دومین جام‌جهانی در سال ۱۹۳۴ در ایتالیای موسولینی برگزار شد. ۳۶ تیم برای حضور در این جام اعلام آمادگی کردند و فیفا برای اولین بار مسابقات انتخابی را سامان‌دهی کرد. این برای اولین و آخرین بار بود که کشور میزبان هم باید در مسابقات انتخابی شرکت می‌کرد. و البته برای اولین و آخرین بار بود که مدافع عنوان قهرمانی(اروگوئه) از حضور در مسابقات انصراف داد. برخی می‌گویند اروگوئه به تلافی نیامدن بسیاری از کشورهای اروپایی در سال ۱۹۳۰ به جام‌جهانی که این کشور میزبان بود از حضور در مسابقاتی که در قلب قاره سبز برگزار می‌شد انصراف داد. اما برخی دیگر می‌گویند علاوه بر این، اروگوئه‌ای ها به رژیم فاشیستی وقت ایتالیا هم اعتراض داشتند. این جام اولین جامی بود که سیاست کاملا بر آن سایه افکنده بود و دست آخر بازهم مثل جام اول، میزبان مسابقات قهرمان شد. چهره ماندگار جام اما کسی نبود جز لوییز مونتی؛ هافبک تیم ملی ایتالیا. او ۴ سال قبل و در مونتویدئو اروگوئه طعم حضور در فینال را با لباس آرژانتین مقابل میزبان چشیده بود و حالا در سال ۱۹۳۴ با پیراهن ایتالیا در فینال مقابل چک‌اسلواکی قرار گرفته بود؛ ماجرایی که او را در تاریخ مسابقات جام‌جهانی ماندگار کرد چرا که دیگر هیچوقت کسی موفق نشد با دو تیم مختلف در فینال جام‌جهانی بازی کند. 

در فینال سال ۱۹۳۰، آرژانتین در نیمه اول ۲ بر یک از اروگوئه میزبان جلو بود. در بین دو نیمه وقتی مونتی داشت خودش را به رختکن می رساند، دو تماشاچی عصبانی خانواده مونتی را به تهدید به مرگ کردند: «اگر ببرید مادر و خواهرت را می‌کشیم.» مونتی در نیمه دوم از جریان بازی محو شد. البته برخی می‌گویند دلیل این ماجرا، مصدومیت او بود اما دلیلش هرچه که باشد، آرژانتین نیمه دوم را ۳ بر صفر واگذار کرد تا در نهایت اولین فینال جام‌جهانی را ۴ بر ۲ ببازد. ۴ سال بعد مونتی که شهروند ایتالیا شده بود و در تیم یوونتوس بازی می‌کرد بازهم شانس حضور در فینال را پیدا کرد. خودش می‌گوید در این ۴ سال همه‌چیز تغییر کرده بود: «در اروگوئه اگر می‌بردیم من را می‌کشتند و در ایتالیا اگر می‌باختیم من را می‌کشتند.» ایتالیا فینال را ۲ بر یک از چک‌اسلواکی برد و تبدیل شد به اولین تیم اروپایی شد که به جام‌جهانی دست پیدا می‌کند. بعد از آن موسولینی به بازیکنان ایتالیا گفت هرچه که می‌خواهند را می‌توانند از دولت درخواست کنند؛ خانه، پول،‌ جواهر و زنان زیبارو.




اولین جام‌جهانی تاریخ در سال ۱۹۳۰ برگزار شد. میزبان مسابقات اروگوئه بود و کاپ قهرمانی هم به همین تیم رسید. این جام فقط ۱۳ شرکت‌کننده داشت؛ ۷تا از آمریکای لاتین و مابقی از آمریکای شمالی و اروپا. گیلرمو استابیله که با آرژانتین به مقام نائب‌قهرمانی رسید، با ۸ گل زده در تنها ۵ مسابقه، آقای گل شد اما بدون شک چهره ماندگار جام اول، هکتور کاسترو بود. 

