تبلیغات
دست نوشته های رسول مجیدی

خب به سلامتی شرط بندی روی اسب هم حلال شد!
نه این ستون طنز سایت نیست! بلکه یک خبر عجیب دیگر در راستای اخبار عجیب غریب هفته های اخیر هست.
واقعا آدم بعضی وقتها یه چیزهایی رو میشنوه که به تمام دروسی که در دوره متوسطه خونده شک میکنه!
در حالی که همه ما حتما به یاد داریم که در کتب دوران متوسطه هر ورزشی که در آن برد و باخت وجود داشت مشکل داشت و شرط بندی روی آن حرام بود اخیرا اعلام شده شرط بندی روی اسب نه تنها مشکل ندارد بلکه حتی احادیثی رو هم از ائمه نقل میکنند که به شرط بندی بر روی اسب دلالت دارد!

البته ما هایی که تو ایران زندگی میکنیم باید کم کم گوش خود را به شنیدن چنین اخبار عجیبی عادت بدیم. اصلا شاید فردا اومدن اصول دین رو هم عوض کردن و ما به هیچ عنوان نباید تعجب کنیم چون در این دنیا فانی هرچیزی ممکن هست.

به هر حال در حال حاضر شما میتوانید با مراجعه به کیوسک های مطبوعاتی اقدام به خرید کارت های هیجان با قیمت نازل 10000 تومان بکنید و برروی اسب مورد نظرتون شرط بندی کنید و هیچ عبایی هم از گناه ان نداشته باشید چون تنی چند از مراجع قم هم این حرکت فدراسیون سوارکاری رو تایید کردند.

البته ساز و کار شرعی کردن این حرکت هم در نوع خودش جالب توجه هست! اینگونه که مدعیان پاکی این عمل میگویند از نظر شرعی اشکالی بر شرط بندی دو سوارکار باهم وجود ندارد و همین شرع باز میگوید که وکلای دو سوارکار هم میتوانند باهم شرط بندی کنند. پس فدراسیون محترم اومده از سوارکاران وکالت نامه ایی رو اخذ کرده تا مردم به عنوان وكیل‌شان روی اسب‌ها شرط ببندند!

به همین سادگی! یعنی مردمی که کارت های هیجان رو خریداری میکنند وکیل سوارکاران به حساب می آیند!
نکته جالب اینجاست که اصولا وکیل از موکل خود پول دریافت میکند و نه برعکس! البته لابد دوستان فکر این قسمت رو هم کردند و به زودی یک کلاه شرعی دیگر پیدا خواهند کرد.


در ادامه مصاحبه اعتماد ملی با رئیس كمیته مسابقات فدراسیون سواركاری رو میخونید


Share/Save/Bookmark
پنجشنبه 18 تیر 1388

خورشید پنهان

تو این وضعیت بد آب و هوایی هم نوشتن سخته ها!
نه! اینجوری نیست که بخاطر آلودگی بیش از حد هوا دستم به نوشتن نره. منظورم اینه که وقتی بیشتر خبرگزاری ها و سایت ها نیمه تعطیل و بعضا تعطیلا و جمع کثیری از روزنامه ها هم منتشر نمیشن نوشتن خیلی سخته!
آخه وقتی سوژه ایی نباشه، وقتی سرمقالات کیهان نباشه وقتی وهمیات وطن امروز و جوان نباشه هم مگه میشه نوشت؟
وقتی مصاحبه ها و تحلیل های سایت ها و دروغ های خبرگزاری ها(دروغگزاری ها!) نباشه هم مگه میشه نوشت؟
نمیدونم شایدم بشه نوشت و من بلد نیستم. به هر حال این آب و هوا هرچی که بود! خوب یا ید داره تموم میشه و بزودی خورشید از پشت این گرد و غبار میاد بیرون.

به امید روزی که هیچ خورشیدی کم نور و پنهان نشه و به قول قدیمی ها خورشید پشت ابر نمونه!


کلمات کلیدی این دست نوشته: کیهان ،


Share/Save/Bookmark
دوشنبه 15 تیر 1388

جنگ روانی قبل از بازی جنجالی!

