سرانجام بعد از مدت ها کش و قوس، پس از مدت ها امروز و فردا کردن، پس از مدت ها بازی با اسامی، سرمربی تیم پرسپولیس انتخاب شد.زلاتکو کرانیکار که او را با نام کرانچا هم می شناسیم هدایت سرخپوشان پایتخت را در هشتمین دوره لیگ برتر بر عهده می گیرد. مربی ایی خوشنام و با کارنامه مشخص که البته بعد از تجربه موفق کرواسی در سالهای 2004 تا 2006 در جام جهانی با بد شانسی مواجه شد و نتایج لازم را در حالی که بازی های تماشاگر پسندی ارائه میداد نگرفت و جای خود را به بیلیچ داد.
او در کشور خودش 3 بار موفق به بردن لیگ شده است و در اذهان عمومی از وی به عنوان مربی ایی تهاجمی یاد می شود که همواره تیم های تحت رهبری وی بازی های تماشاگر پسندی را ارائه می دهند.
پرسپولیس هم که دارای مکتبی تهاجمی است مکان خوبی برای کار این مربی موفق محسوب می شود گرچه دیگر تکرار اینکه امکانات ما در حد صفر است کلیشه ایی شده است ولی بنظر می رسد وی با توجه به مشورتی که با بلاژ کرده است تا حدودی به شرایط و جو حاکم بر فوتبال ایران آشنا است و می تواند حاشیه ها را کنترل نماید.
گرچه این وظیفه کادر مدیریتی و بعد از آن کمک های ایرانی اوست که بتوانند محیطی آرام و به دور از حاشیه را برای وی آماده سازند تا وی بتواند با خیالی آسوده آنچه در ذهن خود دارد را در تمرینات تیم پیاده سازی کند.
اسم زلاتکو آنقدر بزرگ است که انصاریفرد بتواند تا مدتی دهان منتقدان و در صدر آن روزنامه های ورزشی را ببندد گرچه حتی اگر کاپلو هم به ایران می آمد ضعف های مدیرتی انصاریفرد و تعلل های وی آنقدر هست که قابل گذشت نباشد اما به هر حال وی می تواند با تمدید قرارداد با کریمی تا حدودی بار مسئولیت را از دوش خود بردارد و تا شروع لیگ کمی از انتقادها را بکاهد.
نکته دیگری که مهم است آن است که هواداران و منتقدان باید با توجه به زمان کم مانده به آغاز لیگ به کرانیکار حداقل یکماه زمان بدهند تا وی بتواند گوشه هایی از توانایی خود را به منحصه ظهور بگذارد. به طور حتم وی جادوگر و رمال نیست و برای پیاده سازی آنچه در ذهن خود دارد به زمانی حداقل یکماهه احتیاج دارد. البته این در حالی است که ما فرض را بر این بگذاریم که تمرینات بدنسازی به خوبی انجام شده است و تیم مشکل بدنی ندارد!
کلمات کلیدی این دست نوشته:
پرسپولیس ،
انصاریفرد ،
کرانیکار ،
این جملع آغازین یکی از مقالات روزنامه تلگراف انگلستان است. پایه این مقاله را یک تحقیق علمی که توسط شرکت O2 انجام شده است تشکیل می دهد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که خانواده های انگلیسی اینترنت را حتی به پوشاک بچه هایشان هم ترجیح می دهند!
به گزارش روزنامه تلگراف، شرکت O2 در تحقیقی با شرکت پانصد خانواده، از آنها خواسته بود مواردی را که به حذف آنها از مخارج زندگی تمایل ندارند، مشخص کنند. دو سوم این خانوادهها نیز اینترنت را انتخاب کردند که در مقایسه مواردی مانند لباس فرم مدرسه با 59 درصد، تعطیلات خانوادگی با30 درصد و خرید هفتگی مواد غذایی با24 درصد قابل تامل است.
داستان علاقه خانوارهای انگلیسی به اینترنت زمانی جالب تر می شود که بدانیم دولت انگلیس به تازگی تصویب کرده است تا سال 2012 / 1391، تمام خانههای انگلیس باید به خطوط اینترنتی پرسرعت مجهز باشند و در همین راستا، شرکتهای ارایهدهنده خدمات ارتباطی در انگلستان نیز بهتازگی عرضه خدمات اینترنت بسیار پرسرعت را با پهنای باند 100 و 200 مگابیت بر ثانیه به شهروندان آغاز کردهاند. پیشبینی میشود با توجه به نتایج این نظرسنجی و همچنین هزینه نسبتا اندک این خدمات (معادل پنجاههزار تومان در ماه)، استقبال خوبی از این خدمات به عمل آید.