مهاجم  اروگوئه در آن سال تنها ۲ گل به ثمر رساند؛ نخست اولین گل تاریخ اروگوئه در جام‌های جهانی که منجر به برد یک بر صفر مقابل پرو شد و بعد آخرین گل جام برابر آرژانتین که با قهرمانی میزبان همراه بود. پرگرینو آنسلمو، بهترین گلزن اروگوئه در مسابقات قبل از بازی فینال بیمار شد اما همه می‌دانستند که می‌توانند روی کاسترو حساب باز کنند. او در فینال درخشید و همیشه در یادها ماندگار شد. 
کاسترو در۱۳ سالگی، هنگامی که تلاش می‌کرد تا چوبی را با اره‌برقی ببرد، دست راست خودش را -مچ به پایین- از دست داد و همین باعث شده بود به او لقب«خدای تک‌دست» را بدهند. 

کاسترو  یک قمارباز حرفه‌ای بود و همیشه پاکت سیگارش همراهش بود. او در سال ۱۹۲۸ با تیم المپیک اروگوئه قهرمان المپیک آمستردام شده بود و بعدها به عنوان بازیکن و مربی ۸بار در لیگ ناسیونال اروگوئه طعم شیرین قهرمانی را چشید.



 
جو تیم ملی ایران نسبت به ٤ سال پیش كاملا فرق كرده. تیم كی روش دیگر آن محبوب ٤ سال پیش نیست: تیمی كه منتقدین می ترسیدند از آن انتقاد كنند. حالا هواداران تیم ملی خودشان جلوتر از منتقدین قرار گرفته اند و در برهه ای كه خیلی ها می گویند فقط باید از تیم ملی حمایت كرد، از كی روش و انتخاب هایش انتقاد می كنند. دوشنبه شب قبل از بازی تداركاتی ایران و تركیه كه به شكست ٢ بر یك ایران انجامید، هواداران ایرانی حاضر در استادیوم استقبال عجیبی از كی روش كردند. سرمربی تیم ملی یك ساعت قبل از مسابقه به زمین آمد تا كیفیت چمن را وارسی كند اما واكنش هواداران برای او كمی گران تمام شد. هوادارانی كه از اتفاقا تعداد قابل توجهی داشتند، یك صدا نام سیدجلال حسینی، مدافع مغضوب كی روش را فریاد زدند: احتمالا به نشانه اعتراض به سرمربی پرتغالی كه نام او را پیش از اردوی تركیه خط زد. 
    بازی كه شروع شد، تشویق پیش از بازی تماشاگران رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. تیم ملی در دقیقه پنج درست از همانجایی كه جانشین سیدجلال بازی می كرد، ضربه خورد و خیلی زود از رقیب همسایه عقب افتاد.
روزبه چشمی كه به خواست كی روش یك خط عقب آمده بود و در قلب دفاع بازی می كرد، تبدیل شد به مظنون اولیه شكست. او روی گل دوم هم جا ماند تا هواداران بلافاصله و این بار با صدایی رساتر نام كاپیتان خط خورده پرسپولیس را فریاد بزنند. چشمی آخرین بار در تیم ملی امید بود كه به قلب دفاعی رفت و با بازی ضعیف خود در این پست-برخلاف بازی های جاندارش در پست هافبك دفاعی- موجبات نرسیدن تیم امید به المپیك را فراهم آورد. مشكلات خط دفاعی ایران در بازی با تركیه البته تنها به ضعف چشمی در پست دفاع وسط بر نمی گشت. رامین رضاییان هم عملكرد خوبی در جناح راست خط دفاعی نداشت. جایی كه هواداران منتقد تیم ملی اعتقاد دارند وریا غفوری باید بازی كند. وریا یكی از بهترین بازیكنان استقلال در فصل اخیر بود كه اولین بار خود كی روش او را به تیم ملی دعوت كرد. اما حالا و در زمانی كه غفوری در اوج قرار دارد، به اردو فراخوانده نشده است. كی روش پیش از عزیمت به استانبول، دلیل عدم دعوت از غفوری را تغییر پست او در چندبازی اخیر استقلال اعلام كرد. سرمربی پرتغالی اعتقاد داشت وقتی وریا در باشگاهش یك خط جلوتر بازی می كند، نمی تواند در خط دفاعی تیم ملی بازدهی مناسبی داشته باشد. این در حالی است كه رامین رضاییان كه دوشنبه شب جای غفوری را گرفت، در بیشتر بازی های فصل در باشگاهش در پست وینگر بازی می كرد! 
     
