دست نوشته های رسول.مجوات کیست؟! دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10سال قبل لباس میپوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی میکند و مثل 30 سال قبل فکر میکند. جواتها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.
http://rasoul.ir
2010-03-13T18:46:11+01:00text/html2009-11-08T18:11:03+01:00rasoul.irرسول .مملتی که نخبه دارد ولی از آن استفاده نمی کند!
http://rasoul.ir/post/52
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">صندوق بین المللی پول یک گزارش نسبتا مفصل از اوضاع مهاجرین نخبه در سطح جهان منتشر کرده که کشور شهید پرور ایران توانسته رتبه اول این گزارش را کسب کند!<br>بعد بگید مشکل کشور کجاست! وقتی تو این گزارش نوشته شده است که سالانه 180 هزار (180 نفر نه ها! 180 <span style="font-weight: bold;">هزار </span>نفر!) از کشور به امید یافتن فرصت های شغلی بهتر خارج میشن شما چه انتظاری از کشور و مدیرانش دارید؟! آخه مگه با این سیر مهاجرت تحصیل کرده ها که متاسفانه بعد از انتخابات!! شیب صعودی تندی هم پیدا کرده میشه کشور رو مدیریت کرد؟! بعد هم بگید چرا احمدی نژاد دایره مشاورینش تنگه! خب کسی نمونده عزیران عزیز تر از جان من!<br>گزارش صندوق بین المللی پول البته حاوی نکات تلخ دیگه ایی هم هست! مثلا اینکه این صندوق آمده است یک برآوردی کرده است و دیده است که این تعداد نخبه (همون 180 هزارتای ناقابل!) معادل 50 میلیار دلار سرمایه می ارزند! یعنی با خروج این تعداد نخبه در سال انگار 50 میلیارد دلار (توجه بفرمایید که 50 میلیارد هست نه 50 میلیون و باز توجه بفرمایید که 50 میلیارد دلار هست و نه 50 میلیارد تومان یا ریال!) ارز از کشور خارج شده است...<br>طبق این آمار هماکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170
هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی میکنند و طبق آمار رسمی
اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرک دکترا، 15 نفر با مدرک
کارشناسی ارشد، و 5475 نفر با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده اند<br><br>البته این گزارش فقط نخبه های علمی را مد نظر داشته است و اگر ما کمی به پیرامون خود بنگریم نخبه های ایرانی دیگری در شاخه های دیگر می بینیم!<br><br>مثلا همین موسیقی که شاید هر روز گوش می دهیم را توجه بفرمایید. برای نمونه بابک رهنما!<br>این بشر واقعا استعداد عجیبی داره. از نوع موسیقی و انتخاب اشعار تا نوع تنظیماتش تک است! به واقع یک نخبه ایرانی در موسیقی است که این روزها خارجی ها هم برایش دست و پا می شکنند! موسیقی ترنسش در دنیا حرف برای گفتن دارد و واقعا حیف این استعداد که باید در لندن به منحصه حضور برسد!<br><br>یا مثلا همین اشکان و کوشان که در تهران خودمان مشغول به کار هستند و در ژانر House فعالیت می کنند واقعا در دنیا حرف برای گفتن دارند اما بواسطه عدم حمایت مراکز دولتی ازشان به آن مرتبه ایی که باید نرسیده اند...<br><br>البته این مثال ها فقط مصداق مشت نمونه خروار است می باشد و مطمئنا نخبه های دیگری در شاخه های دیگری وجود دارد که هیچ وقت در ایران به آنها اهمیت داده نمی شود<br><br>به امید روزی که نخبه های ایرانی در هر شاخه ایی بتوانند از هوش و ذکاوت خود در جهت پیشرفت کشورشان استفاده کنند نه در جهت پیشرفت کشورهایی که هیچ سنخیتی با آنها ندارند<br>
</div>
text/html2009-10-30T08:40:38+01:00rasoul.irرسول .مبهترین عیدی عید! قوچانی آزاد شد.
http://rasoul.ir/post/51
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">"محمد قوچانی شب گذشته با تودیع قرار وثیقه یك میلیارد ریالی از زندان اوین آزاد شد."<br><br>خبر کوتاه بود! اما آنقدر شیرین بود که امید به آینده را در من دوباره زنده کرد. امید به آینده برای خواندن نشریاتی پر از تحلیل های خواندنی و مطالب دسته اول!<br><br> <br><br>بعد از انتخابات! 22 خرداد حس هیچ چیز را نداشتم. حتی حس نوشتن که نسبتا همیشه جز لاینفک زندگیم هست.<br><br>اما بازداشت محمد قوچانی دلیل و انگیزه خوبی بود برای بازکردن دوباره بلاگ. برای نوشتن. برای حمایت از کسی که به جد و با قاطعیت می توان گفت که در حرفه خود بی نظیر است.<br><br>محمد قوچانی را که از شرق به یاد داریم به معنای واقعی کلمه، ژورنالیست است. شاید بهترین ژورنالیست ایران (حداقل در عصر معاصر)<br><br>پا به هر نشریه ایی که گذاشته است آنرا متحول کرده است و هر نشریه ایی را که خودش منتشر کرده است همراه با ابداع هایی بدیل و بی مانند همراه کرده است. از صفحه آرایی تا مطالب جانبی و از تحلیل ها و مقالات علمی نشریاتش تک است.<br><br>شرق نقطع عطف روزنامه های ایران بود. شاید با جرات بتوان گفت هیچ روزنامه ایی نتوانسته است به پای روزنامه شرق برسد. (چه از لحاظ کیفیت چه از لحاظ تیراژ و فروش)<br><br>مجله هفتگی شهروند امروز هنوز هم که هنوز در خاطر علاقه مندان به قوچانی مانده است. مجله ایی که انقلابی در صنعت مجلات سیاسی ایران به پا کرد و در حال حاظر نشریاتی مانند پنجره و مثلث که متعلق به اصولگرایان هستند از خطی و مشی شهروند امروز تقلید می کنند! از طرح روی جلد بگیر تا صفحه آرایی داخل مجله.<br><br>حال قوچانی از اسارت آزاد شده است. گرچه روزنامه وی (اعتماد ملی) در محاق توقیف است اما مجله وی هنوز منتشر می شود. البته بماند که امتیاز این مجله جوری صادر شده است که نباید به سیاست بپردازد و در واقع دست قوچانی از این لحاظ خالی است اما انتظار می رود وی به زودی اقدام به نشر روزنامه ایی جدید کند. شاید روزنامه شرق که چندی پیش رفع توقیف شد انتخاب خوبی باشد!<br><br>پرسنل روزنامه اعتماد ملی ، آرمان و بچه های شرق قدیم هم که می توانند محمد را برای انتشار روزنامه ایی پر بار تر از همیشه یاری کنند. البته همانطور که گفتم شاید!<br><br>شاید دیگری هم وجود دارد و آن اینکه شاید وی دیگر حوصله فعالیت سیاسی را نداشته باشد که در این صورت باید بسیار افوس خورد. بسیار!<br></div>text/html2009-10-25T16:04:11+01:00rasoul.irرسول .مپارادوکس ایرانی
http://rasoul.ir/post/50
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">ایران! <br>کلمه قشنگی که داره زیباییش ها رو از دست میده. وطنی که هیچی توش معلوم نیست. کشوری که عجیب تریین اتفاق های دنیا داره درش اتفاق میفته<br>اصولگرا هایی که دم از عدالت می زنند یارانه هایی که خودشون بوجود آوردن رو میخوان حدف کنن اونم با نام عدالت!<br>در اینکه حدف یارانه های کاری کاملا معقول از منظر علم اقتصادی است شکی نیست اما چرا 30 سال پیش که یارانه ها بوجود آمد مصداق بارز عدالت نام گرفت و حالا هم که قرار است برداشته شود با نام عدالت این کار صورت می گیرد؟!<br>چرا باید این همه عجله در انجام آن صورت بگیرد؟! مگر محمود و یارانش نمی دانند که کشور در حال حاضر در رکود به سر می برد و مگر نمی دانند که حدف یارانه ها باید در اقتصادی با نرخ رشد بالا و در واقع اقتصادی پویا صورت بگیرد تا اثرات سو آن کم بشود؟! <br>مگر نمی دانند حذف یارانه ها باید در شرایط سیاسی و اجتماعی با ثبات انجام شود؟! آیا واقعا مسولان ما فکر می کنند در حال حاضر در همه مملکت ما صلح و صفا و دوستی وجود دارد؟! پس حوادث دو روز اخیر نایشگاه تهران چه می شود؟! <br><br>مگر قرار نبود آب و برق مجانی شود؟! پس چرا هر روز گران تر می شود؟! <br>خب اگر تغییری در آرمانها صورت گرفته است به ما هم بگویید تا لااقل تکلیف خود را با حکومت بدانیم!<br><br>حذف یارانه های یکی از شرایط اقتصاد آزاد است و شاید خواست میلیون ها ایرانی اقتصاد آزاد یا همان اقتصاد بازار باشد ولی حداقل مسولان تکلیف خودشان را با خودشان مشخص کنند تا یکی از اعضای جمعیت ایثارگران نگوید چرا داریم یارانه ها را بر می داریم؟! پس ما برای چه انقلاب کردیم؟!<br><br>چرا انقدر تناقض در گفتار مسئولین وجود دارد؟! چرا یکی از سایت های اصولگرا چپ و راست از طرح تحول دفاع می کند و در مدح آن مقاله می نویسد و از شجاعت محمود می گوید و آن دیگری هر روز چند مقاله بر ضد طرح تحول می نویسد؟!<br><br>چرا حتی وقتی عادل فردوسی پور در برنامه اش فوتبال را نقد می کند آخوندی سخنگوی وقت دولت می گوید آقای فردوسی پور این جایی که شما نشستید بخاطر خون شهیدان این مملکت است؟<br>مگر این شهیدان از کره مریخ آمده اند؟! مگر شهیدان همین بچه های مردم نبودند؟! <br><br>چرا هیچ کس جوابی برای این چرا ها ندارد؟!<br>آخر مگر می شود با عنوان حکومت دینی به دنبال اقتصاد کپیتالیستی رفت؟! چرا نمی خواهیم قبول کنیم 30 سال است داریم راه را اشتباه می رویم؟!<br><br></div>
text/html2009-10-16T06:13:15+01:00rasoul.irرسول .موقتی که کلهر حرف هایش را فراموش می کند!