در حالی که در فرهنگ انگلستان و در کل غرب اینترنت مساله ایی کاملا جا افتاده است و والدین نه تنها سعی در محدود ساختن فرزندانشان ندارند بلکه خواهان گشترش فناوری در زندگی خودشان هستند (بطوری که به گواه تحقیقات انجام شده که در بالا ذکر شد، شصت درصد والدین اظهار داشتهاند که 10 درصد کل بودجه خانواده را صرف خریدها و آبونمان خدمات مرتبط با فناوری میکنند) در چین داستان کاملا متفاوتی حاکم است!
بیش از یک سال است که دولت چین، مبارزهای را بر ضد اعتیاد به اینترنت به راه انداخته و میگوید که استفاده بیش از حد نوجوانان و جوانان از اینترنت در کافینتها؛ که در چین وببار نامیده میشوند؛ بر تحصیل آنها تاثیر منفی میگذارد و زندگی خانوادگی آنها را تباه میکند.
داستان وقتی هیجان انگیز تر می شود که بدانیم در چین بیش از 200 موسسه به ارائه خدمات برای درمان اختلالات استفاده از اینترنت میپردازند!!
در همین راستا هفته پیش رویترز گزارش داد که دولت چین به دلیل عدم اطمینان از ایمنی و موثر بودن استفاده از شوک الکتریکی به عنوان یکی از روشهای درمانی برای اعتیاد به اینترنت استفاده از این روش را ممنوع کرد!
شاید باورش سخت باشد، اما در حالی که در انگلستان خانواده ها تلاش می کنند ارتباط خود را با تکنولوژی و اینترنت بهبود ببخشند در چین والدین، فرزندان خود را به مرکزی میفرستند که از شوک الکتریکی برای از بین بردن اعتیاد نوجوان به اینترنت استفاده می کند!
برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید
کلمات کلیدی این دست نوشته:
چین ،
انگلیس ،
خانواده ،
اینترنت ،
سید محمدعلی ابطحی، در اوج قدرت بود که نوشتن وبلاگش را شروع کرد. دقیقا
بر عکس چیزی که قدرت ایجاب میکند. کسی که تن به وبلاگنویسی میدهد در
حقیقت پیدا و پنهان خود را در معرض قضاوت خوانندههای مطالب خویش قرار
میدهد. به مرور اگر خوانندههای ثابت خود را پیدا کند نسبت به آنها مدیون
میشود و گویی حلقهای بر گردنش افکنده دوست! اگر اتفاقی بیفتد و ننویسد،
از او گلایه میکنند. اگر مصلحتاندیشانه بنگارد به او چپ چپ نگاه میکنند
و اگر حرف دلش را بزند، خیلیها با او دشمنی میکنند. فردی که در دایره
قدرت وارد میشود، قطعا از تمامی این موارد گریزان است، چون سری که درد
نمیکند را دستمال نمیبندند! مخصوصا که دولتمداران و سیاستمداران در
تیررس مستقیم مخالفان خویشند. مخصوصا که اصلاحطلبان در این مملکت همیشه
متهمند و در بهترین حالت مظنون به ارتکاب جرم!
ابطحی به عنوان یک سید روحانی از سیره هملباسهای خود در این مورد تبعیت نکرد و زندگی یک روحانی سیاستمدار را بر تارنمای خود به تصویر کشید. این اولین بار بود که مردم ایران به صورت روزانه در جریان جزئیات فکری و زندگی یک روحانی و یک سیاستمدار قرار میگرفتند. ابطحی تعهد داشت که هر روز بنویسد و پنج سال بدون وقفه نوشت. در این پنج سال فقط دوروز بود که ننوشت. یکبار وقتی تارنمای او (webnevesht.com) را دزدیدند که بلافاصله webneveshteha.com را جایگزین آن کرد و به فاصله یك روز میزان بازدید آن از وبلاگ قبلی بیشتر شد و بار دیگر به احترام مادرش، روزی که او را از دست داد. ابطحی میخواست بگوید که یک سیاستمدار باید با شجاعت افکارش را بیان کند. مردم باید با طرز فکر یک سیاستمدار آشنا باشند. میخواست بگوید که یک سیاستمدار میتواند شفاف هم باشد. مردم حق دارند عکسهایی را از خلوت سیاستمداران ببینند و حتی بعضی اوقات به نحوه غذا خوردن یا لباس پوشیدن آنها بخندند. میخواست سیاسیون و قدرتمداران را از برج عاج پایین بیاورد و به مردم نشانشان دهد.
