2- بی شک بازگشت علی کریمی به پرسپولیس نه تنها آرزو و خواسته قلبی هواداران پرسپولیس است بلکه خواسته و تمنای مدیران و مربیان این تیم نیز هست. چه کسی است که نداند علی کریمی به تنهایی می تواند نتیجه بازی ها را عوض کند و چه کسی است که بتواند تاثیر بیش از حد وی را در روند تیمی که در آن بازی می کند را انکار کند؟!
در این بین با شناختی که از خود علی کریمی هم داریم ما را بیشتر به این بازگشت خوشبین می کند. کریمی همواره از عشق خود به پرسپولیس گفته است و جالب آنکه هواره برای تیم های سرخ پوش بازی کرده است.
پس بازگشت کریمی به پرسپولیس نه تنها خواسته هوادران ، مسئولان و مربیان پرسپولیس است بلکه خواسته شخصی خود او نیز است.
3- حال بیایید کمی از توهمات پیرامون خود عبور کنیم و به واقعیت ها بیاندیشیم! براستی آیا باشگاه استیل آذین حاضر است از کاپیتان خود در میانه راه چشم پوشی کند؟! آیا حمید استیلی که بی شک تاکتیک تیمی خود را بر روی پایه اصلی تیمش یعنی علی کریمی طرح ریزی کرده است حاضر به جدایی ستاره بی چون و چرای تیمش می شود؟!
4- با کمی تامل بیشتر پی می بریم حتی اگر استیلی و استیل آذین هم حاضر به این بازگشت باشند بازهم موانعی وجود دارند و چه مانعی بزرگتر از قوانین نقل و انتقالات سر سختانه و پر از عیب و ایراد لیگ برتر ایران؟؟! مدیریت پر از اشتباه عباس انصاریفرد باعث شده است هیچ جای خالی از اسمی در بین لیست اسامی پرسپولیسی ها پیدا نشود و این همان دلیلی بود که به گمان خیلی ها در همان ابتدای فصل هم باعث شد کریمی از پرسپولیس کنار گذاشته شود و حال بازهم همین دلیل، بزرگترین مانع پیش روی وصلت کریمی و پرسپولیس است!
5- گفته می شود تنها راه قانونی بازگشت کریمی به پرسپولیس جا به جایی یک بازیکن از پرسپولیس با کریمی است. حتی اگر صحت این شایعه را سازمان لیگ تایید کند چه کسی قرار است در عوض کریمی به استیل آذین داده شود تا استیلی و استیل آذین را راضی کند؟ شایعات حاکی از آن است که استیل آذین نیاز مبرمی به یک مهاجم دارد و پرسپولیس هم توانایی و پتانسیل کاهش مهاجمین خود را دارد اما براستی کدام یک از مهاجمین را استیلی باید قبول کند؟!
آرفی که در این فصل چیزی از خود نشان نداده است و خلیلی هم که بیشتر بازی ها را از روی سکوها نظاره کرده است و مانند یک هندوانه سربسته می ماند.
نوروزی هم که قابل قیاس با توانایی های کریمی نیست و تازه حتی اگر استیلی هم راضی به این جا به جایی باشد بسیار دور از ذهن است که کرانچار مهاجم اول خود را به استیل آذین واگذار نماید. شاید مجتبی زارعی گزینه خوبی باشد که بازهم نیاز به رضایت کرانچار دارد و در ثانی همه این جا به جایی ها باید با نظر مثبت خود بازیکن همراه شود...
6- حق با سهراب بود! " چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید "
احتمال پیوستن کریمی به پرسپولیس زیر 10 در صد است و بنظر می رسد خبرهایی از این دست که " پروژه بازگشت کریمی کلید خود" ، " کریمی را نیم فصل به پرسپولیس باز می گردانم" و ... فقط برای آرام کردن هواداران پرسپولیس است
فقط برای ایجاد امید به آینده است و فقط برای آرام کردن جو! البته نه حبیب کاشانی بدش می آید که کریمی را به پرسپولیس برگرداند و نه کریمی از این انتقال ناراضی می شود اما موانع موجود بر سر راه این انتقال آنقدر هست که بتوان گفت شایعات پیرامون بازگشت کریمی فقط نوعی بازی با احساسات پاک هواداران پرسپولیس است
سوریان چهارمین مدال طلای قهرمانی جهان خود را همین چند روز پیش در هرنینگ کسب کرد و سپس در اقدامی قابل توجه این مدال را به محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم اهدا کرد.