http://rasoul.ir/post/49
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">پس از گذشته حدودا 4 ماه از مناظره های کاندیداهای ریاست جمهوری همچنان فضای جامعه سیاسی ایران پر از دروغ و دروغگویی است. و جالب اینجاست که دولتمردان دولت بعد از نهم! (به قول ابراهیم رها) در امر دروغگویی همواره از یکدیگر سبقت میگیرند و گویی دروغ گفتن را تنها هدف خود در طول زمامداری ایران می دانند!<br>مهدی کلهر یکی از مشاوران ارشد احمدی نژاد که چهره او را از فیلم های تبلیغاتی قبل از انتخابات می شناسیم این روزها در صدر این ماراتن دروغگویی قرار دارد و اعلام کرده است که همسر خود را در کشاکش انتخابات 84 طلاق داده است و اینکه دخترش نرگس کلهر به آلمان پناهنده شده است هیچ ربطی به او و پستش در دولت نهم پس از نهم ندارد.<br>در نگاه اول حامیان دولت می توانند بگویند ببینید که احمدی نژاد چه قدر پاک و منزه از هرگونه اشتباه است که شخص مهدی کلهر خانواده و کاشانه اش را ترک کرده است و به حمایت همه جانبه از محمود احمدی نژاد پرداخته است. اما اگر کمی خاطرات خود در سال 1384 را مرور کنید به این مساله پی می برید که همین آقای کلهر که امروز مدعی شده است همسر و دخترش را ترک کرده است و کرده آنها ربطی به او ندارد در اظهار نظری جنجالی در کوران انتخابات 84 به حسین مرعشی (مشاور هاشمی رفسنجانی) گفته است: "بهتر است در خانه بنشینی و به فرزند خودت مشاوره بدهی!"<br>آخر چقدر این دنیای فانی کوچک است؟! چه زود مهدی کلهر کاری کرد تا یاد ضرب المثل " تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره" بیافتیم<br><br>جالب اینجاست که وقتی مصاحبه همسر مهدی کلهر با اعتماد را می خوانیم بیشتر پی به جنون دروغ دولتمردانمان پی می بریم!<br><br>قسمتی از مقدمه روزنامه اعتماد: "معصومه طاهری موسوی همسر مهدی کلهر (مشاور محمود احمدی نژاد) و مادر نرگس
کلهر است. وی دارای دکترای جغرافیای سیاسی و کارشناس ارشد آموزشی در صدا و
سیما با 22 سال سابقه خدمت است و در این سازمان به تدریس در دانشکده و
شاغلین بخش خبر صدا و سیما مشغول است. وی پیش از این به ارائه مقالاتی در
روزنامه های اعتماد، همشهری، شرق، جمهوری، اطلاعات و حتی کیهان اقدام کرده
است. خانم طاهری موسوی و آقای کلهر دارای سه فرزند دختر به نام های «شفق»،
«سحر» و «نرگس» هستند. نرگس کلهر کوچک ترین عضو خانواده است که چند روز
اخیر خبر پناهنده شدن وی به آلمان در رسانه ها مطرح شده است. در این گفت
وگو، خانم طاهری به شرح شرایط خاص نرگس کلهر می پردازد. ضمن آنکه وی
هرگونه جدایی از مهدی کلهر را تکذیب می کند و یادآور می شود ترک خانه توسط
آقای کلهر در سال گذشته، به دلایل سیاسی بوده است. خانم طاهری یادآور می
شود که جدایی نرگس از پدر نه به خواست نرگس کلهر، بلکه به دلیل عدم تمایل
آقای کلهر به ارتباط با خانواده بوده است."<br><br>و حال ما مانده ایم و دنیایی از علامت سوال و تعجب! مانده ایم چه چیزی را باور بکنیم! قسم عباس یا دم خروس را؟!<br>
</div>
text/html2009-10-09T09:20:38+01:00rasoul.irرسول .مبازگشت کریمی یا بازی با احساسات هواداران؟
http://rasoul.ir/post/48
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">1- این روزها بازگشت علی کریمی به پرسپولیس مهمترین بحث محافل خبری ورزشی داخلی است.انتقالی که در تابستان صورت گرفت و علی کریمی را راهی استیل آذین تازه صعود کرده کرد داغ ترین خبر تابستان و فصل نقل و انتقالات بود و اینک نیز پس از گذشت 10 هفته باز تبدیل به یک بمب خبری شده است که هر روز در رسانه های مختلف به آن پرداخته می شود.<br><br>2- بی شک بازگشت علی کریمی به پرسپولیس نه تنها آرزو و خواسته قلبی هواداران پرسپولیس است بلکه خواسته و تمنای مدیران و مربیان این تیم نیز هست. چه کسی است که نداند علی کریمی به تنهایی می تواند نتیجه بازی ها را عوض کند و چه کسی است که بتواند تاثیر بیش از حد وی را در روند تیمی که در آن بازی می کند را انکار کند؟!<br>در این بین با شناختی که از خود علی کریمی هم داریم ما را بیشتر به این بازگشت خوشبین می کند. کریمی همواره از عشق خود به پرسپولیس گفته است و جالب آنکه هواره برای تیم های سرخ پوش بازی کرده است.<br>پس بازگشت کریمی به پرسپولیس نه تنها خواسته هوادران ، مسئولان و مربیان پرسپولیس است بلکه خواسته شخصی خود او نیز است.<br><br>3- حال بیایید کمی از توهمات پیرامون خود عبور کنیم و به واقعیت ها بیاندیشیم! براستی آیا باشگاه استیل آذین حاضر است از کاپیتان خود در میانه راه چشم پوشی کند؟! آیا حمید استیلی که بی شک تاکتیک تیمی خود را بر روی پایه اصلی تیمش یعنی علی کریمی طرح ریزی کرده است حاضر به جدایی ستاره بی چون و چرای تیمش می شود؟!<br><br>4- با کمی تامل بیشتر پی می بریم حتی اگر استیلی و استیل آذین هم حاضر به این بازگشت باشند بازهم موانعی وجود دارند و چه مانعی بزرگتر از قوانین نقل و انتقالات سر سختانه و پر از عیب و ایراد لیگ برتر ایران؟؟! مدیریت پر از اشتباه عباس انصاریفرد باعث شده است هیچ جای خالی از اسمی در بین لیست اسامی پرسپولیسی ها پیدا نشود و این همان دلیلی بود که به گمان خیلی ها در همان ابتدای فصل هم باعث شد کریمی از پرسپولیس کنار گذاشته شود و حال بازهم همین دلیل، بزرگترین مانع پیش روی وصلت کریمی و پرسپولیس است!<br><br>5- گفته می شود تنها راه قانونی بازگشت کریمی به پرسپولیس جا به جایی یک بازیکن از پرسپولیس با کریمی است. حتی اگر صحت این شایعه را سازمان لیگ تایید کند چه کسی قرار است در عوض کریمی به استیل آذین داده شود تا استیلی و استیل آذین را راضی کند؟ شایعات حاکی از آن است که استیل آذین نیاز مبرمی به یک مهاجم دارد و پرسپولیس هم توانایی و پتانسیل کاهش مهاجمین خود را دارد اما براستی کدام یک از مهاجمین را استیلی باید قبول کند؟!<br>آرفی که در این فصل چیزی از خود نشان نداده است و خلیلی هم که بیشتر بازی ها را از روی سکوها نظاره کرده است و مانند یک هندوانه سربسته می ماند.<br>نوروزی هم که قابل قیاس با توانایی های کریمی نیست و تازه حتی اگر استیلی هم راضی به این جا به جایی باشد بسیار دور از ذهن است که کرانچار مهاجم اول خود را به استیل آذین واگذار نماید. شاید مجتبی زارعی گزینه خوبی باشد که بازهم نیاز به رضایت کرانچار دارد و در ثانی همه این جا به جایی ها باید با نظر مثبت خود بازیکن همراه شود...<br><br>6- حق با سهراب بود! " چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید "<br>احتمال پیوستن کریمی به پرسپولیس زیر 10 در صد است و بنظر می رسد خبرهایی از این دست که " پروژه بازگشت کریمی کلید خود" ، " کریمی را نیم فصل به پرسپولیس باز می گردانم" و ... فقط برای آرام کردن هواداران پرسپولیس است<br>فقط برای ایجاد امید به آینده است و فقط برای آرام کردن جو! البته نه حبیب کاشانی بدش می آید که کریمی را به پرسپولیس برگرداند و نه کریمی از این انتقال ناراضی می شود اما موانع موجود بر سر راه این انتقال آنقدر هست که بتوان گفت شایعات پیرامون بازگشت کریمی فقط نوعی بازی با احساسات پاک هواداران پرسپولیس است</div>text/html2009-10-08T11:21:43+01:00rasoul.irرسول .مسوریان به مرگ تهدید شد؟؟!
http://rasoul.ir/post/47
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">حمید سوریان کشتیگیر ایرانی متولد سال ۱۳۶۴ در شهر ری است که در وزن ۵۵ کیلوگرم داری ۴ مدال طلای کشتی فرنگی قهرمانی جهان است. او در همین وزن در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن شرکت داشت. سوریان در سال ۲۰۰۵ موفق شد هم در مسابقات قهرمانی جوانان جهان و هم در قهرمانی بزرگسالان قهرمان دنیا شود<br>سوریان چهارمین مدال طلای قهرمانی جهان خود را همین چند روز پیش در هرنینگ کسب کرد و سپس در اقدامی قابل توجه این مدال را به محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم اهدا کرد.<br>این اقدام شاید به دور از انتظار جامعه ورزشی ایران با واکنش مردم رو به رو شد اما جالب تر از آن دروغ پردازی های سایت های به اصطلاح حامی دولت بود که مدعی شدند: " سوریان تهدید به مرگ شد!"<br>در صدر این دروغ پردازی های سایت و روزنامه جوان قرار داشت که اعلام کرد: "<br></div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);"> حمید سوریان که پر افتخار ترین کشتی گیر فرنگی کار
ایران به شمار می رود با اهدای مدال طلای خود به دکتر احمدی نژاد مورد
حملات تندی قرار گرفته است. <br></p><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">وی که در هفته
دفاع مقدس با یاد شهیدان هشت سال جنگ تحمیلی مدال طلای خود راتقدیم رئیس
جمهور کرد تا به عنوان یادگار در موزه هدایای ریاست جمهوری باقی بماند به
ناگاه با شدیدترین حملات به خصوص از سوی رسانه های خارج از کشور مواجه شد.
تا به حدی که در ایران نیز به جز حسین رضا زاده هیچ یک از ورزش کاران جرات
تایید و حمایت از سوریان رانیافتند. <br></p><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">اما پس
از این اقدام که بنا بر علاقه شخصی سوریان به دکتر احمدی نژاد انجام گرفت
در روزهای اخیر برخی حرکات غیر منطبق با موازین عرفی و اخلاق پهلوانی و
ورزشی به حاشیه دار شدن این ماجرا دامن زده است. مانند اینکه برخی اشخاص
با ورود سوریان به سالن های ورزشی او را هو کرده و به او اهانت کرده اند. <br></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">بنا
بر گزارش سایت پرچم ، دامنه فشارها بر سوریان به خاطر تقدیم مدال خود به
دکتر احمدی نژاد به اینجا محدود نمانده و مخالفان این اقدام، با ارسال
پیام هایی وی را تهدید کرده اند که خانه خود و خانواده اش را به آتش
خواهندکشید. همچنین شنیده شده که پیامک هایی به سوریان ارسال شده که با
شماره های مختلف وی تهدید به مرگ شده است. "<br><br>البته اینگونه مخدوش کردن چهره معترضان به نتیجه انتخابات فقط به سوریان ختم نمی شود و قبل تر هم اعلام شد جان افشین قطبی سرمربی تیم ملی در خطر است تا به خیال خام خود جنبش سبز را سیاه نمایی کنند.<br>به هر حال این خبر مضحک هم زیاد دوام نیاورد و سایت خبر اعلام کرد: " در حالی که سایت های نزدیک به دولت از تهدید حمید سوریان به مرگ خبر داده بودند وی این موضوع را دروغ خواند.<br>
سایت
روزنامه ایران نوشت:پس از آن که برخی سایتها مدعی شدند، حمید سوریان اخیرا
و در پی اهداء مدالش به رئیس جمهور، به مرگ تهدید شده است، قهرمان کشتی
فرنگی جهان در گفت و گویی اختصاصی با شبکه ایران از این موضوع اظهار بی
اطلاعی کرد.در این راستا حمید سوریان ضمن تکذیب این خبر گفت: «همه این
مسائل شایعه است. من نه تهدید شدم و نه اتفاقی برایم افتاده است، و دوست
هم ندارم که به این موضوعات کذب پرداخته شود.» "<br><br>براستی این دروغ ها تا به کی قرار است ادامه پیدا کند؟! آیا اقتدار گرایان خشم ملت نسبت به دروغ و دروغگو را ندیده اند؟!<br></div>
text/html2009-10-05T08:12:03+01:00rasoul.irرسول .ممروری بر تغییرات مدیریتی پرسپولیس در دولت نهم | 5 مدیر عامل در 4 سال!
