تبلیغات
دست نوشته های رسول مجیدی
جمعه 8 آبان 1388

بهترین عیدی عید! قوچانی آزاد شد.

نوع مطلب :سیاسی ،

"محمد قوچانی شب گذشته با تودیع قرار وثیقه یك میلیارد ریالی از زندان اوین آزاد شد."

خبر کوتاه بود! اما آنقدر شیرین بود که امید به آینده را در من دوباره زنده کرد. امید به آینده برای خواندن نشریاتی پر از تحلیل های خواندنی و مطالب دسته اول!

 

بعد از انتخابات! 22 خرداد حس هیچ چیز را نداشتم. حتی حس نوشتن که نسبتا همیشه جز لاینفک زندگیم هست.

اما بازداشت محمد قوچانی دلیل و انگیزه خوبی بود برای بازکردن دوباره بلاگ. برای نوشتن. برای حمایت از کسی که به جد و با قاطعیت می توان گفت که در حرفه خود بی نظیر است.

محمد قوچانی را که از شرق به یاد داریم به معنای واقعی کلمه، ژورنالیست است. شاید بهترین ژورنالیست ایران (حداقل در عصر معاصر)

پا به هر نشریه ایی که گذاشته است آنرا متحول کرده است و هر نشریه ایی را که خودش منتشر کرده است همراه با ابداع هایی بدیل و بی مانند همراه کرده است. از صفحه آرایی تا مطالب جانبی و از تحلیل ها و مقالات علمی نشریاتش تک است.

شرق نقطع عطف روزنامه های ایران بود. شاید با جرات بتوان گفت هیچ روزنامه ایی نتوانسته است به پای روزنامه شرق برسد. (چه از لحاظ کیفیت چه از لحاظ تیراژ و فروش)

مجله هفتگی شهروند امروز هنوز هم که هنوز در خاطر علاقه مندان به قوچانی مانده است. مجله ایی که انقلابی در صنعت مجلات سیاسی ایران به پا کرد و در حال حاظر نشریاتی مانند پنجره و مثلث که متعلق به اصولگرایان هستند از خطی و مشی شهروند امروز تقلید می کنند! از طرح روی جلد بگیر تا صفحه آرایی داخل مجله.

حال قوچانی از اسارت آزاد شده است. گرچه روزنامه وی (اعتماد ملی) در محاق توقیف است اما مجله وی هنوز منتشر می شود. البته بماند که امتیاز این مجله جوری صادر شده است که نباید به سیاست بپردازد و در واقع دست قوچانی از این لحاظ خالی است اما انتظار می رود وی به زودی اقدام به نشر روزنامه ایی جدید کند. شاید روزنامه شرق که چندی پیش رفع توقیف شد انتخاب خوبی باشد!

پرسنل روزنامه اعتماد ملی ، آرمان و بچه های شرق قدیم هم که می توانند محمد را برای انتشار روزنامه ایی پر بار تر از همیشه یاری کنند. البته همانطور که گفتم شاید!

شاید دیگری هم وجود دارد و آن اینکه شاید وی دیگر حوصله فعالیت سیاسی را نداشته باشد که در این صورت باید بسیار افوس خورد. بسیار!



Share/Save/Bookmark
یکشنبه 3 آبان 1388

پارادوکس ایرانی

نوع مطلب :سیاسی ،

ایران!
کلمه قشنگی که داره زیباییش ها رو از دست میده. وطنی که هیچی توش معلوم نیست. کشوری که عجیب تریین اتفاق های دنیا داره درش اتفاق میفته
اصولگرا هایی که دم از عدالت می زنند یارانه هایی که خودشون بوجود آوردن رو میخوان حدف کنن اونم با نام عدالت!
در اینکه حدف یارانه های کاری کاملا معقول از منظر علم اقتصادی است شکی نیست اما چرا 30 سال پیش که یارانه ها بوجود آمد مصداق بارز عدالت نام گرفت و حالا هم که قرار است برداشته شود با نام عدالت این کار صورت می گیرد؟!
چرا باید این همه عجله در انجام آن صورت بگیرد؟! مگر محمود و یارانش نمی دانند که کشور در حال حاضر در رکود به سر می برد و مگر نمی دانند که حدف یارانه ها باید در اقتصادی با نرخ رشد بالا و در واقع اقتصادی پویا صورت بگیرد تا اثرات سو آن کم بشود؟!
مگر نمی دانند حذف یارانه ها باید در شرایط سیاسی و اجتماعی با ثبات انجام شود؟! آیا واقعا مسولان ما فکر می کنند در حال حاضر در همه مملکت ما صلح و صفا و دوستی وجود دارد؟! پس حوادث دو روز اخیر نایشگاه تهران چه می شود؟!