این اقدام شاید به دور از انتظار جامعه ورزشی ایران با واکنش مردم رو به رو شد اما جالب تر از آن دروغ پردازی های سایت های به اصطلاح حامی دولت بود که مدعی شدند: " سوریان تهدید به مرگ شد!"
در صدر این دروغ پردازی های سایت و روزنامه جوان قرار داشت که اعلام کرد: "
حمید سوریان که پر افتخار ترین کشتی گیر فرنگی کار
ایران به شمار می رود با اهدای مدال طلای خود به دکتر احمدی نژاد مورد
حملات تندی قرار گرفته است.
وی که در هفته
دفاع مقدس با یاد شهیدان هشت سال جنگ تحمیلی مدال طلای خود راتقدیم رئیس
جمهور کرد تا به عنوان یادگار در موزه هدایای ریاست جمهوری باقی بماند به
ناگاه با شدیدترین حملات به خصوص از سوی رسانه های خارج از کشور مواجه شد.
تا به حدی که در ایران نیز به جز حسین رضا زاده هیچ یک از ورزش کاران جرات
تایید و حمایت از سوریان رانیافتند.
اما پس
از این اقدام که بنا بر علاقه شخصی سوریان به دکتر احمدی نژاد انجام گرفت
در روزهای اخیر برخی حرکات غیر منطبق با موازین عرفی و اخلاق پهلوانی و
ورزشی به حاشیه دار شدن این ماجرا دامن زده است. مانند اینکه برخی اشخاص
با ورود سوریان به سالن های ورزشی او را هو کرده و به او اهانت کرده اند.
البته اینگونه مخدوش کردن چهره معترضان به نتیجه انتخابات فقط به سوریان ختم نمی شود و قبل تر هم اعلام شد جان افشین قطبی سرمربی تیم ملی در خطر است تا به خیال خام خود جنبش سبز را سیاه نمایی کنند.
به هر حال این خبر مضحک هم زیاد دوام نیاورد و سایت خبر اعلام کرد: " در حالی که سایت های نزدیک به دولت از تهدید حمید سوریان به مرگ خبر داده بودند وی این موضوع را دروغ خواند.
سایت روزنامه ایران نوشت:پس از آن که برخی سایتها مدعی شدند، حمید سوریان اخیرا و در پی اهداء مدالش به رئیس جمهور، به مرگ تهدید شده است، قهرمان کشتی فرنگی جهان در گفت و گویی اختصاصی با شبکه ایران از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد.در این راستا حمید سوریان ضمن تکذیب این خبر گفت: «همه این مسائل شایعه است. من نه تهدید شدم و نه اتفاقی برایم افتاده است، و دوست هم ندارم که به این موضوعات کذب پرداخته شود.» "
براستی این دروغ ها تا به کی قرار است ادامه پیدا کند؟! آیا اقتدار گرایان خشم ملت نسبت به دروغ و دروغگو را ندیده اند؟!
مروری بر تغییرات مدیریتی پرسپولیس در دولت نهم | 5 مدیر عامل در 4 سال!
نوع مطلب :ورزشی ،سرانجام شنبه این هفته عباس انصاریفرد از مدیریت پرسپولیس برکنار شد و حبیب کاشانی به عنوان سرپرست این تیم از سوی سعیدلو، رئیس جدید سازمان تربیت بدنی انتخاب شد تا روند تغییرات پی در پی مدیریت این تیم همچنان ادامه داشته باشد.
چهار سال پیش که دولت جدید به روی کار آمده بود، علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی تصمیم گرفت تا حجت الله خطیب مدیر آن زمان پرسپولیس را که انتخاب دولت قبل بود کنار بگذارد و مدیری همگام با سیاست های خود انتخاب کند. و اینگونه بود که اولین تغییر مدیریتی باشگاه پرسپولیس در 4 سال گذشته انجام شد و محمد حسن انصاریفرد به عنوان مدیر عامل این تیم انتخاب شد و تیم بحران زده آن زمان پرسپولیس را در اختیار گرفت.

انصاریفرد کوچک به واقع توانست تحولات مثبتی در تیم بوجود بیاورد و شاید همین تفکرات نو و مفید بود که باعث شد پیش از یک سال مدیر تیم باقی بماند. امری که دیگر مدیران 4 سال گذشته پرسپولیس موفق به آن نشدند!