ابطحی میخواست بگوید یک روحانی در بسیاری از شئون زندگی با مردم عادی تفاوتی ندارد. میخواست به روحانیون یادآوری کند که نطفه انحراف در غرور و خودبزرگبینی است، باید از مردم بود و با مردم.
«وبنوشت» آواز جدیدی بود که در فضای مرموز ایران امروزی، به گوشمان بسیار خوش میآمد. اکنون یک ماه است که «وبنوشت» آواز نمیخواند.
هزاران نفر برای ابطحی و «وبنوشتش» در تارنوشتههای روزانه خود نگاشتهاند و دوستش دارند. اما من نیز به عنوان یک وبلاگنویس، خواستم دین خود را نسبت به مشهورترین وبلاگنویس ایران ادا کنم. میخواهم از جانب وبلاگنویسانی که سید وبلاگنویس را دوست دارند، او را به درستی «پدر وبلاگستان» خطاب کنم.
پدر، بیصبرانه منتظریم تا وقتی بار دگر آدرس وبنوشتهها را در مرورگر اینترنتی خود وارد میکنیم، باز هم با خبر تکراری دستگیری تو مواجه نشویم. وبلاگستان بدون تو احساس یتیمی میکند.
* روزنامه اعتماد ملی / امیرحسینهاشمی / داماد محمدعلی ابطحی
کلمات کلیدی این دست نوشته:
محمد علی ابطحی ،
اینطور که سایت گل گزارش می دهد 2 نفر محروم قطعی اعلام شده از سوی سازمان لیگ که فعلا قرار نیست نامی از آنها برده شود اشخاصی جز نیکبخت واحدی و شیث رضایی نیستند! و همانطور که از مدت ها قبل اسم این دو در گمانه زنی های مطبوعاتی بر سر زبان ها افتاده بود لیگ برتر را در فصل هشتم از دست خواهند داد.
جالب است مهدی تاج در توجیه این حرکت سازمان لیگ و در واقع فدراسیون فوتبال مصداق هایی را بیان می کند که هیچ سنخیتی با موضوع منشور اخلاقی و عمل سازمان لیگ ندارد! وی در مصاحبه با فارس می گوید: " منشور اخلاقی موضوعی است كه در همه جای دنیا وجود دارد. به عنوان مثال در لیگ بوندس لیگای آلمان هنگامی كه یكی از بازیكنان در حالت غیر عادی رانندگی كرده بود، مسئولان آن باشگاه این بازیكن را محروم كردند. یا در جای دیگر بازیكن بزرگی مانند دیوید بكام كه ساعت 12شب كه وقت استراحت است را در كلوپ شبانه میگذراند، او را 3 جلسه محروم می كنند."
نکته قابل بحث به همین صحبت آقای تاج بر می گردد. حاکم شدن اخلاق در فوتبال فی النفسه خوب است اما از نظر نگارنده هیچ گاه هدف وسیله را توجیه نمی کند و سازمان لیگ در هیچ کجای دنیا حق دخالت در اینگونه موارد را ندارد و حتی بنظر می رسد این حرکت نقض صریح قوانین تازه به تصویب رسیده فدراسیون است. زیرا در آیین نامه تصویب شده جدید که به امضای هئیت وزیران دولت و تایید فیفا رسیده است، حق مجازات و محروم کردن بازیکنان یا مربیان تنها به عهده کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال است!
در مواردی که مهدی تاج هم بیان کرده است این باشگاه بوده است که با توجه به حق مالکیتی که بر بازیکن دارد و با علم بر اینکه تمرد از عرف جامعه باعث کاهش توانایی و تمرکز بازیکنان و همچنین بد آموزی برای هواداران می شود باشگاه که درواقع مالک بازیکن است وی را تنبیه و مجازات می کند.
همانطور که اگر بازیکنی در زمان حضور در اردوی تیم ملی تخلقی انجام دهد فدراسیون مربوطه که در واقع متولی تیم ملی است آن بازیکن را از بازی های ملی محروم می کنند نه از بازی در لیگ!
حال با استفاده از کدام قانون یا مقررات بازیکنی همچون نیکبخت را که بنظر می رسد تخلفش در زمان حضور در اردوی تیم ملی رخ داده است از بازی های باشگاهی محروم می شود؟ حتی اگر تخلف وی در زمان حضور در باشگاه پرسپولیس هم باشد این باشگاه است که باید به این مسئله رسیدگی کند نه سازمان لیگ و اگر این تخلف در زمان انجام یک بازی رسمی بوده باشد کمیته انظباطی باید وارد شود( که به کرات وارد شد) نه سازمان لیگ!
