تبلیغات
مستر ژورنالیست - مطالب آذر 1395
دوشنبه بیست و دوم آذر 1395

تحلیل مطبوعات جهان / دوشتبه ۱۲ دسامبر

از جمله مطالب ژورنال (ترجمه‌ها) 

بلومبرگ


سایت اقتصادی بلومبرگ که جز بنگاه‌های خبری معتبر در حوزه اقتصاد است، دیروز خبر اولش را به قرارداد ایران‌ایر و کمپانی بویینگ اختصاص داد و نوشت: «اولین قرارداد در ۳۷ سال گذشته؛ ایران ایر از بویینگ هواپیما می‌خرد». بلومبرگ نوشته ارزش این قرارداد ۱۶ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار است و شامل ۸۰ هواپیما می‌شود. جالب اینجاست که تحلیل این رسانه‌ آمریکایی این است که این قرارداد ۱۰۰ هزار شغل در آمریکا ایجاد خواهد کرد.


رویترز
خبرگزاری رویترز دیروز علاوه بر پوشش خبر خرید بویینگ توسط ایران، خبر جدیدتری هم منتشر کرد: مقامات می‌گویند ایران بعد از قرارداد میلیاردی با بویینگ، در حال تمام کردن مراحل قرارداد با ایرباس است و اولین هواپیماهای مسافربری این شرکت اروپایی در سال ۲۰۱۷ بدست ایران می‌رسد. رویترز نوشته مراحل  انعقاد این قرارداد از ابتدای سال ۲۰۱۶ در جریان بوده و با اجازه‌ای که از سوی مقامات واشنگتن صادر شده، هر دو شرکت هواپیمایی بویینگ و ایرباس قراردادها را در مرحله نهایی قرار داده‌اند. رویترز خبر داده اولین هواپیماها برای ایران از  شرکت ATR  می‌آید که نصف سهامش متعلق به ایرباس است.



اشپیگل (۱۰ دسامبر)
اشپیگل بازهم یک موضوع فوتبالی را روی جلد برده. بعد از ماجرای فرار مالیاتی رونالدو حالا نوبت به اسنادی از قرارداد بازیکنان شاغل در لیگ آلمان رسیده. اشپیگل تیتر زده: «درون بوندسلیگا؛ قراردادهای رمزی بازیکنان حرفه‌ای». این هفته نامه مدعی شده که پول‌هایی که در فوتبال آلمان رد و بدل می‌شود، شفاف نیستند و مدیربرنامه‌ها علاوه بر مبلغ قانونی، رشوه هم دریافت می‌کنند.


اکونومیست (۱۶ دسامبر)
اکونومیست در شماره این هفته خودش، مطلب جالبی در بخش خاورمیانه چاپ کرده که برای ما ایرانی‌ها می‌تواند حائزاهمیت باشد. مطلبی در مورد ایران و عربستان با تیتر «پیشی گرفتن ایران».
تحلیلگر این مجله درباره دیپلماسی عربستان در سال ۲۰۱۶ نوشته: «در ژانویه امسال محمد بن سلمان، جانشین ولی‌عهد عربستان که در عربستان نفوذ بسیاری دارد، سیاست خارجه عربستان را دستخوش تغییر کرد. یکی از این تغییرات، تحت فشار قراردادن ایران بود. عربستان اینکار را در سوریه، یمن و لبنان -کشورهایی که نزدیک به ایران هستند- شدت بخشید. آنها در این سه جبهه سعی کردند نیروهای متحد و نزدیک به ایران را عقب بزنند. در سوریه با کمک به مخالفین بشار اسد. در یمن با حمله به شیعیان و در لبنان با روی کار آوردن رییس جمهوری دور از ایران. آنها بعد از ۲۵ سال به بغداد سفیر فرستادند و در اوپک با شریک تجاری‌شان، ایران سر سازش نداشتند.  اما حالا در آخر سال ۲۰۱۶ پادشاهی عربستان در تمامی جبهه‌‌ها عقب‌نشینی کرده. سفیر از بغداد فراخونده شده، نیروهای نزدیک به عربستان در سوریه به دلیل اتحاد سوریه و ایران و روسیه در حال شکستند. سعودی‌ها در ماجرای انتخاب رییس جمهور لبنان به اولویت‌های ایران تن دادند. در اوپک هم عربستان قبول کرد سهم خودش را کم کند اما ایران سهمش را افزایش دهد. در یمن هم وضعیت برای عربستان  خوب پیش نرفت. این پیروزها در پی اقتدار نظامی ایران و هم پیمانان نظامی اش به وجود آمد. شاهزاده جوان سعودی البته دست از دشمنی با ایران برنداشته اما فعلا در مقابل آنها بازنده است.»