نوع مطلب :ورزشی ،

همونطور که میدونید لیگ برتر دیروز قرعه کشی شد و تیم ها حریفان خود را در طول فصل شناختند تا با برنامه ریزی بهتر به سراغ رقبا بروند.
در یکی از از مهمترین بازی های هفته ابتدایی یا بهتر بگم مهمترین بازی هفته اول تیم سپاهان با سرمربی گری امیر قلعه نوعی به مصاف تیم استقلال تهران خواهد رفت و یکی از برنامه ریزی ها و تمهیداتی که همیشه باشگاه سپاهان اصفهان از آن استفاده میکند جنگ روانی است و اینبار هم قصد دارد از این شگرد خود استفاده کرده تا بازی بزرگ را به نفع خود رقم بزند و از همان ابتدا خود را یک مدعی درجه یک فتح جام نشان دهد.

البته باشگاه سپاهان مدعی است این جنگ را واعظ آشتیانی در روزنامه ها با موضع گیری علیه سرمربی تیمشان(قلعه نوعی) آغاز کرده است ولی چیزی که مشخص است این است که باشگاه سپاهان هم از این امر مثل همیشه استقبال کرده و با انتشار
بیانه ایی حمایت خود را از قلعه نوعی اعلام کرد و به مدیر عامل استقلال تاخت.
باشگاه سپاهان در قسمتی از بیانیه خود به واعظ آشتیانی متذکر شده است: "به مدیر عامل باشگاه استقلال تهران كه ظاهراً با مصاحبه‌های بی‌حد و حصرش علیه امیر قلعه‌نویی برهم زدن تمركز و آرامش سرمربی تیم فوتبال فولاد مباركه سپاهان را هدف قرار داده متذكر می‌شویم كه حق این‌گونه اظهارنظرها و موضع‌گیری‌ها در مورد سرمربی تیم فوتبال سپاهان را ندارید و بهتر در آستانه آغاز رقابت‌های پیش رو در فصل جدید توجه خود را به تیم متبوع‌تان معطوف نمائید"
من توصیه میکنم این بیانیه را مسولان سپاهان پیش خودشان نگه دارند تا در صورت ایجاد جنگ روانی با تیم های دیگر آنرا بخوانند و از آن عبرت بگیرند زیرا این مسئله مصداق بارز ضرب المثل "تو اگر لالایی بلدی برای خودت بخوان" هست!

در قسمت پایانی این بیانیه آمده است: "بدیهی است در صورت تكرار موضع‌گیری و مصاحبه‌های آقای واعظ آشتیانی علیه سرمربی تیم فوتبال سپاهان به تذكر و هشدار اكتفا نخواهیم كرد و در آن هنگام پاسخمان محكم و كوبنده خواهد بود."

البته من قصد جانب داری از مدیر عامل استقلال را ندارم زیرا اینکار برای من که تیم مطبوعم قرمز است فایده و سودی ندارد ولی براستی این فصل هم باید شاهد حاشیه های بیشتر از متن باشیم؟

یعنی این فصل به جای هنر نمایی فیروز کریمی و احتمالا میثاقیان باید شاهد درگیری لفظی امیر با استقلال و حمید با پرسپولیس باشیم؟!

به قول قدیمی ها: "سالی که نکوست از بهارش پیداست!"


کلمات کلیدی این دست نوشته: استقلال ، سپاهان ، قلعه نوعی ، لیگ برتر ، فوتبال ،


Share/Save/Bookmark
یکشنبه 14 تیر 1388

شجریان وطن فروش!

نوع مطلب :سیاسی ،

نظرتون در مورد شجریان چیه؟ نمیدونم شاید نسل من نتونه موسقیش رو درک کنه. گرچه تو همین نسل هم میشناسم کسایی رو که عاشقانه موسقیش رو دوست دارند و همیشه تشنه آلبوم ها و کنسرت های جدیدش هستند.
استاد! لقبیه که هوادارانش به او داده اند و او را یکی از مشاهیر موسیقی فارسی می نامند. شاید برای من او هیچ محبوبیت و مقبولیتی نداشته باشه ولی همیشه به او و هوادارانش احترام گذاشتم چون برای سبکی که دوست داشته زحمت های بسیاری کشیده. تا جایی که در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. (این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورش می‌کوشد اهدا می‌شود.)
انتخابات بهانه ایی شد تا استاد مردمی بودن خودش رو ثابت کنه و در نامه ایی در همان روزهای اولیه اعلام برائت خود را از جریان حاکم در صدا وسیما اعلام کند. وی در این نامه مه خطاب به ریاست سازمان صدا و سیما نوشته بود خواستار توقف پخش آثار های خود از صدا و سیما شده بود.
اما این تازه شروع کار بود او در مصاحبه ایی که با شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی داشت نیز ضمن اعلام مواضع قبلی اضهار داشت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود."
اما دلیل اصلی که من را وادار به نوشتن این متن کرد مواضع شجاعانه استاد نبود و نیست بلکه مواضع روزنامه کیهان است که وی را مهره استعمار نامیده!
بله! استاد آواز ایران هم یک برانداز و خواهان اغتشاش محسوب می شود. داستان موقعی جالب تر میشه که روزنامه کیهان مدعی میشود چند تن از استادان برجسته آواز و موسیقی این مرز و بوم که نمی خواهند نامشان فاش شود! با ما تماس گرفتند و اعلام کرده اند خبرنگاران رسانه های معاند و همچنین خبرنگاران جبهه اصلاحات( که لابد آنها هم معاندند!) خواهان موضع گیری ما شده اند. ولی ما وطن خود را نفروختیم!
بله! حمایت از مردم میشود وطن فروشی و حمایت از دولت میشود وطن دوستی(گرچه در صحت ادعای روزنامه کیهان تردید جدی وجود دارد)
براستی کی احترام به نظر مخالف در جامعه ما و مهمتر از اون در روزنامه های دولتی ما حاکم میشود؟ آیا هرکه با ما مخالفت کرد وطن فروش و معاند است؟