http://rasoul.ir/post/46
<p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">سرانجام
شنبه این هفته عباس انصاریفرد از مدیریت پرسپولیس برکنار شد و حبیب کاشانی به
عنوان سرپرست این تیم از سوی سعیدلو، رئیس جدید سازمان تربیت بدنی انتخاب شد تا
روند تغییرات پی در پی مدیریت این تیم همچنان ادامه داشته باشد.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">چهار سال
پیش که دولت جدید به روی کار آمده بود، علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی تصمیم
گرفت تا حجت الله خطیب مدیر آن زمان پرسپولیس را که انتخاب دولت قبل بود کنار
بگذارد و مدیری همگام با سیاست های خود انتخاب کند. و اینگونه بود که اولین تغییر
مدیریتی باشگاه پرسپولیس در 4 سال گذشته انجام شد و محمد حسن انصاریفرد به عنوان
مدیر عامل این تیم انتخاب شد و تیم بحران زده آن زمان پرسپولیس را در اختیار گرفت.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: center; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA"> </span><img src="http://arteshesorkh.com/images/upload/1254745714.jpg" alt="" align="baseline" border="0" hspace="0" vspace="0"></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">انصاریفرد
کوچک به واقع توانست تحولات مثبتی در تیم بوجود بیاورد و شاید همین تفکرات نو و
مفید بود که باعث شد پیش از یک سال مدیر تیم باقی بماند. امری که دیگر مدیران 4
سال گذشته پرسپولیس موفق به آن نشدند!</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">انصاریفرد
که بیش از یک سال و نیم در پرسپولیس بود با سه مربی بزرگ همکاری کرد. علی پروین،
آری هان و مصطفی دنیزلی</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">پرسپولیس
رفته رفته در زمان محمد حسن انصاریفرد اوج گرفت و کار به جایی کشید که آن تیم ضعیف
اواسط فصل، با مربی گری آری هان به فینال جام حذفی رسید. اما افسوس که فینال جام
حذفی با تصمیم بحث برانگیز مسئولان فدراسیون به فصل آینده موکول شد و عملا این جام
از چنگال پرسپولیس خارج شد.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">تابستان
85 برای پرسپولیس تابستان داغی بود زیرا هم آری هان موفق از تیم کنار گذاشته شد و
هم نیکبخت، ستاره بی چون و چرای آنزمان رقیب دیرینه استقلال به این تیم پیوست.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">انصاریفرد
البته به جای آری هان، مصطفی دنیزلی یکی دیگر از مربیان به نام جهانی را برای
نیمکت پرسپولیس استخدام کرد.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">مصطفی
دنیزلی توانست بازی های زیبایی را با پرسپولیس به نمایش بگذارد و با آنکه در شان
پرسپولیس نتیجه نمیگرفت اما به دلیل بازی های زیبا و دیدنی خود همواره مورد تشویق
تماشاگرانش قرار می گرفت. </span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">اما این
رضایت نسبی تماشاگران از مدیریت و کادر فنی تیم باعث نشد تا علی آبادی دست به
تغییر مدیریت نزند! و در اواخر فصل 86-85 حبیب کاشانی مرد نزدیک به رئیس جمهور
ایران به سمت مدیر عاملی پرسپولیس گمارده شد. انتخابی که بعد ها مشخص شد با نظر
محمود احمدی نژاد صورت گرفته است و نه محمد علی آبادی و همین امر هم باعث شد که
کاشانی با آنکه تیم را پس از سال ها به مقام قهرمانی رسانده بود از تیم کنار
گذاشته شود!</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">آری حتی
حبیب کاشانی مرد نزدیک ریاست جمهوری هم که عملکردی خوبی در مدیریت پرسپولیس از خود
به جای گذاشته بود از گزند تغییرات پی در پی مدیریتی پرسپولیس در امان نماند و
درپایان فصل 87-86 از تیم کنار رفت تا مصطفوی به عنوان چهارمین مدیر پرسپولیس در 4
سال اخیر به این تیم بیاید و با عملکرد عجیب خود بارها از سوی سکوها با شعار
"حیا کن رها کن" بدرقه شود.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">مدیری که
حتی در پرسپولیسی بودن وی نیز شک وجود داشت مدت زیادی در این تیم دوام نیاورد و
جای خود را به انصاریفرد بزرگ<span> </span>داد.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">عباس
انصاریفرد از بدو آمدن خود به پرسپولیس بنا بر سر نا سازگاری گذاشته و ابتدا با
پیروانی درگیر شد و سپس با حسین هدایتی!</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">دامنه این
درگیری ها منجر به جدایی نیکبخت، علی کریمی و دیگر ستاره های این تیم شد تا جایگاه
انصاریفرد در نزد هواداران پرسپولیس هر روز ضعیف تر شود و کار به جایی کشید که در
هفته های آخر انصاریفرد حتی انگیزه آمدن به ورزشگاه را هم نداشت و ترجیح می داد
شعار هایی که در نقد وی در ورزشگاه آزادی داده می شود را از طریق تلویزیون دنبال
کند.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="FA">و حال
پرسپولیس در انتظار ششمین مدیر عامل خود در 4 سال گذشته است و هواداران این تیم
فقط می توانند آرزو کنند که سعیدلو هم مانند علی آبادی خواهان تغییرات هر ساله
مدیریت تیم نباشد و پس از انتخاب مدیر جدید برای این تیم فرصت حداقلی را به وی
بدهد.</span><span dir="LTR"></span></p>
text/html2009-09-24T18:57:27+01:00rasoul.irرسول .ماحمدی نژاد و مصالحه؟!
http://rasoul.ir/post/45
<div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">پیش نوشت: فکر کنم یک دو هفته ایی شد که غیبت داشتم. البته این غیبت نه از سر استیصال یا بی حوصلگی بود و نه از سر بی وقتی و مشغله زیاد! یه جورایی به خودم مرخصی دادم این دو هفته آخر تابستون رو...</span><br style="color: rgb(204, 102, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">مهمترین موضوع روز را شاید به سختی بتوان انتخاب کرد! هم می شود در مورد مجلس خبرگان!! نوشت و هم می شود در مورد بازگشایی دانشگاهها و مدارس. هم می شود در مورد سفر احمدی نژاد به نیویورک نوشت و هم می شود در مورد حذف قسمتی از تاریخ از کتابهای متوسطه و راهنمایی!!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">خلاصه این روزها سوژه برای نوشتن زیاد شده و بخاطر همین مشاله، انسان بر سر دوراهی یا بهتر بگم چند راهی انتخاب موضوع قرار می گیرد.</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">به هر حال توجه همه جهانیان در حال حاضر شهر نیویورک و اجلاس سالانه سازمان ملل هست. جایی که رئیس به ظاهر جمهور ما هم در ان حضور دارد و دیشب به ایراد سخنانی پرداخت. سخنانی که همچون همیشه چیزی جز کلی گویی و در پاره ایی از مواقع جز دروغ نبود. ( مثلا در جایی فرمودند : "اینک که ملت ایران با پشت سرگذاشتن انتخاباتی بسیار با شکوه و کاملاً آزاد
فصل نوینی را برای شکوفایی ملی و تعاملات گسترده تر جهانی رقم زده و </span><span style="font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);">با