انصاریفرد که بیش از یک سال و نیم در پرسپولیس بود با سه مربی بزرگ همکاری کرد. علی پروین، آری هان و مصطفی دنیزلی
پرسپولیس رفته رفته در زمان محمد حسن انصاریفرد اوج گرفت و کار به جایی کشید که آن تیم ضعیف اواسط فصل، با مربی گری آری هان به فینال جام حذفی رسید. اما افسوس که فینال جام حذفی با تصمیم بحث برانگیز مسئولان فدراسیون به فصل آینده موکول شد و عملا این جام از چنگال پرسپولیس خارج شد.
تابستان 85 برای پرسپولیس تابستان داغی بود زیرا هم آری هان موفق از تیم کنار گذاشته شد و هم نیکبخت، ستاره بی چون و چرای آنزمان رقیب دیرینه استقلال به این تیم پیوست.
انصاریفرد البته به جای آری هان، مصطفی دنیزلی یکی دیگر از مربیان به نام جهانی را برای نیمکت پرسپولیس استخدام کرد.
مصطفی دنیزلی توانست بازی های زیبایی را با پرسپولیس به نمایش بگذارد و با آنکه در شان پرسپولیس نتیجه نمیگرفت اما به دلیل بازی های زیبا و دیدنی خود همواره مورد تشویق تماشاگرانش قرار می گرفت.
اما این رضایت نسبی تماشاگران از مدیریت و کادر فنی تیم باعث نشد تا علی آبادی دست به تغییر مدیریت نزند! و در اواخر فصل 86-85 حبیب کاشانی مرد نزدیک به رئیس جمهور ایران به سمت مدیر عاملی پرسپولیس گمارده شد. انتخابی که بعد ها مشخص شد با نظر محمود احمدی نژاد صورت گرفته است و نه محمد علی آبادی و همین امر هم باعث شد که کاشانی با آنکه تیم را پس از سال ها به مقام قهرمانی رسانده بود از تیم کنار گذاشته شود!
آری حتی حبیب کاشانی مرد نزدیک ریاست جمهوری هم که عملکردی خوبی در مدیریت پرسپولیس از خود به جای گذاشته بود از گزند تغییرات پی در پی مدیریتی پرسپولیس در امان نماند و درپایان فصل 87-86 از تیم کنار رفت تا مصطفوی به عنوان چهارمین مدیر پرسپولیس در 4 سال اخیر به این تیم بیاید و با عملکرد عجیب خود بارها از سوی سکوها با شعار "حیا کن رها کن" بدرقه شود.
مدیری که حتی در پرسپولیسی بودن وی نیز شک وجود داشت مدت زیادی در این تیم دوام نیاورد و جای خود را به انصاریفرد بزرگ داد.
عباس انصاریفرد از بدو آمدن خود به پرسپولیس بنا بر سر نا سازگاری گذاشته و ابتدا با پیروانی درگیر شد و سپس با حسین هدایتی!
دامنه این درگیری ها منجر به جدایی نیکبخت، علی کریمی و دیگر ستاره های این تیم شد تا جایگاه انصاریفرد در نزد هواداران پرسپولیس هر روز ضعیف تر شود و کار به جایی کشید که در هفته های آخر انصاریفرد حتی انگیزه آمدن به ورزشگاه را هم نداشت و ترجیح می داد شعار هایی که در نقد وی در ورزشگاه آزادی داده می شود را از طریق تلویزیون دنبال کند.
و حال پرسپولیس در انتظار ششمین مدیر عامل خود در 4 سال گذشته است و هواداران این تیم فقط می توانند آرزو کنند که سعیدلو هم مانند علی آبادی خواهان تغییرات هر ساله مدیریت تیم نباشد و پس از انتخاب مدیر جدید برای این تیم فرصت حداقلی را به وی بدهد.
محمد دادگان که پس از جام جهانی در اقدامی عجیب از سوی محمد علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی از فدراسیون فوتبال کنار گذاشته شد حال با خوش شانسی عجیبی رو به رو شده است. زیرا روند نزولی فوتبال چه در عرصه ملی و چه در عرصه باشگاهی و تشکیلاتی در این چند سال پس از برکناری دادگان آنقدر نزولی بوده است که مسئولان را بر آن داشته است که وی را به عنوانی ناجی این ویرانه بازگردانند.
