ماه رمضان ماه مهمی در زندگی ما ایرانی هاست. چه روزه بگیریم و چه روزه نگیریم این ماه در زندگی ما تاثیر خاص و بسزایی دارد. بی شک می توان گفت کسی نیست در این سرزمین که از آمدن ماه رمضان خبر نداشته باشد.از تعطیلی نصفه و نیمه رستوران ها و مراکز غذایی تا شلوغ شدن خیابان ها در دقایق منتهی به اذان مغرب و از ساخت و پخش سریال های مناسبتی از صدا و سیما تا ادعیه این ماه که هر روز در تمامی روزنامه ها منتشر می شود می توان بوی ماه رمضان را حس کرد.
اما لحظات ما قبل افطار امسال یه جورایی مثل همیشه نیست. اون حسی که باید در انسان روزه دار ایجاد کند را نمی تواند به وجود بیارود. البته این بر می گردد به مساله ساده ایی به نام عدم پخش دعای ربنای استاد شجریان!
حس و حال و هوای نوستالوژیکی که این صدا و ملودی برای ما ایرانیان دارد بدون شک غیر قابل توصیف است. بیشتر ما ایرانیان وقتی این دعا را با صدای استاد می شنویم ناخداگاه به یاد ماه رمضان و سفره افطار میافتیم!
اما امسال متاسفانه رسانه به اصطلاح ملی و در واقع میلی ما به علت مخالفت با شخص استاد ما را از شنیدن این صدای گرم و دلنشین محروم کرده است! رسانه ایی که به واقع باید حامی ملتش باشد و باید حتی اگر شخص استاد هم درخواست عدم پخش ربنای خویش را داشت با وی مذاکره می کرد تا میلیون ها روزه دار را راضی و خشنود نگاه دارد در حالی که بارها استاد تاکید کرده است که این دعا برای ملت خوانده شده است و ربطی به مناقشه و دعوایش با صدا و سیما ندارد این صدا را از ملت می گیرد تا صدای خس و خاشاک به گوش ملت خص و خاشاک نرسد!
شاید هیچ وقت فکر نمی کردیم روزی برای شنیدن صدای شجریان که سبکش دلخواه خیلی از بچه های نسل ما نیست باید روی به اینترنت و دانلود ربنایش بیاوریم تا شاید بتوانیم با گوش دادن آن، حس و حال لحظات ملکوتی اذان مغرب های سنوات گذشته را زنده کنیم!
تبلیغات