بغض گلویم را گرفته است. بغضی که هر چه تلاش میکنم به گریه و شیون تبدیل شود، نمی شود. نمیدانم چرا؟ ولی تازه دارم می فهمم
تازه دارم معنی شعر های نانجو را می فهمم.
تازه دارم معنی "اینکه زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی" را می فهمم
تازه دارم به آنچه به مردم قرون وسطی گذشت پی میبرم.
امروز دادگاه (بیدادگاه!) سران اطلاحات بدون هیچگونه اطلاع رسانی ایی انجام شد. خبرگزاری فارس هم به پوشش گسترده آن پرداخت و دیگر خبرگزاری ها و خبرنگاران هم اجازه ورود نیافتن تا فارس با شانتاژ خبری خاص خود و با تهیه تیتر های بلا موضوع به تخریب طرفداران و سران اصلاحات بپردازد.
کاری
به تحت فشار بودن متهمین برای اعتراف دروغین ندارم که اعتراف های ابطحی
آنقدر با شخصیت و منشش فرق دارد که به هیچ عنوان نمی شود آنها را قبول
کرد. اما هر کاری می کنم نمی توانم به نحوه برگزاری دادگاه ایرادی نگیرم.
نمی دانم چقدر با قانون اساسی و مدنی کشورمان، ایران آشنا هستید اما حدس
می زنم می دانید که روحانیت دادگاه خاص خود را دارد. دادگاهی به نام
دادگاه روحانیت مرجع رسیدگی به تخلفات روحانیون است. حال یا آن قانون
اشتباه بوده است یا ابطحی جز روحانیون نبوده است که وی را در دادگاه عمومی
محاکمه می کنند!!
هرکاری می کنم نمی توانم قبول کنم کیفر خواست دادگاه ربطی به مقالات کیهان نداشته است.
هرکاری می کنم نمی توانم قبول کنم چگونه فارس با آن سرعت کیفر خواست را منتشر کرده است.
هرکاری می کنم نمی توانم قبول کنم قانون اساسی کشورم در یگی از مهمترین دادگاه های تاریخ حیات نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده است و متهمین حتی یک وکیل هم نداشته اند!1
هر کاری می کنم نمی توانم قبول کنم دادگاهی در مورد جرائم سیاسی برگزار شده است اما هیئت منصفه ندارد!2
دیر وقت است، هنوز بغض گلویم را فشار می دهد، هنوز گریه نکرده ام، هنوز خیلی چیزها را نمی توانم قبول کنم. اما چند سوال کلیدی در ذهنم باقی مانده است.
آیا واقعا کسی این اعترافات را باور کرد؟
آیا واقعا متهمین بعد آزادی هم بر مواضع خود می مانند؟
آیا واقعا فارس از همه جا بی خبر بوده است و فقط یک رسانه مثل رسانه های دیگر است؟
و مهم تر از همه: فردا چه می شود؟ آیا نبوی با آن استقامت مثال زدنی اش هم پروژه سعید مرتضوی را به نحو احسن انجام می دهد؟ آیا..
پا نوشت:
تازه دارم معنی شعر های نانجو را می فهمم.
تازه دارم معنی "اینکه زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی" را می فهمم
تازه دارم به آنچه به مردم قرون وسطی گذشت پی میبرم.
امروز دادگاه (بیدادگاه!) سران اطلاحات بدون هیچگونه اطلاع رسانی ایی انجام شد. خبرگزاری فارس هم به پوشش گسترده آن پرداخت و دیگر خبرگزاری ها و خبرنگاران هم اجازه ورود نیافتن تا فارس با شانتاژ خبری خاص خود و با تهیه تیتر های بلا موضوع به تخریب طرفداران و سران اصلاحات بپردازد.
کاری
به تحت فشار بودن متهمین برای اعتراف دروغین ندارم که اعتراف های ابطحی
آنقدر با شخصیت و منشش فرق دارد که به هیچ عنوان نمی شود آنها را قبول
کرد. اما هر کاری می کنم نمی توانم به نحوه برگزاری دادگاه ایرادی نگیرم.
نمی دانم چقدر با قانون اساسی و مدنی کشورمان، ایران آشنا هستید اما حدس
می زنم می دانید که روحانیت دادگاه خاص خود را دارد. دادگاهی به نام
دادگاه روحانیت مرجع رسیدگی به تخلفات روحانیون است. حال یا آن قانون
اشتباه بوده است یا ابطحی جز روحانیون نبوده است که وی را در دادگاه عمومی
محاکمه می کنند!!هرکاری می کنم نمی توانم قبول کنم کیفر خواست دادگاه ربطی به مقالات کیهان نداشته است.
هرکاری می کنم نمی توانم قبول کنم چگونه فارس با آن سرعت کیفر خواست را منتشر کرده است.
هرکاری می کنم نمی توانم قبول کنم قانون اساسی کشورم در یگی از مهمترین دادگاه های تاریخ حیات نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده است و متهمین حتی یک وکیل هم نداشته اند!1
هر کاری می کنم نمی توانم قبول کنم دادگاهی در مورد جرائم سیاسی برگزار شده است اما هیئت منصفه ندارد!2
دیر وقت است، هنوز بغض گلویم را فشار می دهد، هنوز گریه نکرده ام، هنوز خیلی چیزها را نمی توانم قبول کنم. اما چند سوال کلیدی در ذهنم باقی مانده است.
آیا واقعا کسی این اعترافات را باور کرد؟
آیا واقعا متهمین بعد آزادی هم بر مواضع خود می مانند؟
آیا واقعا فارس از همه جا بی خبر بوده است و فقط یک رسانه مثل رسانه های دیگر است؟
و مهم تر از همه: فردا چه می شود؟ آیا نبوی با آن استقامت مثال زدنی اش هم پروژه سعید مرتضوی را به نحو احسن انجام می دهد؟ آیا..
پا نوشت:
1- اصل ۳۵ : در همه دادگاهها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
2- اصل ۱۶۸ : رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت میگیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون ر اساس موازین اسلامی معین میکند.
تبلیغات