قصد این دست نوشته دفاع از شخص علیرضا نیکبخت یا شیث رضایی نیست بلکه نگارنده هم معتقد است این بازیکنان از جمله بازیکنان پر حاشیه فوتبال هستند. اما محرومیت یکساله آنهم از سوی مرجعی که صلاحیت قانونی برای رسیدگی به جرم را ندارد مورد تقبیه و نکوهش است و همانطور که در اول نوشته آمد هیچ گاه هدف وسیله را توجیه نمی کند!!
اما نکته دیگر قابل بحث این منشور، بحث تجلیل از با اخلاقان فصل گذشته لیگ برتر است.
سایت گل گزارش می دهد که قرار است روز شنبه از کسانی همچون امیر قلعه نوعی و محمد مائلی کهن به دلیل داشتن اخلاق خوب در فصل گذشته لیگ برتر فوتبال تجلیل شود!!
اسم این دو مربی در حالی مطرح می شود که در فصل گذشته هر دو فرد مذکور تلاشی بی پایان برای به چالش کشیدن یکدیگر و به حاشیه بردن فوتبال انجام دادند!
بعید است کسی اخبار فوتبال را دنبال کند و بیانیه های تند و به دور از اخلاق حاج مائلی را از یاد برده باشد! حال چگونه است که سازمان لیگ تصمیم می گیرد از او تجلیل کند؟
در لیست مورد اشاره، اسامی سوال برانگیز دیگری همچون مجتبی جباری که حتی چند هفته از تمرینات استقلال اخراج هم شد وجود دارد که نگارنده به سختی امیدوار است اسامی منتشر شده از سوی سایت گل واقعیت نداشته باشد و در حد شایعه بماند و اگر قرار است روز شنبه از کسانی همچون مائلی و قلعه نوعی تجلیل شود لااقل خداد هم دعوت شود!!
پی نوشت: در حالی که در اسامی منتشر شده خوش اخلاقان لیگ تمام باشگاه ها نماینده ایی دارند ، تنها باشگاه داماش است که هیچ نماینده ایی در این لیست ندارد و بنظر می رسد حتی در مورد منشور اخلاقی هم انجام حرکت های غیر اخلاقی باب شده است و بدلیل مخالفت سران فدراسیون با امیر عابدینی هیچ اسمی از این باشگاه در لیست مذکور نیست!
برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید
کلمات کلیدی این دست نوشته:
فدراسیون فوتبال ،
مهدی تاج ،
نیکبخت ،
مائلی کهن ،
قلعه نوعی ،
صلات ظهر دیروز آیت الله هاشمی رفسنجانی بی سابقه ترین نماز جمعه تهران پس
از انقلاب را در میان انبوه «سبزپوشان» و حضور سه کاندیدای معترض به
انتخابات اخیر اقامه کرد.این آغاز مقاله روزنامه اعتماد در مورد نماز جمعه دیروز است. همانطور که انتظار می رفت روزنامه های اصلاح طلبی همچون اعتماد، اعتماد ملی و حیات نو خبر اول خود را به نماز جمعه دیروز تهران و سخنان اکبر رفسنجانی اختصاص داده اند و از آن به عنوان نماز جمعه تاریخی یاد کردند.
روزنامه حیات نو هم اینگونه سرمقاله خود را آغاز می کند: "این نماز جمعه مىتواند شروع تحول در آینده باشد. این جملهاى بود که آیتالله هاشمىرفسنجانى در اواخر خطبه دوم نماز جمعه دیروز تهران بیان کرد. شاید یکى از تاریخىترین نمازهاى جمعه تهران را بتوان نماز جمعه دیروز دانست که به امامت ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبرى ایراد شد.
وى از هفت هفته پیش از آن به عکس آنچه که روال 30 سال گذشته بود از شرکت در این مراسم سیاسى و عبادى اجتناب ورزیدهبود دیروز پس از گمانهزنىهاى مختلف درحالى که صدها هزار نفر از مردم تهران که بخش عمده آنها را هواداران میرحسین موسوى و معترضین به نحوه برگزارى انتخابات ریاستجمهورى براى اقامه نماز آمدند، به دانشگاه تهران آمد تا بخشى از ناگفتههاى خود را با مردم در میان بگذارد. هاشمى مىدانست که نمازگزاران این هفته که با دعوت میرحسین تعداد آنها چندین برابر شده بود گرماى بسیار شدید این روزهاى تهران را به جان خریدهاند تا خطبههایىاز او بشنوند که این روزها بیش از هر کس از او انتظار بیانش را داشتند.