آتلانتیک
مجله معتبر آتلانتیک در یکی از مقالات تازه‌اش که در وبسایتش منتشر کرده، به موضوع جالبی پرداخته. سرزنش دیگران. این مطلب که با تیتر « روانشناسی سرزنش(یا مقصر دانستن) قربانیان » منتشر شده، اینگونه آغاز میشه: اگر کیف یا گوشیِ همراهمان را در خیابان سرقت کنند، با خودمان می‌گوییم که من سزاوار همچین اتفاقی نبودم. اما اگر همین ماجرا برای دوستان یا اعضای خانواده‌مان پیش بیاید، آن‌ها را ملامت می‌کنیم که چرا اجازه داده‌اند چنین اتفاقی بیفتد؟ ما میل داریم باور کنیم جهان برای «دیگران» عادلانه است. یعنی معتقدیم هر اتفاقی که می‌افتد، حتماً دلیلی داشته است و می‌شد از آن پیشگیری کرد. علاقۀ ما به سرزنش قربانیان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
یکی از نکاتی که این مجله در جواب به این سوال مطرح می‌کند این است: بسیاری از مردم به‌عنوان مکانیسمی دفاعی در مواجهه با اخبار بد، به‌طور خودکار، متمایل به سرزنش قربانی در سطح فکر و رفتارند.
آتلانتیک در ادامه می نویسد: افرادْ بیشتر تمایل دارند با قربانیانی که می‌شناسند همدردی کنند، اما اوضاع در مورد قربانیانی که نمی‌شاسند متفاوت است. مخصوصا قربانیانی که در صفحه حوادث روزنامه ها هستند. آنها اغلب مورد سرزنش خوانندگان قرار می‌گیرند.



۱
علیرضا منصوریان روزهای خوبی را سپری نمی‌کند. تیمش هفتم جدول است و جدال بزرگ را هم به امیر قلعه‌نویی باخته. آبی‌های تهران فصل را خوب شروع نکردند اما تا چند هفته پیش امید داشتند که ورق را برگردانند. آنها حتی تا رده چهارم هم بالا آمدند و اگر کمی باهوش‌تر بودند حالا می‌توانستند به جای ذوب‌آهن – که در ابتدای فصل وضعیت به مراتب بحرانی‌تری داشت و حتی سرمربی‌اش را اخراج کرد – بایستند.

۲
منصوریان به نوعی مدیون برانکو ایوانکوویچ و پرسپولیس فصل قبل است. سرمربی فعلی استقلال، فصل پیش با دستان خودش قهرمانی را از برانکو گرفت(با برد دو هیچ پرسپولیس با تیم نفت در هفته‌های پایانی) اما به نوعی وامدار اوست. دلیلش هم مشخص است.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


بلومبرگ (۱۲ دسامبر)
مجله اقتصادی بلومبرگ بیزنس‌ویک که یکی از مجله‌های پرفروش آمریکاست، جلد جالبی برای درآمدهای گوگل تدارک دیده. این محله نوشته غول دنیای سرچ، در یک سال گذشته فقط از منبع خدمات تبلیغاتی‌اش بیش از ۷۶ میلیارد دلار درآمد داشته. حتما شما هم با تبلیغات کلیکی گوگل در سایت‌های خارجی و حتی ایرانی برخورد کرده‌اید. ظاهرا درآمد این تبلیغات برای گوگل سر به فلک کشیده. بلومبرگ نوشته این رقم جدای درآمد گوگل از عینک‌ها، ویدئو اسکرین‌های بزرگ، ماشین‌های خودکار، کیوسک‌های وای‌فای و سایر منابع درآمدی‌اش است. این مجله سایر درآمدهای گوگل را با یک شکلک نمایش داده؛ یعنی این درآمدها آنقدر هنگفت است که حساب ناشدنی‌ بنظر می‌رسد.

در داخل صفحات این شماره بلومبرگ، یک مصاحبه جالب  با نایجل فراژ هم وجود دارد. یکی از برجسته‌ترین رهبران انگلیس که نقش بسزایی در برکسیت یا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا داشت. بلومبرگ بیزنس‌ویک نوشته او نظرات رادیکالی در امور تجارت جهانی دارد و به آمریکا سفر کرده تا با بهترین دوست این روزهایش یعنی ترامپ ملاقات کند. تیتر مقاله: «سلام آمریکا»ست و طعنه‌ای به اینکه قدرت گرفتن ترامپ در آمریکا درست مثل خروج بریتانیا از اتحادیه اروپاست. بلومبرگ به فراژ لقب «آقای برکسیت» را داده و از قولش نوشته: «مردم ترامپ و تیمش را به خوبی نمی‌شناسند. اما من می‌شناسم».