    كی روش تیم اصلی اش را لو نداد؟ 
    عدم هماهنگی خط دفاعی تیم ملی درآستانه جام جهانی حالا خیلی ها را نگران كرده است. برخی از نزدیكان تیم ملی و روزنامه نگارانی كه رابطه خوبی با كی روش دارند، معتقدند كی روش با نیت قبلی، بازیكنان اصلی مدنظرش را بازی نداده تا دست رقبا را در پوست گردو بگذارد. با این همه به نظر می رسد این نكته دست كم در مورد خط دفاعی تیم ملی مصداق ندارد. راز نگه داشتن تاكتیك های یك تیم در فاز هجومی معنا دارد. جایی كه سرمربی می خواهد نحوه به گل رسیدن تیمش را از چشم سرمربیان رقیب دور نگه دارد تا پادزهر آن كشف نشود. اما وقتی كی روش می خواهد جوانگرایی كند و مدافعانی جوان را در جام جهانی بازی دهد، چرا نباید در بازی های تداركاتی چند هفته به آغاز جام، آنها را با همدیگر بازی دهد و هماهنگ شان كند؟
     
    عملكرد امیدواركننده در فاز هجومی 
    تیم ملی البته در فاز تهاجمی عملكرد بهتری نسبت به بازی های قبلش داشت. انتقال توپ از دفاع به حمله بهتر انجام شد و ایران موقعیت های خوبی خلق كرد. تیم به وضوح هجومی تر از ٤ سال پیش بازی می كند و همین بارقه هایی از امید را در دل هواداران تیم ملی روشن كرده است. با این همه كی روش كه به گفته خودش برخی از بازیكنان را به دلیل تغییر پست شان دعوت نكرده، دوشنبه شب، مسعود شجاعی را در پست هافبك دفاعی بازی داد و انصاری فرد مهاجم را به خط میانی آورد: تصمیمی كه البته جواب نداد. ایران در بازی اولش با مراكش، سعید عزت اللهی را به دلیل محرومیت انضباطی در اختیار ندارد و همین باعث شده تا پیدا كردن جانشین او تبدیل به یكی از سوالات بزرگ كی روش شود. 
     
    واكنش اسپانیایی ها 
    بازی ایران با تركیه از چشم رسانه های رقیب هم دور نمانده. از جمله روزنامه آ. اس اسپانیا كه دیروز نوشته بود: تركیه ایران ضعیف را غرق كرد. تحلیلگر این روزنامه اعتقاد داشت تركیه در حال حاضر حسابی با روزهای اوجش فاصله دارد و تیمی است در دوران بازسازی و بردش مقابل ایران كمی دور از انتظار بوده. او نوشته بود: «ایران در دیداری كه چهره ضعیفی از خود به نمایش گذاشت، بازی را به تركیه واگذار كرد. شاگردان كی روش نشان دادند كه اگر قصد دارند اندك ترسی به رقبای شان در جام جهانی بدهند، باید در بسیاری از زمینه ها بهتر شوند. آنها مقابل تركیه حرف خاصی برای گفتن نداشتند.»
     
    تیم ملی نیاز به تقویت دارد 
    كی روش حالا ٣ هفته فرصت دارد تا ضعف های تیم ملی را بپوشاند. بازی بعدی تیم ملی ایران البته معلوم نیست با كدام تیم است و برگزاری مسابقه تداركاتی با یونان در هاله ای از ابهام قرار دارد اما هرچه كه هست، سرمربی تیم ملی باید پشت انتخاب هایش بایستد و آنها را هماهنگ كند. مطمئنا همه ما خیلی دوست داریم در فاصله كوتاه باقی مانده تا جام جهانی از تیم ملی حمایت كنیم، اما اگر واقع بین باشیم، حمایت بی چون وچرا از این تیم نمی تواند به آن كمكی كند. ایران چند سالی است كه لقب بهترین تیم آسیا را یدك می كشد، اما ممكن است با وضعیت آمادگی ای كه دارد، نه تنها بهترین نتیجه آسیایی ها در جام جهانی را نگیرد، بلكه تبدیل به بدترین تیم قاره كهن در روسیه شود.



