تبلیغات
مستر ژورنالیست - مطالب دیدگاه (یادداشت‌ها)

۱
علیرضا منصوریان روزهای خوبی را سپری نمی‌کند. تیمش هفتم جدول است و جدال بزرگ را هم به امیر قلعه‌نویی باخته. آبی‌های تهران فصل را خوب شروع نکردند اما تا چند هفته پیش امید داشتند که ورق را برگردانند. آنها حتی تا رده چهارم هم بالا آمدند و اگر کمی باهوش‌تر بودند حالا می‌توانستند به جای ذوب‌آهن – که در ابتدای فصل وضعیت به مراتب بحرانی‌تری داشت و حتی سرمربی‌اش را اخراج کرد – بایستند.

۲
منصوریان به نوعی مدیون برانکو ایوانکوویچ و پرسپولیس فصل قبل است. سرمربی فعلی استقلال، فصل پیش با دستان خودش قهرمانی را از برانکو گرفت(با برد دو هیچ پرسپولیس با تیم نفت در هفته‌های پایانی) اما به نوعی وامدار اوست. دلیلش هم مشخص است.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


ساعت نزدیک هفت صبح است. مثل این چند سال آخر زودتر از همه اهالی خانه بلند می‌شوم. هرچقدر در جوانی زود بیدار شدن سخت بود، در پیری آسان‌ است. تقویم می‌گوید که امروز ۱۶ آبان سال ۱۴۵۷ است. حالا ۹۰ سال سن دارم و سعی می‌کنم همچنان پیاده‌روی صبحگاهی را ترک نکنم. تهران این روزها بیشتر از قبل پیاده رو دارد. در زمان جوانی‌ام کمتر می‌شد لذت پیاده روی را چشید. یا باید ولی‌عصر(حدفاصل ونک تا پارک‌وی) را انتخاب می‌کردیم یا بلوار کشاورز را. البته من بیشتر به باشگاه انقلاب پناه می‌بردم. حالا وضعیت بهتر شده. 
قالیباف در این چند دهه‌ای که مدیریت شهر را برعهده دارد، به همراه سایر شرکایش در شورای شهر متوجه شده که باید خیابان‌ها را به نفع عابران کم عرض کند. تجربه نشان داده که هرچقدر هم برای ماشین‌ها خیابان بسازیم، بازهم ترافیک، امان شهر را می‌برد. حالا همه جا شهر پیاده‌روهای درست و درمان دیده می‌شود که آدم را از ماشین سوق می‌دهد به بیرون. 
خدا را شکر موتورها هم دیگر یادگرفته‌اند از این گذرهای مخصوص ما پیاده‌ها رد نشوند. شاید باورتان نشوند اما در اواخر دهه ۹۰ صده قبل، موتوری‌ها در پیاده‌روهای اندک و باریک شهر جولان می‌دادند. انگار که این پیاده‌روها هم جزیی از خیابان بود و ما عابران با قساوت آنها را از چنگ وسایل نقلیه در آورده بودیم! حالا اما ماجرا فرق کرده. 
در حین پیاده روی صبحگاهی‌ام به دکه روزنامه فروشی محل رسیدم. روزنامه‌ها دیگر مثل قدیم زیاد نیستند. کار و کاسبی خیلی‌های شان بواسطه گسترش اینترنت رایگان جمع شده اما هنوز چندتایی از گردن‌کلفت‌ها روی پیشخوان باقی مانده‌اند. تیتر هفته‌نامه «شهرنامه» که خودم از بانیان تاسیسش بودم، نظرم را جلب می‌کند: «آخرین ماشین بنزین‌سوز شهر به موزه شهرداری اهدا شد». یادش بخیر؛ ماشین‌های بنزینی در زمان جوانی‌ام، نقش بسزایی در زندگی ما داشتند. ساعت‌های زیادی از زندگی ما در این ماشین‌ها می‌گذشت. یا ترافیک بود یا دور دور یا گشت و گذار. حالا اما ماشین‌های برقی و جدیدتر(مثل آنهایی که با فضولات انسانی جان می‌گیرند) شهر را پر کرده‌اند. از صدقه سر همین ماشین‌ها هم هست که دیگر هوای تهران مثل سال های اوخر قرن قبل، سیاه و کثیف نیست. 
در این سال‌ها خیلی چیزها تغییر کرده است. قسمت‌هایی از تهران و تعداد قابل توجهی از همشهریان‌مان را در جریان فرونشست های اواخر سال‌های منتهی به ۱۴۰۰ از دست داده‌ایم اما شکر خدا شهر مدرن‌تر و امن‌تری نسبت به قبل ساخته ایم. آری؛ در این سال‌ها خیلی چیزها تغییر کرده است جز منش خوش‌بینانه‌من.