رأی قاطع</span><span style="color: rgb(153, 51, 0);">، بار سنگین مسئولیت را بر دوش اینجانب نهاده اند..." که البته این امر باعث خنده خبرنگاران حاضر در اجلاس شد...)</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">جدا از ترک جلسه توسط سران اکثر کشورهای جهان و جدا از حرف های منسوخ شده احمدی نژاد دو نکته بسیار حائز اهمیت بود:</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">نخست آنکه اینبار حتی سران لبنان هم جلسه را ترک کرده بودند. و این در حالی است که احمدی نژاد همواره از تریبونی که باید در آن به نفع ملت خویش صحبت کند؛ در مورد مللی چون فلسطین و لبنان و آمریکای لایتن حرف زده است و حال حتی سران کشوری که احمدی نژاد به دنبال احقاق حقوق آنها است هم به او کج دهنی کردند. وقتی این اتفاق را در کنار چراغ سبز روسیه به آمریکا برای تشدید تحریم علیه ایران می گذاریم به این نتیجه می رسیم که چقدر ضرب المثل " حالا علی موند و حوضش " زیبا و پر مفهوم است!!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br><div style="text-align: center;"><img src="http://rasoulm.persiangig.com/image/lobnan.jpg" alt="" align="baseline" border="0" hspace="0" vspace="0"></div><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">دوم آنکه احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگاران آسوشیتدپرس طی سخنانی تاریخی اعلام کرده است: "اوباما به ایران به عنوان یک دوست بالقوه و نه یک تهدید نگاه کند. "</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">حال کمی چشم های خود را ببندید و به گذشته بروید. بروید به دوران اصلاحات و زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی! </span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">کمی تجسم کنید که چی میشد اگر خاتمی یا یکی از دیپلمات هایش چنین حرفی یا شبیه به این حرف را بر زبان خود جاری می ساختند!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);">
<br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">می دانید چه می شد؟! در نماز جمعه به او (محمد خاتمی) تاخته می شد. نمازگزاران شعار های مرگ بر آمریکا را با شدت بیشتری فریاد می زدند</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">دانشجویان اصولگرا (همان برادران بسیجی خودمان) با پوشیدن کفن به تظاهرات می پرداختند.</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">روزنامه های افراطی همچون وطن امروز و کیهان شدیدترین حملات را به خاتمی می کردند</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">و و و...</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">حال می توانید چشم های خود را باز کرده و به ادامه ماجرا نگاه کنید!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">جالب اینجاست که احمدی نژاد برای اولین بار در اجلاس سازمان ملل در مورد نفی هلوکاست سخنی به میان نیاورد! و این دقیقا خواسته ایی بود که اوباما مطرح کرده بود.</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">آیا قرار است دولت اصولگرا تن به مصالحه دهد!؟ </span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"></div>
text/html2009-09-11T05:44:38+01:00rasoul.irرسول .مهشتمین سالروز حملات تروریستی یازده سپتامبر
http://rasoul.ir/post/44
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">امروز 11 سپتامبر یادآور حملات تروریستی یازده سپتامبر سال 2001 یعنی 8 سال پیش است. روزی که به گفته آمریکایی ها بزرگترین حملات تروریستی علیه این کشور صورت گرفته است و براستی تا مدت ها خبر اول محافل خبری بود و حتی مسیر جهان و دیپلماسی بین المللی را تغییر داد.<br>جرج بوش پس از این واقعه به سرعت واکنش نشان داد و در روز 22 سپتامبر همان سال در کنگره آمریکا اعلام کرد: " کشورها یا در کنار تروریست ها هستند و یا در کنار ائتلاف ضد تروریستی و باید یکی از این دو را انتخاب کنند " و این سرآغازی بود برای حمله به افغنستان و بعد ها به عراق.<br>حملاتی که هنوز هم آثار آنرا در آمریکا شاهدیم و هنوز هم ارتش این کشور در خاک افغانستان و عراق به سر می برد و حتی خیلی ها بحران اقتصادی آمریکا را نیز نشأت گرفته از همین حملات می دانند.<br><br>این حملات تروریستی که دولت مریکا مسبب آنرا گروه القائده اعلام کرد خیلی از مردم جهان را وادار به همدردی با مردم آمریکا کرد. و به طور مثال روزنامه فرانسوی لوموند جمله «ما همه آمریکایی هستیم» را تیتر اول خود کرد.تا اینگونه همدردی مردم فرانسه و جهانی را با مردم آمریکا فریاد بزند.<br>البته این حملات متاسفانه در بعضی از نقاط با خوشحالی مردم رو به رو شد و به طور مثال گروهی از مردم فلسطین این حادثه را جشن گرفتند وابراز شادی کردند و در حالی که تمامی کشور های منطقه این حملات را محکوم کرده بودند اما عراق
در این بین یک استثنا بود. زیرا دولت وقت عراق بلافاصله پس از این حادثه طی یک
بیانیهٔ رسمی اعلام کرد که آمریکا میوه «جنایات خود علیه انسانیت» را چید.<br><br>البته در مورد عامل اصلی حملات هنوز هم نظریه های مختلفی بیان می شود و برخلاف دولت آمریکا که شخص بن لادن و القائده را عامل اصلی این حملات می دانند کشور ها و مردم زیادی نقش خود آمریکا را در این حملات انکار ناپذیر می دانند.<br><br>
چندین تئوری توطئه مربوط به این حادثه تاکنون تدوین گشتهاست. یکی از فرضیهها دستداشتن دولت آمریکا یا اسرائیل
در این حملات یا جلوگیرینکردن تعمدی آنها از وقوع حملات، به منظور
بهرهگیریهای بعدی است. <br>از جمله میتوان به استدلالهایی اشاره کرد که
خرابیهای ساختمان پنتاگون را ناشی از برخورد یک هواپیمای تجاری نمیداند و میگوید که حفره ایجاد شده در پنتاگون به اندازه یک هواپیمای بوئینگ ۷۵۷ نیست، بلکه مربوط به یک موشک کروز
است. <br>دربارهٔ برجهای مرکز تجارت جهانی، بهخصوص برج شمارهٔ ۷، نیز برخی
معتقدند که فروریختن برجها در اثر انفجار کنترل شده صورت گرفتهاست و نه
آتشسوزی داخل ساختمان. این افراد که در بین آنها تعدادی از خانوادههای
قربانیان نیز حضور دارند، ادعا میکنند که دولت آمریکا برای اتهام طراحی و
اجرای عملیات به افرادی عرب مدارک غیر قابل تشکیک ارائه نکردهاست. <br>برای
مثال، با ذکر دلایلی، ویدئویی را که در آن اسامه بنلادن مسئولیت حملات را
بر عهده میگیرد، جعلی میدانند. این افراد پایگاههای اینترنتی مختلفی را
بوجود آوردهاند که تمامی مدارک موجود خود را در آن به نمایش گذاشتهاند.<br><br>البته در این امر که آمریکا بیشترین استفاده را از این حملات کرد شکی نیست و به همین دلیل است که هنوز ماهیت اصلی حملات تروریستی یازده سپتامبر مشخص نشده است و نطریات مختلفی در کشورهای مختلف در مورد این واقعه اعلام می شود.<br><br>در این بین مهمترین نکته برای ما ایرانیان این است که در زمان وقوع حادثه تروریستی یازده سپتامبر رئیس جمهور کشورمان محمد خاتمی بود و باید به واقع از اینکه در آن زمان محمود احمدی نژاد ریاست دولت را بر عهده نداشت خدا را شکر گذار باشیم زیرا معلوم نبود این دولت که رئیسش حرفهای خود را مزه مزه نمی کند چه سخنانی را در جامعه جهانی می زد!<br>محمد خاتمی که دیپلماسی خارجی اش باعث شد پس از سالها ایران در محافل جهانی صاحب وجهه و اعتبار شود و دولتش با اغلب کشور های مهم جهان(نه سوریه و ونزوئلا!) رابطه حسنه داشت در آن زمان بلافاصله و <br>تنها ساعاتی پس از این رویداد، این اقدام تروریستی را محکوم کرده و با مردم آمریکا
همدردی کرد.<br> این درحالی بود که در برخی مناطق خاورمیانه مردم به
جشن و پایکوبی میپرداختند. اقدام سریع و سخنرانی تلوزیونی خاتمی نقش