مگر قرار نبود آب و برق مجانی شود؟! پس چرا هر روز گران تر می شود؟!
خب اگر تغییری در آرمانها صورت گرفته است به ما هم بگویید تا لااقل تکلیف خود را با حکومت بدانیم!

حذف یارانه های یکی از شرایط اقتصاد آزاد است و شاید خواست میلیون ها ایرانی اقتصاد آزاد یا همان  اقتصاد بازار باشد ولی حداقل مسولان تکلیف خودشان را با خودشان مشخص کنند تا یکی از اعضای جمعیت ایثارگران نگوید چرا داریم یارانه ها را بر می داریم؟! پس ما برای چه انقلاب کردیم؟!

چرا انقدر تناقض در گفتار مسئولین وجود دارد؟! چرا یکی از سایت های اصولگرا چپ و راست از طرح تحول دفاع می کند و در مدح آن مقاله می نویسد و از شجاعت محمود می گوید و آن دیگری هر روز چند مقاله بر ضد طرح تحول می نویسد؟!

چرا حتی وقتی عادل فردوسی پور در برنامه اش فوتبال را نقد می کند آخوندی سخنگوی وقت دولت می گوید آقای فردوسی پور این جایی که شما نشستید بخاطر خون شهیدان این مملکت است؟
مگر این شهیدان از کره مریخ آمده اند؟! مگر شهیدان همین بچه های مردم نبودند؟!

چرا هیچ کس جوابی برای این چرا ها ندارد؟!
آخر مگر می شود با عنوان حکومت دینی به دنبال اقتصاد کپیتالیستی رفت؟! چرا نمی خواهیم قبول کنیم 30 سال است داریم راه را اشتباه می رویم؟!



Share/Save/Bookmark

پس از گذشته حدودا 4 ماه از مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری همچنان فضای جامعه سیاسی ایران پر از دروغ و دروغگویی است. و جالب اینجاست که دولتمردان دولت بعد از نهم! (به قول ابراهیم رها) در امر دروغگویی همواره از یکدیگر سبقت میگیرند و گویی دروغ گفتن را تنها هدف خود در طول زمامداری ایران می دانند!
مهدی کلهر یکی از مشاوران ارشد احمدی نژاد که چهره او را از فیلم های تبلیغاتی قبل از انتخابات می شناسیم این روزها در صدر این ماراتن دروغگویی قرار دارد و اعلام کرده است که همسر خود را در کشاکش انتخابات 84 طلاق داده است و اینکه دخترش نرگس کلهر به آلمان پناهنده شده است هیچ ربطی به او و پستش در دولت نهم پس از نهم ندارد.
در نگاه اول حامیان دولت می توانند بگویند ببینید که احمدی نژاد چه قدر پاک و منزه از هرگونه اشتباه است که شخص مهدی کلهر خانواده و کاشانه اش را ترک کرده است و به حمایت همه جانبه از محمود احمدی نژاد پرداخته است. اما اگر کمی خاطرات خود در سال 1384 را مرور کنید به این مساله پی می برید که همین آقای کلهر که امروز مدعی شده است همسر و دخترش را ترک کرده است و کرده آنها ربطی به او ندارد در اظهار نظری جنجالی در کوران انتخابات 84  به حسین مرعشی (مشاور هاشمی رفسنجانی) گفته است: "بهتر است در خانه بنشینی و به فرزند خودت مشاوره بدهی!"
آخر چقدر این دنیای فانی کوچک است؟!  چه زود مهدی کلهر کاری کرد تا یاد ضرب المثل " تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره" بیافتیم

جالب اینجاست که وقتی مصاحبه همسر مهدی کلهر با اعتماد را می خوانیم بیشتر پی به جنون دروغ دولتمردانمان پی می بریم!

قسمتی از مقدمه روزنامه اعتماد: "معصومه طاهری موسوی همسر مهدی کلهر (مشاور محمود احمدی نژاد) و مادر نرگس کلهر است. وی دارای دکترای جغرافیای سیاسی و کارشناس ارشد آموزشی در صدا و سیما با 22 سال سابقه خدمت است و در این سازمان به تدریس در دانشکده و شاغلین بخش خبر صدا و سیما مشغول است. وی پیش از این به ارائه مقالاتی در روزنامه های اعتماد، همشهری، شرق، جمهوری، اطلاعات و حتی کیهان اقدام کرده است. خانم طاهری موسوی و آقای کلهر دارای سه فرزند دختر به نام های «شفق»، «سحر» و «نرگس» هستند. نرگس کلهر کوچک ترین عضو خانواده است که چند روز اخیر خبر پناهنده شدن وی به آلمان در رسانه ها مطرح شده است. در این گفت وگو، خانم طاهری به شرح شرایط خاص نرگس کلهر می پردازد. ضمن آنکه وی هرگونه جدایی از مهدی کلهر را تکذیب می کند و یادآور می شود ترک خانه توسط آقای کلهر در سال گذشته، به دلایل سیاسی بوده است. خانم طاهری یادآور می شود که جدایی نرگس از پدر نه به خواست نرگس کلهر، بلکه به دلیل عدم تمایل آقای کلهر به ارتباط با خانواده بوده است."

