"محمد قوچانی شب گذشته با تودیع قرار وثیقه یك میلیارد ریالی از زندان اوین آزاد شد."
خبر کوتاه بود! اما آنقدر شیرین بود که امید به آینده را در من دوباره زنده کرد. امید به آینده برای خواندن نشریاتی پر از تحلیل های خواندنی و مطالب دسته اول!
بعد از انتخابات! 22 خرداد حس هیچ چیز را نداشتم. حتی حس نوشتن که نسبتا همیشه جز لاینفک زندگیم هست.
اما بازداشت محمد قوچانی دلیل و انگیزه خوبی بود برای بازکردن دوباره بلاگ. برای نوشتن. برای حمایت از کسی که به جد و با قاطعیت می توان گفت که در حرفه خود بی نظیر است.
محمد قوچانی را که از شرق به یاد داریم به معنای واقعی کلمه، ژورنالیست است. شاید بهترین ژورنالیست ایران (حداقل در عصر معاصر)
پا به هر نشریه ایی که گذاشته است آنرا متحول کرده است و هر نشریه ایی را که خودش منتشر کرده است همراه با ابداع هایی بدیل و بی مانند همراه کرده است. از صفحه آرایی تا مطالب جانبی و از تحلیل ها و مقالات علمی نشریاتش تک است.
شرق نقطع عطف روزنامه های ایران بود. شاید با جرات بتوان گفت هیچ روزنامه ایی نتوانسته است به پای روزنامه شرق برسد. (چه از لحاظ کیفیت چه از لحاظ تیراژ و فروش)
مجله هفتگی شهروند امروز هنوز هم که هنوز در خاطر علاقه مندان به قوچانی مانده است. مجله ایی که انقلابی در صنعت مجلات سیاسی ایران به پا کرد و در حال حاظر نشریاتی مانند پنجره و مثلث که متعلق به اصولگرایان هستند از خطی و مشی شهروند امروز تقلید می کنند! از طرح روی جلد بگیر تا صفحه آرایی داخل مجله.
حال قوچانی از اسارت آزاد شده است. گرچه روزنامه وی (اعتماد ملی) در محاق توقیف است اما مجله وی هنوز منتشر می شود. البته بماند که امتیاز این مجله جوری صادر شده است که نباید به سیاست بپردازد و در واقع دست قوچانی از این لحاظ خالی است اما انتظار می رود وی به زودی اقدام به نشر روزنامه ایی جدید کند. شاید روزنامه شرق که چندی پیش رفع توقیف شد انتخاب خوبی باشد!
پرسنل روزنامه اعتماد ملی ، آرمان و بچه های شرق قدیم هم که می توانند محمد را برای انتشار روزنامه ایی پر بار تر از همیشه یاری کنند. البته همانطور که گفتم شاید!
شاید دیگری هم وجود دارد و آن اینکه شاید وی دیگر حوصله فعالیت سیاسی را نداشته باشد که در این صورت باید بسیار افوس خورد. بسیار!
خبر کوتاه بود! اما آنقدر شیرین بود که امید به آینده را در من دوباره زنده کرد. امید به آینده برای خواندن نشریاتی پر از تحلیل های خواندنی و مطالب دسته اول!
بعد از انتخابات! 22 خرداد حس هیچ چیز را نداشتم. حتی حس نوشتن که نسبتا همیشه جز لاینفک زندگیم هست.
اما بازداشت محمد قوچانی دلیل و انگیزه خوبی بود برای بازکردن دوباره بلاگ. برای نوشتن. برای حمایت از کسی که به جد و با قاطعیت می توان گفت که در حرفه خود بی نظیر است.
محمد قوچانی را که از شرق به یاد داریم به معنای واقعی کلمه، ژورنالیست است. شاید بهترین ژورنالیست ایران (حداقل در عصر معاصر)
پا به هر نشریه ایی که گذاشته است آنرا متحول کرده است و هر نشریه ایی را که خودش منتشر کرده است همراه با ابداع هایی بدیل و بی مانند همراه کرده است. از صفحه آرایی تا مطالب جانبی و از تحلیل ها و مقالات علمی نشریاتش تک است.
شرق نقطع عطف روزنامه های ایران بود. شاید با جرات بتوان گفت هیچ روزنامه ایی نتوانسته است به پای روزنامه شرق برسد. (چه از لحاظ کیفیت چه از لحاظ تیراژ و فروش)
مجله هفتگی شهروند امروز هنوز هم که هنوز در خاطر علاقه مندان به قوچانی مانده است. مجله ایی که انقلابی در صنعت مجلات سیاسی ایران به پا کرد و در حال حاظر نشریاتی مانند پنجره و مثلث که متعلق به اصولگرایان هستند از خطی و مشی شهروند امروز تقلید می کنند! از طرح روی جلد بگیر تا صفحه آرایی داخل مجله.
حال قوچانی از اسارت آزاد شده است. گرچه روزنامه وی (اعتماد ملی) در محاق توقیف است اما مجله وی هنوز منتشر می شود. البته بماند که امتیاز این مجله جوری صادر شده است که نباید به سیاست بپردازد و در واقع دست قوچانی از این لحاظ خالی است اما انتظار می رود وی به زودی اقدام به نشر روزنامه ایی جدید کند. شاید روزنامه شرق که چندی پیش رفع توقیف شد انتخاب خوبی باشد!
پرسنل روزنامه اعتماد ملی ، آرمان و بچه های شرق قدیم هم که می توانند محمد را برای انتشار روزنامه ایی پر بار تر از همیشه یاری کنند. البته همانطور که گفتم شاید!
شاید دیگری هم وجود دارد و آن اینکه شاید وی دیگر حوصله فعالیت سیاسی را نداشته باشد که در این صورت باید بسیار افوس خورد. بسیار!
تبلیغات