موثری در خارج کردن ایران (بعنوان کشوری که متهم به گروگانگیری و حمله به
اتباع و پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه در سالهای پس از انقلاب
بودهاست) از کانون حملات دولت آمریکا داشت.<br><br>در آخر باید اشاره کنم که به دلیل موضع های غیر منطقی و حساب نشده احمدی نژاد در 4 سال گذشته حتی فرض اینکه حملات تروریستی یازده سپتامبر در زمان دولت احمدی نژاد رخ می داد هم تن هر ایرانی را می لرزاند...<br></div>text/html2009-09-09T11:35:54+01:00rasoul.irرسول .مدر آروزی یکی مثل صفایی فراهانی
http://rasoul.ir/post/43
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);"><span lang="FA"></span><span lang="AR-SA">این
روزها فوتبال ایران تحت تاثیر
بازگشت احتمالی محمد دادگان رئیس اسبق</span><span dir="LTR" lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">فدراسیون فوتبال
قراردارد. بازگشتی که بی شک می تواند روزهای پر تلاطمی
را</span><span dir="LTR" lang="AR-SA">
</span><span lang="AR-SA">برای فوتبال ما رقم
بزند. فوتبالی که از زمان ریاست محمد علی آبادی در سازمان ورزش روی خوش به
خود
ندیده است و حال حتی با رفتن وی نیز پس لرزه هایی به همراه
دارد.</span>
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="AR-SA">محمد دادگان که پس از جام جهانی در
اقدامی عجیب از سوی محمد علی آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی از
فدراسیون فوتبال
کنار گذاشته شد حال با خوش شانسی عجیبی رو به رو شده است. زیرا روند نزولی
فوتبال
چه در عرصه ملی و چه در عرصه باشگاهی و تشکیلاتی در این چند سال پس از
برکناری
دادگان آنقدر نزولی بوده است که مسئولان را بر آن داشته است که وی را به
عنوانی
ناجی این ویرانه بازگردانند.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="AR-SA">اما کاش مسئولان فقط به دوره پس از
دادگان نگاه نمی کردند و نیم نگاهی هم به دوران جلوس محمد دادگان بر ریاست
فدراسیون فوتبال می انداختند.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="AR-SA">دورانی که رئیس فدراسیون آن همزمان
در نقش سرپرست تیم ملی هم ظاهر می شد! دورانی که موجب مربیگری مربیانی
امثال
شاهرخی و فرکی<span> </span>در تیم ملی
شد.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="AR-SA">دورانی که پرخاش های هر روزه رئیس
آن
به خبرنگاران و دعوا های او با اصحاب رسانه از ذهن هیچ فوتبال دوستی پاک
نشده است
و بنظر می رسد با آمدن وی بازهم باید شاید عدم انتقاد پذیری رئیس و مجموعه
تحت
امرش باشیم.</span></p><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">
</div><p style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);" dir="RTL"><span lang="AR-SA">کاش اهالی فوتبال به جای مشاهده
این
همه حواشی در مورد بازگشت احتمالی دادگان به فدراسیون فوتبال شاهد و
شنیدار شایعه
بازگشت صفایی فراهانی مدیر لایق و کارآمد سالهای دور فدراسیون فوتبال به
عرصه
فوتبال بودند تا با دلی قرص و<span> </span>پر از
امید
به آینده این ورزش پرطرفدار چشم می دوختند.</span></p>
text/html2009-09-08T15:53:18+01:00rasoul.irرسول .مهر دم از این باغ بری میرسد،تازه تر از تازه تری میرسد
http://rasoul.ir/post/41
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);">سعید</span><span style="color: rgb(153, 51, 0);"> اسم جالبی است در عالم سیاست ایران! از </span><span style="font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);">سعید</span><span style="color: rgb(153, 51, 0);"> امامی مامور اطالاعاتی تروریست بگیرتا </span><span style="font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);">سعید</span><span style="color: rgb(153, 51, 0);"> حجاریان نظریه پرداز اصلاحات که اخیرا القا می شود از این نظریه پردازی نادم و پشیمان است!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">اما شاید هیچ کدام به بدنامی </span><span style="font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);">سعید</span><span style="color: rgb(153, 51, 0);"> مرتضوی دادستان قبلی تهران و معاون فعلی دادستان کل کشور نباشند! دادستانی که به گفته نشریات قریب به 120 نشریه را در دوران دادستانی خود در تهران توقیف کرد! توقیف هایی که گاه دادگاه های آن هیچ گاه برگزار نمی شد و گاه دادگاه های آن مثل روزنامه شرق پس از دو سال در این هفته برگزار شد!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">با رفتن سعید مرتضوی و آمدن دادستان جدید تهران، امید ها به جامعه مدنی و مطبوعاتی کشور(البته از نوع اصلاح طلب زیرا که روزنامه ها و نشریات جریان اصولگرا -اقتدارگرا- هیچ گاه در این چند ساله تذکر هم نگرفته اند چه برسد به دستور توقیف!) بازگشت و روزنامه نگاران بسیاری امیدوار به امنیت شغلی خود شدند</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">اما اتفاقات دو روز گذشته نشان داد که گرچه مرتضوی از این دستگاه خارج شده است اما مرتضویسم همچنان در این دستگاه وجود دارد!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">بعد از پلمپ دفتر کمیته پیگیری آسیب دیدگان حوادث اخیر موسوی و کروبی به دستور دادستان جدید تهران در روز دوشنبه، سه شنبه نیز ابتدا دفتر کروبی پلمپ شد و سپس دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانیان!</span><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(153, 51, 0);">جالب اینجاست که علاوه بر پلمپ این دفاتر تمامی وسایل از جمله رایانه ها و مدارک(که مطمئنا بر ضد جریان اقتدارگرا بوده است) نیز توقیف و ضبط شده است و ضابطان در پاسخ به این خواسته که "</span><font style="color: rgb(153, 51, 0);" class="NewsPage_Khabar_Matn">باید طبق قانون برای اموال و اسناد توقیفی صورتجلسه نوشته شود" گ</font><font style="color: rgb(153, 51, 0);" class="NewsPage_Khabar_Matn">فته اند: "اصلا قرار نیست این اموال بازگردانده شود که لازم باشد صورتجلسه کنیم!"</font><br><br><font style="color: rgb(153, 51, 0);" class="NewsPage_Khabar_Matn">در ادامه این نا مهربانی ها مرتضی الویری و علی رضا بهشتی اعضای اصلی کمیته پیگیری حوادث اخیر کروبی و موسوی نیز بازداشت شدند تا نیروی حاکمه نشان دهد پیگیری کامل حوادث و فجایع اخیر فقط یک ژست پوپولیستی است و هیچ اراده محسوس و غیر محسوسی در قدرتمندان حال حاضر برای پیگیری وجود ندارد و در حالی که سایت هایی همچون عصر ایران، تابناک و الف به دلیل گزارش یکشنبه شب 20:30 از بازداشتگاه کهریزک در تحلیل های خود اظهار می داشتند که نگاه رژیم به قضایا عوض شده است و در مسیر اعتدال و عدالت قرار گرفته است با این بازداشت ها و پلمپ ها بنظر می رسد جریان اقتدارگرا همچنان فقط به فکر پاک کردن صورت مسئله است.</font><br><font style="color: rgb(153, 51, 0);" class="NewsPage_Khabar_Matn">و این پاک کردن ممکن است تا جایی پیش برود که حتی سران اصلاحات همچون موسوی و کروبی هم به بازداشتگاه ها روانه شوند!</font><br></div>
text/html2009-09-04T12:53:33+01:00rasoul.irرسول .ممجلس ولایی نه مجلس مردمی!