 اولین دوره از مسابقات لیگ ملت های والیبال انگار برای ایران خوش یمن نیست. تیم ملی والیبال ایران كه در دوره های پیشین این مسابقات -كه با نام لیگ جهانی والیبال برگزار می شد- همیشه خوش می درخشید، در فرمت جدید مسابقات فعلا تنها یك برد كسب كرده و از ٩ امتیاز ممكن، ٣ امتیاز گرفته. بدتر از همه اینكه والیبال ایران دوباره در آسیا رقیب پیدا كرده و پس از ٧سال به والیبال ژاپن باخت. 
    والیبالیست های ایرانی مدت ها بود كه قدشان از آسیا بلندتر شده بود و هیچ رقیبی در قاره كهن به گردپای شان نمی رسید. اما حالا انگار شرایط تغییر كرده است. مصطفی كارخانه، سرمربی پیشین والیبال ایران، یكشنبه عصر در شبكه ورزش در تحلیل شكست به ژاپن گفت: «والیبال ژاپن نسبت به سال های قبل تغییری نكرده. حتی ضعیف تر هم شده. میانگین قد آنها نسبت به چند سال پیش كمتر شده اما ما را بردند. ما به ژاپن نباختیم. به خودمان باختیم. این ایران بود كه نسبت به سال های پیش ضعیف تر شده.»
    اما ماجرای افول تیم ملی والیبال ایران چیست؟ تركیب ایران نسبت به چند سال پیش تغییر قابل توجهی نكرده. ستاره ها همچنان در تیم هستند و برخی اعتقاد دارند همین باعث بی انگیزگی و افت بدنی شده. منتقدین می گویند تیم ما دقیقا مثل ٦، ٧ سال پیش همچنان به سعید معروف و محمد موسوی وابسته است و همین بدل به پاشنه آشیل ما شده. ایران در هفته اول مسابقات باید به مصاف فرانسه، استرالیا و ژاپن می رفت.