و حال ما مانده ایم و دنیایی از علامت سوال و تعجب! مانده ایم چه چیزی را باور بکنیم! قسم عباس یا دم خروس را؟!


کلمات کلیدی این دست نوشته: مهدی کلهر ، نرگس کلهر ، دروغ ،


Share/Save/Bookmark
پنجشنبه 16 مهر 1388

سوریان به مرگ تهدید شد؟؟!

نوع مطلب :ورزشی ،سیاسی ،

حمید سوریان کشتی‌گیر ایرانی متولد سال ۱۳۶۴ در شهر ری است که در وزن ۵۵ کیلوگرم داری ۴ مدال طلای کشتی فرنگی قهرمانی جهان است. او در همین وزن در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن شرکت داشت. سوریان در سال ۲۰۰۵ موفق شد هم در مسابقات قهرمانی جوانان جهان و هم در قهرمانی بزرگ‌سالان قهرمان دنیا شود
سوریان چهارمین مدال طلای قهرمانی جهان خود را همین چند روز پیش در هرنینگ کسب کرد و سپس در اقدامی قابل توجه این مدال را به محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم اهدا کرد.
این اقدام شاید به دور از انتظار جامعه ورزشی ایران با واکنش مردم رو به رو شد اما جالب تر از آن دروغ پردازی های سایت های به اصطلاح حامی دولت بود که مدعی شدند: " سوریان تهدید به مرگ شد!"
در صدر این دروغ پردازی های سایت و روزنامه جوان قرار داشت که اعلام کرد: "

 حمید سوریان که پر افتخار ترین کشتی گیر فرنگی کار ایران به شمار می رود با اهدای مدال طلای خود به دکتر احمدی نژاد مورد حملات تندی قرار گرفته است.

وی که در هفته دفاع مقدس با یاد شهیدان هشت سال جنگ تحمیلی مدال طلای خود راتقدیم رئیس جمهور کرد تا به عنوان یادگار در موزه هدایای ریاست جمهوری باقی بماند به ناگاه با شدیدترین حملات به خصوص از سوی رسانه های خارج از کشور مواجه شد. تا به حدی که در ایران نیز به جز حسین رضا زاده هیچ یک از ورزش کاران جرات تایید و حمایت از سوریان رانیافتند.

اما پس از این اقدام که بنا بر علاقه شخصی سوریان به دکتر احمدی نژاد انجام گرفت در روزهای اخیر برخی حرکات غیر منطبق با موازین عرفی و اخلاق پهلوانی و ورزشی به حاشیه دار شدن این ماجرا دامن زده است. مانند اینکه برخی اشخاص با ورود سوریان به سالن های ورزشی او را هو کرده و به او اهانت کرده اند.

بنا بر گزارش سایت پرچم ، دامنه فشارها بر سوریان به خاطر تقدیم مدال خود به دکتر احمدی نژاد به اینجا محدود نمانده و مخالفان این اقدام، با ارسال پیام هایی وی را تهدید کرده اند که خانه خود و خانواده اش را به آتش خواهندکشید. همچنین شنیده شده که پیامک هایی به سوریان ارسال شده که با شماره های مختلف وی تهدید به مرگ شده است. "

البته اینگونه مخدوش کردن چهره معترضان به نتیجه انتخابات فقط به سوریان ختم نمی شود و قبل تر هم اعلام شد جان افشین قطبی سرمربی تیم ملی در خطر است تا به خیال خام خود جنبش سبز را سیاه نمایی کنند.
به هر حال این خبر مضحک هم زیاد دوام نیاورد و سایت خبر اعلام کرد: " در حالی که سایت های نزدیک به دولت از تهدید حمید سوریان به مرگ خبر داده بودند وی این موضوع را دروغ خواند.
سایت روزنامه ایران نوشت:پس از آن که برخی سایتها مدعی شدند، حمید سوریان اخیرا و در پی اهداء مدالش به رئیس جمهور، به مرگ تهدید شده است، قهرمان کشتی فرنگی جهان در گفت و گویی اختصاصی با شبکه ایران از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد.در این راستا حمید سوریان  ضمن تکذیب این خبر گفت: «همه این مسائل شایعه است. من نه تهدید شدم و نه اتفاقی برایم افتاده است، و دوست هم ندارم که به این موضوعات کذب پرداخته شود.» "

براستی این دروغ ها تا به کی قرار است ادامه پیدا کند؟! آیا اقتدار گرایان خشم ملت نسبت به دروغ و دروغگو را ندیده اند؟!