نمازگزاران دیروز تهران شبیهترین نمازگزاران به جمعیت اولین نماز جمعه تهران در پنج مرداد 58 بودند که مرحوم آیتالله طالقانى آن را اقامه کرد"

اما روزنامه اعتماد ملی دیگر روزنامه جریان اصلاح طلب به گزارش سایت ایلنا در خبر اول خود اکتفا کرده است ولی در صفحات دیگر مقاله هایی در مورد این نماز جمعه تاریخی و سرنوشت ساز به رشته تحریر در آورده است. از جمله این مقالات، مقاله غلامحسین کرباسچی است که اینگونه آغاز می شود: "نماز جمعه دیروز تهران نه فقط یکی از مهمترین رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری که نقطه عطف دیگری در تاریخ کشور و انقلاب است برای توجه و تامل امروز مردم و قضاوت آیندگان از آنچه در این روزها در ایران گذشته و میگذرد.
حاشیههای برگزاری این مراسم به قدری تلخ و گزنده بود که دل هر یک از دلسوزان نظام و انقلاب و کشور را به درد میآورد. همین حاشیههای قبل و بعد از مراسم، از توهین به مردم، شخصیتها، فحاشیها و درگیریها گرفته تا برنامههای از پیش تعیین شده برخی گروهها که کوشیدند زمینهای فراهم کنند تا سخنان آقایهاشمی از تریبون نماز جمعه که طبق سنت اسلامی خطبههای آن باید محور اصلی بحثهای جامعه باشد، تحت تاثیر خبرهای دیگر قرار گرفته و انعکاس کمتری داشته باشد، همه گویای اهمیت نماز جمعه دیروز است."
نکته حائز اهمیت در تحلیل های سایت ها و روزنامه های اصلاح طلب اتفاق آنها در نامیدن نماز جمعه دیروز به عنوان نماز جمعه ایی تاریخی است.
در آن طرف ماجرا اما روزنامه های محافظه کاری همچون جوان و کیهان در مقابل صحبت های هاشمی موضع منفی گرفته اند و مدعی شدند وی به وظیفه تاریخی خود عمل نکرده است و بذر نفاق را پاشیده است!
روزنامه کیهان با تیتر ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند به استقبال سخنان دیروز هاشمی رفته است و بعد سرمقاله ایی از حسین شریعتمداری چاپ کرده است که در آن به 7 مورد از تبعات منفی سخنان امام جمعه دیروز تهران پرداخته است. این مقاله درحالی با این جمله: "راستی! آیا جناب هاشمی متوجه نشدند كه چرا نمازگزاران تحلیل و تفسیرهای ایشان را با شعار «ما اهل كوفه نیستیم، علی تنها بماند» پاسخ می دادند؟! این نكته عبرت انگیز است. نیست؟!" رو به پایان برده می شود که گزارش ها و فیلم های مربوط به نمازگزارن بیرون از محوطه اصلی دانشگاه حکایت از آن دارد که مردم شعار ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند سر می داده اند!
روزنامه اول کشور یعنی ایران هم گه انگار دیروز نه جمعه بوده است و نه نمازی خوانده شده است! روزنامه ایی که باید بازتاب اتفاقات کشور باشد در هیچ کدام از تیترهای خود به سخنان دیروز اکبر هاشمی اشاره نکرده است و صحبت های محمود احمدی نژاد را با آب و تاب فراوان انعکاس داده است!
اما نکته قابل توجه مواضع رسانه های مخالف هاشمی بر می گردد به این نکته که آنها مدعی این امر شده اند که وی نباید استفاده جناحی از این تریبون می کرده است و به قولی باید تقدس نماز جمعه را حفظ می کرده است! حال آنکه اگر این فرض استفاده جناحی هاشمی از تریبون نماز جمعه را بپذیریم باید به این نکته توجه داشته باشیم که هفته هاست امامان نماز جمعه به صراحت در پای تریبون هایشان از دولت و شخص احمدی نژاد دفاع کرده اند ولی آن زمان هیچ وجدانی بیدار نبود تا به آنها تقدس نماز جمعه را تذکر بدهد!
به راستی مگر مردم و هاشمی چه می خواهند؟ بازگردان اعتماد مردم به نظام نفاق است یا آزادی زندانیانی که هیچ جرم ثابت شده ایی را مرتکب نشده اند؟ دلجویی از خانواده های عزادار نفاق است یا آزادی بیان و تضارب آر در صدا و سیما؟! دعوت به اجرای قانون نفاق است یا دفاع از نظرات مراجع؟
کلمات کلیدی این دست نوشته:
اکبر هاشمی ،
کیهان ،
روزنامه جوان ،
اصلاحات ،
دست نوشته های مرتبط: سناریو های احتمالی نماز جمعه فردا ،
تبلیغات