلاحات روبرو شد تا آنجا كه رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر چندباره وی، به آقای مشایی لقب «دوست اسرائیل» داد. ممكن است گفته شود كه این اظهارنظر مشایی از نوع «سهولسان» بوده است ولی باید توجه داشت كه وی بعد از اعتراض های گسترده داخلی نه فقط حاضر به اصلاح نظر خود نشد بلكه بر آن اصرار هم ورزید و حتی بعد از توبیخ شدید رهبرمعظم انقلاب نیز در اقدامی به ظاهر سبكسرانه و بی ادبانه و در واقع حسابشده! طی نامه ای خطاب به ایشان، بازهم از آنچه گفته بود دفاع كرد!

ب: آقای مشایی علی رغم اطلاع از نظر رهبرمعظم انقلاب كه حج و زیارت را از مصادیق گردشگری نمی دانستند برای تسخیر این سازمان خیز برداشت كه با توجه به جایگاه حج و دیدگاه مشایی، این اقدام وی را نمی توان با نگرانی روزافزون غرب از حضور موثر و الگوساز حجاج ایرانی در مراسم حج بی ارتباط دانست. گفتنی است مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب نیز بدون توجه به این دستورالعمل قصد مسدود كردن حساب های بانكی سازمان حج و گشودن حساب به نام خود را داشت كه از این اقدام وی جلوگیری شد.

ج: مشایی چندی قبل طی سخنانی كه فیلم و نوار آن موجود است «دوران اسلامگرایی» را پایان یافته معرفی كرده و با مقایسه «دوران اسلامگرایی» و «دوران اسب سواری»! گفته بود، امروزه در عصر علم و تكنولوژی و بیداری ملت ها، دوران اسلامگرایی سپری شده است!! باید توجه داشت كه نهضت اسلامگرایی اصلی ترین شاخصه خط امام و بزرگترین دغدغه و نگرانی آمریكا در جهان اسلام است و همه ساله بودجه های نجومی و كلانی برای مقابله با آن هزینه می شود.

د: مشایی در اوج مخالفت های گسترده كشورهای غربی با حجاب اسلامی، طی مصاحبه ای «حجاب اسلامی» را «اختیاری» نامیده بود كه ترجمان دیگر این اظهارنظر، نه فقط نفی حجاب و مخالفت با قوانین اسلامی است، بلكه محكوم كردن تلویحی اصرار جهان اسلام و مخصوصاً ایران اسلامی بر حجاب و عفاف است.

هـ : جدیدترین «شاه» كار!! مشایی، مخالفت صریح و بی پرده وی با دستورالعمل اخیر رهبرمعظم انقلاب درباره عزل وی از «معاونت اول رئیس جمهور» است. مشایی بلافاصله بعداز اطلاع از دستورالعمل رهبرانقلاب بر ضرورت حضور خود در این پست كلیدی تاكید ورزید و مخالفان خود را «حسود»!! و یا افرادی نامید كه نگران ریاست جمهوری وی در دوره یازدهم هستند!!...

و: تمامی دیدگاهها و اقدامات یادشده مشایی بدون كم و كاست با خواسته های دشمن بیرونی و مواضع و عملكرد جبهه مدعی اصلاحات همخوانی دارد و اصلی ترین وجه اشتراك او با خط توطئه اخیر، تلاش برای عبور از ارزش های اسلامی و انقلابی و زیر پا نهادن قوانین مسلم جمهوری اسلامی است. بنابراین، اگر حضور رحیم مشایی در كنار رئیس جمهور، حلقه ای از توطئه اخیر دشمن و بخشی از پروژه مشترك و بیرونی مدعیان اصلاحات نیست، پس چیست؟! و آیا تعجب آور و تأسف آور نیست كه رئیس جمهور محترم اینهمه از حضور وی در كنار خود، آنهم به عنوان معاون اول اصرار می ورزد.

5- و بالاخره بدیهی است كه رئیس جمهور محترم حاضر به نادیده گرفتن دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب نبوده و رحیم مشایی را عزل خواهد كرد ولی چرا با اینهمه تأخیر غیرقابل توجیه و به قیمت مخدوش شدن محبوبیت رئیس جمهور در اذهان ملت؟!

6- آقای احمدی نژاد باید به این نكته توجه داشته باشد كه رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می كند؟ و ازاین تأخیر چه هدفی دارد؟نگارنده براین باور است كه مشایی و كسانی كه او را اداره می كنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالا ببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریكا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تأخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه كند!!... این نكته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دكتر احمدی نژاد كه در ضدیت با آمریكا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند!

حسین شریعتمداری  

کلمات کلیدی این دست نوشته: شریعتمداری ، کیهان ، مشایی ،


Share/Save/Bookmark