http://rasoul.ir/post/40
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">هفته ایی که گذشت تحت تاثیر رای اعتماد مجلس به وزرای دولت دهم بود. گذشته از اینکه مشروعیت خود دولت زیر سوال است و حال شاید صحبت در باره وزرا و رای اعتماد به آنها بیهوده باشد اما اتفاقی که در مجلس به ظاهر ملی و اسلامی رخ داد باعث تعجب همه دوستاران این سرزمین شد.<br><br>مجلسی که باید حافط منافع ملت باشد و خواسته های مردم را برآورده کند به دلیل علاقه قلبی رهبر به وزرا به 18 نفر از 21 نفر وزیر معرفی شده رای اعتماد داد تا بار دیگر مشخض شود واژه دموکراسی در ایران فقط یک واژه ی تزئیناتی است و نه تفکیک قوایی وجود دارد و نه آزادی اظهار نظری!<br><br>در حالی که اصولگرا ترین نماینده های مجلس هم اعتقاد داشتند حداقل 6 وزیر رای نمی آورند اما نماینده ها به شایعی که روز چهارشنبه در صحن مجلس پخش شد دل خوش کردند و بار دیگر حرف یک شخص را بر نظرات کارشناسی شده خودشان ترجیه دادند! شایعه ایی که با مصاحبه امروز باهنر نماینده اصولگرای مجلس نشان می دهد دور از واقعیت هم نبوده است و اصولا مجلس در ایران یک قوه تشریفاتی است و نه حق دارد قانون مطبوعات را اصلاح نماید و نه حق دارد از نهادهای زیر نظر رهبری تحقیق و تفحص کند و نه حتی با نظر خود به وزرای پیشنهادی رای دهد!<br><br>حال باید دید وزرای جنجالی ایی همچون دستجردی اولین وزیر زن تاریخ جمهوری اسلامی و دانشجو وزیر کاملا سیاسی وزارت علوم می توانند تا پایان 4 ساله قانونی دولت (که اینطور که بویش می آید ممکن است با برگزاری رفراندومی نمایش این 4 سال حتی به 40 سال تبدیل شود!) به کار خود ادامه دهند یا فشار مردم و دانشجویان آنها را محبور به استعفا می کند!<br><br>به نظر شما چند ماه طول می کشد تا شعار دانشجو استعفا استعفا را از دانشگاه ها بشنویم؟! آیا انتخاب رئیس ستاد انتخابات کشور که خیل عظیم دانشجویان به آن اعتراض دارند به عنوان وزیر علوم چیزی غیر از اعلام جنگ به دانشجویان است؟!<br>آیا نمیشد دانشجو را به عنوان وزیر کشور معرفی کرد و نجار را به عنوان وزیر دفاع تا هم اعتراض دانشجویان را به وزیر علوم شاهد نباشیم هم اعتراض سیاسیون را به وزیر نظامی وزارت کشور؟!<br>متاسفم برای نمایندگانی که به بهبهانی وزیر راه رای دادند! وزیری که بیشترین آمار سقوط هواپیما را دارد! وزیری که ساعت پرواز هواپیما های تهران - چابهار را برای تدریس خود در دانشگاه چابهار تغییر می دهد!<br>متاسفم برای نمایندگانی که به دانشجو وزیر علوم رای دادند که نمی تواند به اروپا به دلیل اخراجش از انگلیس سفر کند! وزیری که به دلیل برگزاری انتخابات صد در صد باعث بروز حوادث زیادی در دانشگاه ها خواهد شد.<br><br>افسوس...<br>
</div>text/html2009-08-25T17:56:51+01:00rasoul.irرسول .ماز گالیله تا سعید حجاریان
http://rasoul.ir/post/39
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);"> گالیله
در ۱۵ فوریه ۱۵۶۴ در شهر پیزای ایتالیا به دنیا آمد. پدر گالیله، وینچنزو
(Vincenzo Galilei) از موسیقیدانان به نام بود. گالیله دارای پنج خواهر و
برادر دیگر بود <br>سال ۱۶۱۰ انتشار یافتههای علمی وی در تائید نظر
کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی
از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص
کتاب مقدس بود و از سویی با نظریات ارسطو که کلیسا حامی آن بود همخوانی
نداشت. وی مجبور به امضای توبه نامهای با این مضمون شد:
<br><br></div><div style="text-align: center; color: rgb(153, 51, 0);"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">"در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی
که کتاب
مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای
خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور و مطرود
مینمایم."</span><br></div><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><br style="color: rgb(153, 51, 0);"><div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);">وی شش سال بعد
رسما از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سالها
بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار میگرفت. سرانجام گالیله علیرغم اعتقاد
درونی اش، مجبور شد اعتراف کند که نظریه ارسطو درست است و زمین مرکز جهان
است.<br><br>این جملات بخشی از زندگی گالیله بزرگ مرد عرصه
نجوم و ریاضیات است. حال شاید بپرسید در این بهبوحه نزاع سیاسی در ایران
چرا مطلبی در مورد گالیله؟<br><br>خب جواب کاملا روشن است.
اگر گالیله مجبور شد زیر فشار کلیسا کشف خود را انکار کند و به دروغ بگوید
ارسطو حق داشت که میگفت زمین مرکز جهان است الان هم سعید حجاریان می گوید
اصلاحات اشتباه است و جمهوری اسلامی یعنی مصداق پاکی و
درستی<br>صفایی فراهانی ادعا می کند سیاست های اقتصادی احمدی نژاد
خوب بوده است!! و بقیه هم به همین ترتیب اراجیفی میگویند که هیچکس باور
نمی کند. <br><br>جالب است که این دادگاه یا به عبارت بهتر
بیدادگاه با آیه ایی شروع می شود که ترجمه آنرا اینگونه کرده اند: "زمانی
كه به آنها میگویند در زمین فساد نكنید پاسخ میدهند كه ما اصلاحطلبان
هستیم"<br>حال اگر به ترجمه آیه 11 سوره بقره بروید مشاهده می کنید
که در اکثر قران ها کلمه مصلحون به معنای اینکه ما در حال اصلاح کردن
هستیم ترجمه شده است و در واقع با تغییری کوچک و جزیی اینگونه وانمود شده
است که در قران خدا به صراحت آمده است که اصلاح طلبان از مفسدان
هستند!!<br><br>آری اینگونه با احساسات دینی مردم بازی می شود
و شعور مردم به سخره گرفته میشود!<br><br>البته مطمئنا اگر من
و شما هم دستگیر شویم خیلی زود تر از 70 روز اعتراف می کردیم! اعتراف می
کردیم که گمراه شدیم و روزنامه اعتماد ملی و اعتماد خواندیم! اشتباده
کردیم که سایت های بی طرف را در پنجره های اکسپلوررمان باز کردیم. اعتراف
می کردیم که کمتر به سراغ سایت های صالحی همچون رجا نیوز و دروغگذاری فارس
رفتیم.<br>اعتراف می کردیم که گول اصلاح طلبان را خوردیم و به
اشتباه به کروبی یا موسوی رای دادیم.<br>اصلا شاید اعتراف می کردیم
که ما جز همان 24 میلیون رای احمدی نژاد هستیم و به دروغ می گوییم به
کروبی و موسوی رای داده ایم.<br>آری گالیله نظریه ایی که به آن
ایمان داشت را در کلیسا انکار کرد، حال چه انتظاری از سیاسیونی داریم که
می دانند در سیاست نباید به هیچ نظریه ایی ایمان داشت
؟!<br><br>این وسط فقط می مانید کلمه ایی به نام ایران، کلمه
ایی به نام وطن، کلمه ایی به نام سرزمین مادری که انگار دیگر باید آنرا
فراموش کرد زیرا از آن ویرانه ایی نمانده است؟!<br><br>آیا
دیگر کسی روی آنرا دارد که بگوید باید ماند و سرزمین مادری را ساخت!؟ مگر
جرم نبوی ها و صفایی فراهانی ها آبادی کشور، به انجام رساندن صدها پروژه
عمرانی نیست؟ مگر جرم حجاریان ها و رمضان زاده ها توسعه سیاسی و ایجاد شور
آفرینی سیاسی نیست؟ مگر جرم محمد قوچانی ها توان تحلیل و داشتن نبوغ سیاسی
نیست؟ <br><br>پی نوشت: <span style="color: rgb(204, 102, 0);">بد نیست در پایان، نامهای را که سعید حجاریان تنها چهار
ماه قبل نوشته بود، مرور کنیم و سپس به سادگی بازجویان او
بخندیم:</span><br style="color: rgb(204, 102, 0);"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">بسمهتعالی</span><br style="color: rgb(204, 102, 0);"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">
به دلیل اینكه اخیراً رسانههای منتسب به جریان اقتدارگرای كشور، اعم از
سایتهای خبری، خبرگزاریها ، روزنامهها و صدا و سیما، از قول بنده