Share/Save/Bookmark
جمعه 3 مهر 1388

احمدی نژاد و مصالحه؟!

نوع مطلب :سیاسی ،

پیش نوشت: فکر کنم یک دو هفته ایی شد که غیبت داشتم. البته این غیبت نه از سر استیصال یا بی حوصلگی بود و نه از سر بی وقتی و مشغله زیاد! یه جورایی به خودم مرخصی دادم این دو هفته آخر تابستون رو...


مهمترین موضوع روز را شاید به سختی بتوان انتخاب کرد! هم می شود در مورد مجلس خبرگان!! نوشت و هم می شود در مورد بازگشایی دانشگاهها و مدارس. هم می شود در مورد سفر احمدی نژاد به نیویورک نوشت و هم می شود در مورد حذف قسمتی از تاریخ از کتابهای متوسطه و راهنمایی!!
خلاصه این روزها سوژه برای نوشتن زیاد شده و بخاطر همین مشاله، انسان بر سر دوراهی یا بهتر بگم چند راهی انتخاب موضوع قرار می گیرد.
به هر حال توجه همه جهانیان در حال حاضر شهر نیویورک و اجلاس سالانه سازمان ملل هست. جایی که رئیس به ظاهر جمهور ما هم در ان حضور دارد و دیشب به ایراد سخنانی پرداخت. سخنانی که همچون همیشه چیزی جز کلی گویی و در پاره ایی از مواقع جز دروغ نبود. ( مثلا در جایی فرمودند : "اینک که ملت ایران با پشت سرگذاشتن انتخاباتی بسیار با شکوه و کاملاً آزاد فصل نوینی را برای شکوفایی ملی و تعاملات گسترده تر جهانی رقم زده و با رأی قاطع، بار سنگین مسئولیت را بر دوش اینجانب نهاده اند..." که البته این امر باعث خنده خبرنگاران حاضر در اجلاس شد...)
جدا از ترک جلسه توسط سران اکثر کشورهای جهان و جدا از حرف های منسوخ شده احمدی نژاد دو نکته بسیار حائز اهمیت بود:

نخست آنکه اینبار حتی سران لبنان هم جلسه را ترک کرده بودند. و این در حالی است که احمدی نژاد همواره از تریبونی که باید در آن به نفع ملت خویش صحبت کند؛ در مورد مللی چون فلسطین و لبنان و آمریکای لایتن حرف زده است و حال حتی سران کشوری که احمدی نژاد به دنبال احقاق حقوق آنها است هم به او کج دهنی کردند. وقتی این اتفاق را در کنار چراغ سبز روسیه به آمریکا برای تشدید تحریم علیه ایران می گذاریم به این نتیجه می رسیم که چقدر ضرب المثل " حالا علی موند و حوضش " زیبا و پر مفهوم است!!


دوم آنکه احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگاران آسوشیتدپرس طی سخنانی تاریخی اعلام کرده است: "اوباما به ایران به عنوان یک دوست بالقوه و نه یک تهدید نگاه کند. "

حال کمی چشم های خود را ببندید و به گذشته بروید. بروید به دوران اصلاحات و زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی!
کمی تجسم کنید که چی میشد اگر خاتمی یا یکی از دیپلمات هایش چنین حرفی یا شبیه به این حرف را بر زبان خود جاری می ساختند!

می دانید چه می شد؟! در نماز جمعه به او (محمد خاتمی) تاخته می شد. نمازگزاران شعار های مرگ بر آمریکا را با شدت بیشتری فریاد می زدند
دانشجویان اصولگرا (همان برادران بسیجی خودمان) با پوشیدن کفن به تظاهرات می پرداختند.
روزنامه های افراطی همچون وطن امروز و کیهان شدیدترین حملات را به خاتمی می کردند
و و و...

حال می توانید چشم های خود را باز کرده و به ادامه ماجرا نگاه کنید!
جالب اینجاست که احمدی نژاد برای اولین بار در اجلاس سازمان ملل در مورد نفی هلوکاست سخنی به میان نیاورد! و این دقیقا خواسته ایی بود که اوباما مطرح کرده بود.

آیا قرار است دولت اصولگرا تن به مصالحه دهد!؟



Share/Save/Bookmark
تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5