گاردین(۹ دسامبر)
گاردین در شماره دیروز خودش ویژه نامه‌ای برای رییس جمهور اوباما منتشر کرد. این ویژه‌نامه که در لایی ریویو گاردین منتشر شده به میراث اوباما پرداخته و تیتر زده: «شکوه حیرت‌انگیز» گاردین با نگاهی مثبت به میراث اوباما پرداخته و مثلا در یکی از یادداشت‌نویس‌هایش نوشته: «نژادپرستی در آمریکا در این ۸ سال کم شد. چون هیچکس باورش نمی‌شد یک سیاه پوست بتواند به قدرتمندترین مرد کشور تبدیل شود. او و همسرش نشان دادند سیاه پوست‌ها استحقاق نادیده گرفته شدن را ندارند.»



ترافیک، ترافیک، ترافیک! امان همه را بریده. آلودگی هوا، تلف شدن وقت، خورد شدن اعصاب، افزایش استهلاک ماشین و... هم که دیگر برای همه ما شهرنشین ها عادی شده. انگار هیچکس نمی تواند کاری کند. حتی خواندن افزایش مرگ و میرها بر اثر آلودگی هوا(که از تبعات ترافیک است) هم باعث نمی شود تا کک مان بگزد.
از وقتی مدرسه ها باز شده که دیگر اوضاع بدتر هم شده. ترافیک حالا روز و شب نمی شناسد. در تهران از 7 صبح تا 10 شب ترافیک بدون از نفس افتادن در جریان است. اوضاع وقتی وخیم تر می شود که بدانیم ترافیک در برخی از نقاط تهران حتی تا پاسی از شب هم در جریان است. اما چرا ترافیک تهران هیچ وقت تمام نمی‌شود؟ چرا این همه بزرگراه و خیابان جدید و تغییرات مهندسی خیابان‌ها، درد بی‌درمان پایتخت را افاقه نمی‌کند؟ پاسخ دادن به این سوال به ظاهر ساده و کوتاه، اصلا آسان نیست. در پرونده پیش‌رو سعی داریم زاویه جدیدی از ترافیک شهری در ایران و بویژه خیابان‌های پایتخت را مورد واکاوی قرار دهیم. یک مولفه فراموش شده در مهندسی شهری که کمتر مدیری به آن توجه می‌کند...


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


روز گذشته «مرگ فیدل‌ کاسترو» تیتر یک تمام رسانه‌های جهان بود. رهبری انقلابی از تبار کمونیست‌ها که بعد از ۹۰ سال زندگی‌اش پایان گرفت. کاسترو هم مثل بسیاری دیگر از رهبران جهان، علائق ورزشی بسیاری داشت. او هم بیسبال را دوست داشت و هم بسکتبال را. دوستان خوبی هم در بین فوتبالی‌ها داشت.
در کوبا بازی ملی نه فوتبال که بیس‌بال است(مثل همسایه شمالی، ایالات متحده آمریکا). با این همه علاقه اول کاسترو بکستبال بود.
او با قدی به بلندی ۱٫۹ متر در زمان دبیرستان یکی از بازیکنان پرطرفدار بسکتبال بود. در مورد او نوشته‌اند که علاوه بر بسکتبال، به بیس بال، دو و تنیس روی میز هم علاقه نشان می‌داده. ظاهرا او برتری در ورزش را به‌عنوان یک فرصت برای نشان دادن قابلیت‌های خودش برای پیروزی و همچنین اداره گروه می‌دانسته. 

بسکتبالیست‌ حرفه‌ای
خوان سانچز، یکی از بادی‌گاردهای سابق فیدل می‌گوید: فیدل هرگز از اینکه تیم را اداره کند، سرباز نمی‌زد، حتی به رد کردن آن هم فکر نمی‌کرد. بازیکن‌ها به دودسته تقسیم می‌شدند، آبی و قرمز. هرکسی در هر تیمی که بود به خاطر فیدل بازی می‌کرد و بردوباخت برایشان اهمیتی نداشت. بر اساس کارهایی که یک ورزشکار مخصوصاً بسکتبالیست باید انجام دهد، کاسترو اعتقاد داشت که می‌توان بسکتبال را به‌عنوان نمادی از قدرتمند و همچنین یکی از آموزش‌هایی باشد که می‌توان به جوانان انقلابی در اوایل راه آموزش داد. 
 
ازجمله حرکت‌هایی که فیدل همیشه آن را انجام می‌داد حرکت‌هایی بود که مربوط به حفظ توپ و مانور با آن بود. بر اساس تفکر کاسترو، بازی باید سرعت داشته باشد، استقامت و تاکتیک‌های رعدآسا، به همراه تفکر سریع در موقعیت و انتخاب‌های ناگهانی می‌تواند یکی از آموزش‌هایی است که در جنگ‌های چریکی لازم است. کاسترو بانظم خاصی دوست داشت این ورزش را ادامه دهد، این تلاش تا سن ۵۶ سالگی و تاریخ ۱۹۸۲ ادامه داشت، اما در اثر شکستگی پا او برای همیشه این بازی را کنار گذاشت.



برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


تعداد کل صفحات: 2 1 2