اقاویلی نقل میكنند كه نه به لحاظ صدور، سندیت دارند و نه به لحاظ مبنا،
پایهای دارند، لذا بار دیگر همه این قبیل گزارشات، مصاحبهها و اخبار را
پیشاپیش تكذیب میكنم و چون فرصت مطالعه این دسته اقوال را نداشته و
همچنین برای پاسخگویی به تك تك موارد آن وقتی ندارم، حتی اگر از من تعریف
و تمجید هم كرده باشند، آن نیز مقرون به صحت نخواهد
بود.</span><br style="color: rgb(204, 102, 0);"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">
بسیار دیدهام كه" برنا" از "فارس"، "فارس" از "رجا"، "رجا" از "درنا"،
"درنا" از "ترنا"، "ترنا" از "دبرنا"، "دبرنا" از "منبع آگاه"، "منبع
آگاه" از "صحبتهای به دست آمده از شنودهای داخل حزب مشاركت"، گفتههایی را
به اینجانب نسبت دادهاند كه لابد برای خودشان به لحاظ سندیت در حكم سلسله
الذهب است اما از نظر من به پشیزی نمیارزند . امید دارم كه دوستان
باكیاست و اهل سیاست بتوانند با پیگیری منشا صدور چنین اخبار آحادی، پی به
مقصود پردازندگان آن ببرند.</span><br style="color: rgb(204, 102, 0);"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">
والسلام - نامه تمام</span><br style="color: rgb(204, 102, 0);"><span style="color: rgb(204, 102, 0);">
سعید حجاریان- 31/1/1388</span><br></div>
text/html2009-08-24T08:22:41+01:00rasoul.irرسول .مسوگ نامهای برای توقیف روزنامه اعتمادملی (فرید مدرس)
http://rasoul.ir/post/37
<p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;">روزنامه «اعتمادملی» توقیف شد. خبری که برای همه فقط خبر است و برای ما
آوار. آواری که فرو میریزد و درد آن نه تنها عمق وجودمان را فرا میگیرد،
بلکه خانوادههایمان را هم سوگوار میکند. سوگواری ای همچون عزاداری برای
از دست دادن یک عزیز که نان آور خانواده هم هست. در این روزها میزهای
تحریریه و خاموش بودن چراغها، همچون رخت و لباس پدری است که فاجعه رفتن
همیشگی او را برابر چشمانمان زنده میکند. هر تماس تلفنی برای پرسیدن اصل
ماجرا، همچون تسلیت گفتن آشنایان در مراسم ختم میماند که نه تنها آراممان
نمیکند، بلکه داغ مان را هم تازه نگاه میدارد. در این ایام فقط فرزند
بزرگ خانواده است که میتواند تسلای خاطر بازماندگان را فراهم آورد و
اشکهای فرو خفته او توان مقابله با درد مرگ را دارد. اگر آن فرزند بزرگ
خانواده هم نباشد؛ چه خواهد شد؟!</p><div style="text-align: justify;">
</div><p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;">آن روز که «شرق» توقیف شد و «هم میهن» در سن 40 روزگی خود به محاق
توقیف رفت و «شهروند امروز» در اوج جوانی و باروری با یک نامه، دیگر منتشر
نشد، فقط یک نفر بود که اشک ما را دید و با ما همچون یک برادر گریست،
همدردی کرد و گفت: بار دیگر بر روی پاهایمان میایستیم و مینویسیم.
مینویسیم از آنچه به آن باور داریم. از آنچه که از آن حقیقت میبارد و
رنگ نفاق، تزویر و تملق در آن جایی ندارد. این برادر بزرگتر اکنون در میان
ما نیست که ما را در آغوش بگیرد و امید را در میان ما به ارمغان آورد. او
نیست که اگرچه از ما سوگوارتر باشد، اما در کنار گریه شبانه خود، لبخندی
را برای ما به همراه آورد و درد ما را فرو بکاهد.</p><div style="text-align: justify;">
</div><p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;">«محمد قوچانی» تنها کسی بود که درد ما را میشناخت؛ چرا که خود او
همچون ما طعم بیکاری را چشیده بود و با تمام وجود داغ آن را حس کرده بود.
به یاد دارم، روز را که «هم میهن» توقیف شد و همچون آواری نفس مان را بند
آورد. آغوش گرم محمد بود که به داد ما رسید. او به ما گفت: هر طوری
شدهاست، نمیگذارم بیکار بمانید. اگرچه خود او میدانست که این سخن، شاید
قطعی نباشد، اما میگفت تا درد مرگ عزیز، ما را از درون همچون موریانهای
نخورد و تهی نکند. «شهروند» هم که توقیف شد، محمد در کنار ما ناراحت بود،
ابراز نگرانی میکرد و به دنبال دریچههایی میگشت تا راهی برای ما و خودش
باز کند. اما امروز او نیست. محمد نیست که در این ایام سخت، مونس و همدرد
ما باشد و همچون گذشته ما را تسکین دهد.</p><div style="text-align: justify;">
</div><p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;"><img src="http://xs541.xs.to/xs541/09276/man_ghochani747.jpg" align="left" border="1" width="200"></p><div style="text-align: justify;">
</div><p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;"><br>
امروز نه تنها درد مرگ روزنامه، ما را سخت گریان و سوگوار کردهاست، بلکه
نبود محمد هم همچون نمکی بر روی زخم، وجودمان را سست و ضعیف کردهاست.
اگرچه در این ایام، تنهایی مان بدون سردبیر، هر روز حس شدنی بود، اما در
این چند روز گویی گم گشده مان نبودش بیش از گذشته احساس میشود. واقعا چه
چیزی میتواند ما را در مرگ عزیز، در بند کردن برادر و فشار، بازداشت و
مرگ دیگر اقوام و خویشان آراممان کند؟ چگونه این همه اذیت و آزار را
میتوانیم تحمل کنیم و لب بر روی لب بگذاریم و حتی اشک و بغضمان را مخفی
نگاه داریم؟</p><p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;"><strong><br></strong></p><p style="color: rgb(153, 51, 0); text-align: justify;"><strong>فرید مدرس / سایت نوروز<br></strong></p>text/html2009-08-23T16:58:41+01:00rasoul.irرسول .مشجریان یادت بخیر
http://rasoul.ir/post/36
<div style="text-align: justify; color: rgb(153, 51, 0);"><img src="http://www.musicema.com/images/cache/rabanash1250686807.jpg" alt="" align="left" border="0" hspace="0" vspace="0">ماه رمضان ماه مهمی در زندگی ما ایرانی هاست. چه روزه بگیریم و چه روزه نگیریم این ماه در زندگی ما تاثیر خاص و بسزایی دارد. بی شک می توان گفت کسی نیست در این سرزمین که از آمدن ماه رمضان خبر نداشته باشد.<br>از تعطیلی نصفه و نیمه رستوران ها و مراکز غذایی تا شلوغ شدن خیابان ها در دقایق منتهی به اذان مغرب و از ساخت و پخش سریال های مناسبتی از صدا و سیما تا ادعیه این ماه که هر روز در تمامی روزنامه ها منتشر می شود می توان بوی ماه رمضان را حس کرد.<br><br>اما لحظات ما قبل افطار امسال یه جورایی مثل همیشه نیست. اون حسی که باید در انسان روزه دار ایجاد کند را نمی تواند به وجود بیارود. البته این بر می گردد به مساله ساده ایی به نام عدم پخش دعای ربنای استاد شجریان!<br>حس و حال و هوای نوستالوژیکی که این صدا و ملودی برای ما ایرانیان دارد بدون شک غیر قابل توصیف است. بیشتر ما ایرانیان وقتی این دعا را با صدای استاد می شنویم ناخداگاه به یاد ماه رمضان و سفره افطار میافتیم!<br><br>اما امسال متاسفانه رسانه به اصطلاح ملی و در واقع میلی ما به علت مخالفت با شخص استاد ما را از شنیدن این صدای گرم و دلنشین محروم کرده است! رسانه ایی که به واقع باید حامی ملتش باشد و باید حتی اگر شخص استاد هم درخواست عدم پخش ربنای خویش را داشت با وی مذاکره می کرد تا میلیون ها روزه دار را راضی و خشنود نگاه دارد در حالی که بارها استاد تاکید کرده است که این دعا برای ملت خوانده شده است و ربطی به مناقشه و دعوایش با صدا و سیما ندارد این صدا را از ملت می گیرد تا صدای خس و خاشاک به گوش ملت خص و خاشاک نرسد!<br><br>شاید هیچ وقت فکر نمی کردیم روزی برای شنیدن صدای شجریان که سبکش دلخواه خیلی از بچه های نسل ما نیست باید روی به اینترنت و دانلود ربنایش بیاوریم تا شاید بتوانیم با گوش دادن آن، حس و حال لحظات ملکوتی اذان مغرب های سنوات گذشته را زنده کنیم!<br><br></div>