    بازی ها در فرانسه برگزار می شد و فرانسه هم به دلیل میزبانی دور نهایی، از قبل بلیت خود در فینال را رزرو كرده بود. ایران حتی در دوران اوجش هم توان پیروزی بر فرانسه را نداشت و همان طور كه پیش بینی می شد اولین مسابقه را به آنها باخت: ٣ بر یك. بازی دوم را اما ایران از استرالیا برد. 
    استرالیا به لطف قوانین جدید مسابقات شانس حضور در این سطح را پیدا كرده و از قبل مشخص بود نمی تواند جلوی ایران امتیازی را بگیرد. ایران ٣ بر صفر این بازی را برد تا خیلی ها را امیدوار به روزهای خوشش كند. اما بازی سوم تبدیل به یكی از بدترین خاطره های تیم ملی والیبال در عصر تازه شد. 
    والیبالیست ها كه مدت ها بود به هیچ تیمی از آسیا نباخته بودند، بازی را ٣ بر یك به ژاپن واگذار كردند و از این بازی حتی یك امتیاز هم نگرفتند. حالا این شكست خیلی ها را نگران كرده كه نكند تیم ملی والیبال ایران دوباره به روزهای یك دهه پیش اش برگردد: روزهایی كه به قول بهزاد كاویانی، مجری شبكه سه، آرزوی مان بود یك ست از ژاپنی ها بگیریم. 
    فیلیپ بلین، مربی فرانسوی تیم ملی والیبال ژاپن كه زمانی عضو كادر فنی لهستان بود بعد از شكست ایران صحبت های قابل تاملی را مطرح كرد. او گفت: «من ایران را به خوبی می شناسم. بارها با لهستان برابر این تیم قرار گرفته ام. ایران بازیكنان بزرگ و خوبی دارد كه برخی از آنها بهترین های جهان هستند. نمی دانم چرا ایران در هفته اول اینقدر بی روحیه و بد بازی می كرد، اما شك ندارم كه آنها در ادامه كار بهتر خواهند شد. 
    برابر ژاپن آنها با تصور یك پیروزی راحت وارد زمین شدند، اما فكر می كنم درس خوبی از ما گرفتند و آن هم اینكه هیچ مسابقه ای را نمی توان از قبل پیش بینی كرد.» 
    ایگور كولاكوویچ، سرمربی تیم ملی یكی از متهمان اصلی كسب این نتیجه است. اگرچه مصطفی كارخانه دقایقی بعد از شكست به ژاپن گفت: «این بار كولاكوویچ تعویض های خوبی كرد و بهتر از مسابقات پیشین ایران را ارنج كرد» اما هنوز خیلی ها او را مقصر افول ستاره های والیبال می دانند. 
    در چند روز گذشته حتی بحثی در بین كاربران فضای مجازی شكل گرفته كه خلاصه اش این است: «تیم ملی فوتبال ایران هم بعد از رفتن كارلوس كی روش می شود چیزی شبیه به تیم ملی والیبال بعد از رفتن ولاسكو».
    نكته جالب اینجاست كه ایران در هفته دوم مسابقات باید از فرانسه راهی سفری دور و دراز بشود به آرژانتین. جایی كه باید با سرمربی پیشین شان خولیو ولاسكو روبه رو شوند. آرژانتین البته امسال شروعی بدتر از ایران در مسابقات داشته. 
    هیچ بردی به دست نیاورده و تنها یك امتیاز كسب كرده: آن هم به لطف باخت ٣ بر ٢ به امریكا. آنها حتی از چین بی نام و نشان در والیبال هم ٣ بر صفر باختند تا فشارها در بوینس آیرس به این تیم زیادتر شود. ایران علاوه بر آرژانتین باید در هفته دوم با ایتالیا هم رو به رو شود.
    تیمی كه لیگ ملت ها را با قدرت شروع كرده و با ٨ امتیاز در رده سوم جدول قرار دارد: جایی پایین تر از لهستان صدرنشین و فرانسه. بازی سوم ایران هم با كاناداست كه در رده یازدهم جدول قرار دارد. یك رده پایین تر از تیم ما كه در جایگاه دهم ایستاده. 
    كانادا تنها كره جنوبی را برده و به نظر می رسد از شرایط آرمانی به دور است. ایران شاید در هفته دوم بتواند كمی خودش را در جدول بالا بكشد و دست كم از ژاپن رده هفتمی پیشی بگیرد. مسابقات هفته دوم از جمعه همین هفته شروع می شود و از حالا نگاه بسیاری در ایران به شهر سن خوان آرژانتین دوخته شده.
     
    تیم های دیگر چه كردند؟
    چهار تیم لهستان، فرانسه، ایتالیا و امریكا در هفته اول مسابقات موفق شدند ٣ پیروزی كسب كنند تا به ترتیب در رده های اول تا چهارم قرار بگیرند. در جدول لهستان بهترین عملكرد را از نظر معدل ست شماری دارد تا در رده اول قرار بگیرد. آنها فقط یك ست را به رقبا واگذار كرده اند: به كانادا كه در هفته دوم باید به مصاف ایران برود. 
    در پایین جدول هم تیم های كره جنوبی، استرالیا، آرژانتین و آلمان حضور دارند. آنها هیچ بردی كسب نكرده اند و كره جنوبی حتی یك ست را هم نبرده. در بین تیم هایی كه طبق قوانین جدید اجازه حضور در این سطح از مسابقات را دریافت كرده اند، بلغارستان بهترین امتیاز را گرفته. آنها ٢ بازی را برده اند و با ٥ امتیاز در رده هشتم جدول قرار دارند. بلغارستان در هفته دوم میزبان است و باید در صوفیا با روسیه، صربستان و استرالیا رو به رو شود. در بین تیم های آسیایی هم كه فعلا ژاپن بهترین عملكرد را داشته. آنها در هفته اول دو رقیب مستقیم شان در قاره یعنی استرالیا و ایران را بردند تا با ٦ امتیاز در رده هفتم قرار بگیرند. كره جنوبی هم كه با صفر امتیاز و صفر ست كسب شده در رده شانزدهم قرار دارد.
     