اما کاش مسئولان فقط به دوره پس از دادگان نگاه نمی کردند و نیم نگاهی هم به دوران جلوس محمد دادگان بر ریاست فدراسیون فوتبال می انداختند.
دورانی که رئیس فدراسیون آن همزمان در نقش سرپرست تیم ملی هم ظاهر می شد! دورانی که موجب مربیگری مربیانی امثال شاهرخی و فرکی در تیم ملی شد.
دورانی که پرخاش های هر روزه رئیس آن به خبرنگاران و دعوا های او با اصحاب رسانه از ذهن هیچ فوتبال دوستی پاک نشده است و بنظر می رسد با آمدن وی بازهم باید شاید عدم انتقاد پذیری رئیس و مجموعه تحت امرش باشیم.
کاش اهالی فوتبال به جای مشاهده این همه حواشی در مورد بازگشت احتمالی دادگان به فدراسیون فوتبال شاهد و شنیدار شایعه بازگشت صفایی فراهانی مدیر لایق و کارآمد سالهای دور فدراسیون فوتبال به عرصه فوتبال بودند تا با دلی قرص و پر از امید به آینده این ورزش پرطرفدار چشم می دوختند.
علی کریمی که به واقع با توپ سحر و جادو می کند توانست صبای قم را 4 بر سه شکست دهد!! بله این کریمی بود که پیروز شد نه استیل آذین! حتی هت تریک غلامی هم باعث نمی شود تا از درخشش فوق العاده کریمی به راحتی بگذریم.
علی که نشان داده است هر وقت انگیزه داشته باشد بهترین بازیکن ایران است (توجه داشته باشید که نه یکی از بهترین ها بلکه بهترین!) در حال حاضر انگیزه دارد. انگیزه ایی همراه با نفرت. نفرت از عباس انصاری فرد. نفرت از دستگاه ورزش که نگذاشت وی در تیم محبوبش بماند. نفرتی که باعث شد حتی از تیم ملی کشورش خداحافظی کند.
آنان که علی را می شناسند نیک می دانند که دلیل انتخاب استیل آذین از سوی او پول و مسائل مادی نبوده است. او آنقدر پس انداز از کشورهای همسایه دارد که برایش 350 میلیون پرسپولیس با 700 میلیون استیل آذین فرقی نکند. علی از پرسپولیس رفت چون نخواستند وی در پرسپولیس بماند و بر محبوبیتش اضافه نماید. به قول دوستان مچ بند سبز، پیراهن سرخ دهد بر باد!
علی رفت چون در اواسط فصل به نحوه مدیریت انصاری فرد ایراد گرفته بود. علی رفت چون بلد نبود بله قربان گوی مافوقش باشد.
حال او انگیزه فراوانی برای ثابت کردن خودش به انصاریفرد و دار و دسته اش دارد. درست همانطور که قید دلارهای عربی را زد و برای تحت فشار قرار دادن علی دایی با مبلغ ناچیزی به پرسپولیس آمد.
آمدنی که باعث شد در بازی اول وی، نود هزار هوادار مشتاق به ورزشگاه آزادی بیایند.
او به هدفش رسید و علی دایی را پیش از پیش تحت فشار قرارداد. تاجایی حساسیت ها بالا رفت که با اولین باخت دایی وی را برکنار کردند و مربی ایی را آوردند که علی کریمی را بازی دهد.
به راستی اگر دایی با کریمی لج نمی کرد تیم ما در جام جهانی 2010 نبود؟
هفته ها گذشت و حالا بازهم ما شانس این را داریم که علی کریمی واقعی و صد در صدی را تماشا کنیم. کریمی ایی که دریبل می زند. پاس گل می دهد و گلهای زیبا به ثمر می رساند.
خوشبحال ما، خوشبحال استیلی که چنین بازیکنی را در اختیار دارد و افسوس برای کسانی که خیال می کردند می توانند علی را از ما بگیرند و محوش کنند.
بیچاره ما هواداران پرسپولیس که بازهم بازیچه سیاسی ها شدیم و باید از بازی علی در تیم دیگری لذت ببریم در حالی که می دانیم قلب او برای تیم ما (و در واقع خودش) می زند.
تبلیغات