امروز در روزنامه اعتماد ملی مطلبی را به طنز خواندم که بسیار جالب بود. "بزودی از طرف ایران جایزه نوبل «دیده‌بان حقوق دولت‌ها» طراحی و به سران کشورهای کوبا، سوریه، ونزوئلا و دیگر دوستان اهدا می‌شود."

چه زود این طنز به واقعیت تبدیل شده. کم کم داریم از حقوق بشر فاصله میگیریم و به به حقوق دولت ها نزدیک می شویم


در ادامه مقاله روزنامه کیهان با عنوان ما مثل او وطن فروش نیسیتم را می خوانیم

کلمات کلیدی این دست نوشته: استاد شجریان ، کیهان ،


Share/Save/Bookmark

متاسفانه محمد قوچانی سردبیر جوان و موفق روزنامه اعتماد ملی و مجله ایران دخت که سابقه سردبیری نشریاتی توقیفی زیای همچون "شهروند امروز" روزنامه شرق" و  "روزنامه هم میهن" را در کارنامه خود دارد نیز مانند خیل عظیمی دیگری از فعالان و خبرنگاران سیاسی بازداشت شده
نمیدونم فقط برای من بازداشت قوچانی یه حساسیت خاصی دارد یا شما هم او را بیش از یک روزنامه نگار دوست دارید ولی مطمئنم برای همه کسانی که نشریات و مقالات او را دنبال میکردند فقدان او در عرصه رسانه های کشور سخت است. کسی که تحت سخت ترین شرایط هم به آرمان های خودش وفادار ماند و نوشت!
نه در وبلاگ یا وب سایت های خارجی بلکه در روزنامه های وطنی!
او به راستی فعل خواستن را صرف کرد و برای ساخت یک جامعه مدنی تلاش کرد.

او را از شرق میشناسیم. روزنامه ایی حرفه ایی و دارای خبرهای اختصاصی که توانست به ما طعم یک روزنامه حرفه ایی و دارای حداقل های استاندارد روز دنیا رو بچشاند. بعد از توقیف روزنامه درخشانش او بیکار ننشست و با همان تیم سابق خود هم میهن را منتشر ساخت. گرچه دیری نپایید که هم میهن هم توقیف شد و او به ناچار روی به هفته نامه آورد!

اما روزنامه های افراطی حامی دولت همچون جوان چند روزی است جنجال های بسیاری بر سر او ساخته اند. پس از اینکه خبر رفتن قوچانی به کشور های عربی برای فراگرفتن براندازی نرم در روزنامه جوان منتشر شد همسر قوچانی با تکذیب این خبر اعلام کرد که شوهرش اصلا پاسپورت برای خروج از کشور ندارد!

جالب تر از خبر اول روزنامه جوان، خبر امروز این روزنامه است که مدعی شده قوچانی فراری است!
این روزنامه در حالی که در ابتدای مطلب خود عنوان میکند مقصود این روزنامه "م.ن" بوده است نه محمد قوچانی در ادامه ادبیاتی را به کار می برد که مشخص میکند شخص مذکور و مورد نظر روزنامه جوان کسی جز روزنامه نگار جوان اما باتجربه کشور یعنی محمد قوچانی نیست.


در ادامه خبر روزنامه جوان در باره فراری بودن قوچانی را نگاه میکنیم:

کلمات کلیدی این دست نوشته: محمد قوچانی ، روزنامه جوان ،


Share/Save/Bookmark
تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4