 
 رسانه های ایتالیایی در آستانه مسابقات جام جهانی روسیه، تورنمنتی كه در آن حضور ندارند، خبر جالبی را تیتر یك كرده اند: «وینچنزو یاكویینتا، ملی پوش سابق آتزوری، به ٦ سال زندان محكوم خواهد شد.» ظاهرا ماجرا برمی گردد به ارتباط مهاجم سابق یوونتوس و مافیای ایتالیا: مافیایی كه هیچ ربطی به مافیای فوتبال ندارد. ماجرا اصلا درباره فوتبال نیست. ماجرا درباره قاچاق اسلحه و گروه مافیای كالابریان است. یكی از گروه های معروف مافیایی در شمال كشور ایتالیا. جایی دور از سیسیل، كه هسته اصلی مافیا در ایتالیا محسوب می شود. روزنامه گاتزتا دلواسپورت گزارش داده كه یاكویینتا به همراه پدرش و ١٣٨ نفر دیگر دستگیر شده. دادستان در دادخواست اولیه اش خواستار ٦ سال زندان برای یاكویینتا ١٠ سال زندان برای پدرش شده. او از دادگاه درخواست كرده برای ١٤٠ نفر دستگیر شده، جمعا ١٧١٢ سال زندان در نظر بگیرد. پلیس ایتالیا ٣ سال پیش در خانه یاكویینتا و پدرش مقدار زیادی اسلحه پیدا كرد. بعدا مشخص شد آنها با مافیای كالابریان در تماس بوده اند. در جریان این عملیات چهره های سرشناسی دستگیر شده اند. به جز یاكویینتا كه سابقه قهرمانی در جام جهانی ٢٠٠٦ با پیراهن ایتالیا را دارد و در تیم های یوونتوس و اودینزه بازی كرده، چند تاجر نامدار هم اسم شان در بین دستگیرشده ها وجود دارد. 
    یاكویینتا البته اولین فوتبالیستی نیست كه قرار است به زندان بیفتد. 
فوتبالیست های زیادی بوده اند كه در این سال ها به دلایل مختلف طعم میله های زندان را چشیده اند. بیشترشان به دلیل پرونده هایی همچون رانندگی درحالت مستی یا آزار و اذیت دختران. البته فوتبالیست تبهكار هم داشته ایم. از جمله نزار طرابلسی، بازیكن سابق فوتبال تونس كه در فوتبال آلمان و باشگاه فورتنا دوسلدورف توپ زده بود. او به اتهام همكاری با گروه تروریستی القاعده و قاچاق اسلحه به ١٠ سال حبس محكوم شد. نقش داشتن در حادثه ۱۱ سپتامبر، حمله به سربازان امریكایی در یك هواپیمای بلژیكی، دیدار با اسامه بن لادن در افغانستان و نقش داشتن در حمله تروریستی به سفارت پاریس، برخی از اتهاماتی بودند كه در دادگاه برای طرابلسی اعلام شدند. البته فوتبالیست های معروف تری هم چنین جرایمی را مرتكب شده اند. رنه هیگوئیتا، یكی از سرشناس ترین دروازه بان های تاریخ فوتبال در زمان خودش بود كه عاقبت به خیر نشد. این دروازه بان كلمبیایی كه به دلیل سبك بازی و ظاهر منحصربه فردش در یادها ماندگار شده، در اواسط دهه ۹۰ هفت ماه زندانی بود و به همین دلیل جام جهانی ۱۹۹۴ را از دست داد. ظاهرا او رابطه خوبی با پابلو اسكوبار، رییس مافیای موادمخدر كلمبیا داشت و به همین خاطر در سال ۱۹۹۳ به جرم مشاركت در ربودن یك دختر یازده ساله دستگیر شد. هیگوئیتا اجیر شده بود تا ۳۰۰ هزار یوروی اخاذی شده