این مطلب در شماره سوم دوهفته‌نامه «شهرنامه» منتشر شده است.



1 - «ایتالیای زیبا» تیتر پرفرورش ترین روزنامه ورزشی ایتالیا، گازتا دلو اسپورت بعد از بازی اول آتزوری در جام ملت ها بود. نویسندگان گازتا از همان بازی اول اعتقاد داشتند که تیم ملی شان دیگر آن تیم کسل کننده جام جهانی 2010 نیست و تحت هدایت چزاره پراندلی توانسته بار دیگر قدرت سال های دورش را بازیابد و دوباره به یک قدرت بلامنازع در فوتبال اروپا و حتی دنیا تبدیل شود.

2 – ایتالیایی ها حق داشتند. در تیم  2012 آنها نه تنها خبری از بازی های به شدت تدافعی نیست، بلکه بازی های چشم نواز این تیم توانسته دل خیلی از کارشناسان اروپا را برباید و همگان را وادار به تحسین شاگردان پراندلی کند. تحسینی که البته شوربختانه در بین اغلب کارشناسان وطنی، جای خود را به انتقاد از این تیم بر اساس عملکرد سالیان گذشته اش داده است. تا قبل از بازی لاجوردی پوشان ایتالیا مقابل انگلیس، اکثر قریب به اتفاق کارشناسان داخلی برای این تیم شانسی قائل نمی شدند و مدام از فوتبال دفاعی، ملال آور و کسل کننده ایتالیا صحبت می کردند.فوتبالی که در آن شور و هیجان وجود ندارد و بهتر است که هرچه زودتر از دور مسابقات کنار رود. آنها که به طور حتم بازی های تماشاگرپسند ایتالیا را در مرحله گروهی یا ندیده بودند و یا به سرعت فراموش کرده بودند به گونه ای از ایتالیا صحبت می کردند که انگار این تیم هیچ شانسی برای ادامه رقابت ها ندارد و حتی ممکن است در همان سه بازی اول حذف شود. 

3 - بدون شک حضور ایتالیا در جمع 4 تیم موجب تعجب اکثر کارشناسانی شده است که از قافله فوتبال روز دنیا عقب هستند . کارشناسانی که به جای تحلیل بازی های 2012، دوست دارند بیشتر از خاطرات تورنومنت های برگزار شده در دوران جوانی شان بگویند و با این اوصاف حق هم دارند که هنوز ایتالیا را تیمی خشک و دفاعی بنامند. آنها تا همین چند سال پیش هنوز هم فوتبال آلمان را یک «فوتبال ماشینی» می دانستند که هیچ هیجانی در آن وجود ندارد و بر پایه دیسیپلین تاریخی ژرمن ها بنا شده است. زمان زیادی لازم بود تا کارشناسان کشور ما هم به حرف همتایانشان در اروپا برسند و بگویند که آلمانِ پس از یورگن کلینزمن دیگر آن  آلمان دهه 90 نیست و توانسته با پوست اندازی شگرفی که در زمان حضور یواخیم لوو به اوج رسیده است به تیمی تبدیل شود که هر هواداری از بازی زیبای آن سیراب می شود و لذت می برد. 

4 – متاسفانه فوتبال ایران به این عقب ماندگی عادت کرده است. این روزها فوتبال ما پر شده از  فقر امکانات، نبود بازیکن های غیر حرفه ای، کمبود مربیان کاربلد و البته فقدان کارشناسان به روز!