فوتبال حالا یكی از پدیده های غیرقابل انكار عصر حاضر است. حتی روشنفكرانی كه آن را دون مایه می دانند، نمی توانند تاثیرگذاری اش را در بین توده های جامعه نادیده بگیرند. كارنل سندوس، استاد دانشگاه كمبریج در حوزه جامعه شناسی كتابی دارد درباره پدیده فوتبال كه به تازگی به فارسی هم منتشر شده. كتابی با نام «یك بازی دو نیمه ای» كه درباره پدیده فوتبال، تلویزیون و جهانی سازی بحث می كند. سندوس كه در سال ۲۰۰۱ از دانشگاه اقتصاد و علوم سیاسی لندن، مدرك دكترا گرفته، برای نوشتن این كتاب، پانزده ماه با طرفداران مختلف تیم های اروپایی زندگی كرده. او در فصل اول كتابش می نویسد: «مبنای تجربی و تئوریك این بحث، تحقیقی كیفی و پانزده ماهه است كه در انگلستان، آلمان و ایالات متحده انجام شده است. در این مدت روی دوباشگاه چلسی و بایرلوركوزن متمركز شدم و رفتار هواداران آنها را در سراسر دنیا و به ویژه در مناطق خود باشگاه ها بررسی كردم. در ضمن با برخی هواداران لیگ تازه تاسیس فوتبال در ایالات متحده با محوریت هواداران واشنگتنی، به خصوص هواداران دی سی یونایتد نیز مصاحبه هایی ترتیب دادم. در مجموع با ۸۹ هوادار فوتبال مصاحبه كردم و ۴۴ مسابقه را از نزدیك زیرنظر گرفتم. »
    اما ماحصل این تحقیقات چیست؟ 
كارنل سندوس در فصل ابتدایی كتاب، تعریف منحصربه فردی از واژه هواداری به مخاطب می دهد. از نگاه او هوادار همان خریدار است و هركسی بیشتر برای تیمش هزینه می كند، میزان هواداری اش از تیم بیشتر می شود. این هزینه می تواند خریدن بلیت استادیوم یا حق اشتراك تلویزیونی مسابقات یا لباس رسمی باشگاه و... باشد. او سپس به دلایل محبوبیت فوتبال در عصر حاضر می رسد و آن را نماد زندگی مدرن و مصرف گرا می داند. او پیوند خوردن فوتبال و تلویزیون را امری منطقی می داند چراكه هردو را به عنوان عناصری برای پر كردن اوقات فراغت می بیند: «مشاركت در ورزش درسراسر قرن نوزدهم یك فعالیت پیش پا افتاده بود، اما تماشای ورزش در این ایام شكل و شمایلی عقلانی به خود گرفته بود و ورزشكاران و تماشاچیان كاملا از هم جدا و مجزا شده بودند. یكی از نخستین باشگاه های حرفه ای انگلستان، باشگاه استون ویلا بود كه در سال ۱۸۷۴ اقدام به دریافت هزینه ورود كرد و تا اواخر دهه هفتاد، تماشاچیانش به ۲۰ هزار نفر رسید. دو دهه بعد در مسابقات لیگ انگلستان، جمعیت تماشاچیان به پنجاه هزار نفر رسید. به علاوه نیمه تعطیل شدن روزهای شنبه به افزایش تماشاچیان فوتبال كمك كرد.» سندوس بعد از این به ورود عنصر رادیو و تلویزیون می پردازد: «ظهور سیستم ارتباطات جمعی، به نوعی كاتالیزور تغییر ارزش های فرهنگی محسوب می شد. در كنار انقلاب صنعتی و تولید كشتی بخار، راه آهن و حمل ونقل عمومی كه افراد را به راحتی به محل های برگزاری مسابقات می بردند، شاهد تحول فناوری رسانه های جمعی بودیم كه جذابیت ها و هیجان مسابقات ورزشی را به مردم منتقل می كرد. رسانه های جمعی بیشتر از هرچیز دیگری به پیشرفت ورزش و تبدیل آن از یك خرده فرهنگ به یك نهاد اجتماعی رو به گسترش كمك كردند.» نویسنده اما در اواسط كتاب پای مفهوم جهانی سازی را هم وسط می كشد و آن را با فوتبال و تلویزیون جمع می زند. او در فصل پایانی كتابش، این مثال جالب را مطرح می كند: «در مطالعاتم متوجه شدم كه بنی (هوادار چلسی)، كسی كه نهایتا موافق جذب بازیكنان خارجی در فوتبال شد، در كودكی از جذب بازیكنان سیاه پوست و خارجی در تیم چلسی متنفر بوده، زیرا آن زمان ارزش ها و باورهای ذهنی او خارج از فضای فوتبال و برگرفته از الگوهای مصرف و تولید جهانی نبوده است. » دیدگاه او درسراسر كتاب این است كه فوتبال عنصری است در خدمت نظام سرمایه داری و مصرف جمعی. او كتابش را اینگونه به پایان می برد: «فوتبال یك پل ارتباطی است: پلی میان تغییرات كلان نظام فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی كه روز به روز به سمت جهانی شدن پیش می رود و افرادی كه توانایی مناسبی برای قرار دادن خویش در موضع مناسب دنیای امروزی از طریق مصرف و مذاكره دارند.» 
    كتاب «یك بازی دونیمه ای» را رضا شجیع و علی نامدار آزادگان به فارسی برگردانده اند. نثر كتاب می توانست روان تر باشد اما كوشش مترجمان در ترجمه این كتاب ستودنی است. نشرچشمه كه این كتاب را با قیمت ۲۱ هزار تومان روانه بازار كرده، پشت كتاب و در توضیح آن نوشته است: «كتاب حاضر برای غربی ها روایت حال و گذشته و برای ما كه در حال گذار و توسعه هستیم، روایت آینده ای است كه هنوز اتفاق نیفتاده است. نویسنده كتاب پرسش هایی را در این كتاب مطرح می كند و پاسخ می دهد كه ذهن انسان ایرانی هنوز پاسخی برای آن نیافته است.»