را از یك همبر گرفروشی به دست مجرمان اصلی برساند. دادگاه كشور كلمبیا برای این دروازه بان هفت ماه حبس برید. ماجرای دیگری هم درباره فوتبالیست های تبهكار وجود دارد كه باز به كشور كلمبیا باز می گردد. در سال ١٩٧٠ بابی مور، اسطوره فوتبال انگلیس نزدیك بود مسابقات جام جهانی را از دست بدهد. او به نقش داشتن در سرقت یك گردن بند در كلمبیا متهم بود و چهار روز را در بازداشتگاه پلیس كلمبیا گذراند. ماجرا به حدی بازتاب جهانی داشت كه حتی هارلد ویلسون، نخست وزیر وقت انگلیس برای آزادی او مداخله كرد. در نهایت مور آزاد شد تا به اردوی تیم ملی كشورش در مكزیك ملحق شود.
    جویی بارتون، فوتبالیست انگلیسی دیگری بود كه به دلیلی متفاوت از سایر فوتبالیست ها طعم زندان را چشید. او در مجموع در دوران فوتبالش به ١٠ ماه حبس محكوم شد: هر چند كه فقط ۷۷ روز را پشت میله های زندان سپری كرد. این بازیكن در می ۲۰۰۸ به دلیل نقش داشتن در یك نزاع خیابانی در مركز شهر لیورپول به شش ماه زندان محكوم شد. بارتون ۲۰ ضربه به صورت یك مرد زد و دندان های یك پسربچه را خرد كرد. او در ماه جولای همان سال به علت درگیری فیزیكی با عثمان دابو، هم تیمی اش در تمرینات به چهار ماه حبس تعلیقی محكوم شد. میكی توماس، ستاره اسبق چلسی و منچستریونایتد هم در سال ۱۹۹۳ تیتر اصلی روزنامه های انگلیسی را به تسخیر خود درآورد. این بازیكن به دلیل پولشویی و كلاهبرداری به ۱۸ ماه حبس محكوم شد و پس از آن فوتبالش را در لیگ دسته سه انگلیس دنبال كرد. جای تعجب نیست كه نام مارادونا را هم در این سیاهه ببینیم. فوتبالیستی فوق العاده كه زندگی شخصی اش كم حاشیه نداشت: از استعمال مواد مخدر گرفته تا درگیری با پلیس. با این همه شاید خلاف ترین كاری كه او كرده بر می گردد به سال ۱۹۹۸. سالی كه او به علت شلیك به یك خبرنگار به دو سال حبس تعلیقی محكوم شد. در فوتبال ایران هم البته فوتبالیست هایی هستند كه سابقه بازداشت شدن دارند. عمده بازداشت ها در فوتبال ایران به دلایلی همچون حضور فوتبالیست ها در مهمانی های شبانه بر می گردد. با این همه استثنائاتی مانند علی اكبریان هم وجود دارد. ستاره ای كه با شعار «علی اكبریان، روماریوی ایران» تشویق می شد و چند سال پیش به اتهام همكاری در تولید و توزیع ماده مخدر روانگردان (شیشه) به اعدام محكوم و با یك درجه تخفیف حكم اولیه اش به حبس ابد تبدیل شد. در سال های ابتدایی دهه ٦٠ و در بحبوحه اتفاقات انقلاب اسلامی هم یك فوتبالیست سابق تیم ملی كارش به زندان و بعدها چوبه دار كشید. حبیب خبیری، مدافع تیم ملی و باشگاه هما بود كه از سال ۱۳۵۵ با سازمان مجاهدین خلق آشنا شده بود و پس از انقلاب در ارتباط مستقیم با سازمان قرار گرفت. او در سال ١٣٦٠ دست به اسلحه برد و به حكم حاكم شرع با مجازات اعدام روبه رو شد.