تبلیغات
مستر ژورنالیست - مطالب ابر تماشاگران امروز

کودتای بحث برانگیز 15 جولای در ترکیه در حال تبدیل شدن به یکی از تاریخی ترین نقاط عطف تاریخ معاصر خاورمیانه است. رجب طیب اردوغان که به نظر می رسید کارش در شامگاه 15 جولای رو به اتمام است حالا با قدرت بیشتری در ترکیه حکمرانی می کند. او موفق شد با کمک مردم کودتای ارتش را ناکام بگذارد و حالا محبوب تر از همیشه جلوه کند.

گرچه در مورد کودتای ترکیه فرضیه های فراوانی مطرح شده و بعضی ها حتی ریشه شورش ارتشی ها را دستورات پنهانی خود آقای اردوغان می دانند اما به هر حال قرائت رسمی در ترکیه حاکی از آنها است که ارتشی های نزدیک به فتح الله گولن، منتقد اصلی دولت اردوغان دست به کودتا زده اند.

اردوغان حالا دشمنی اش را با هواداران گولن (که در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند) افزایش داده. او در چند هفته گذشته اکثر نزدیکان گولن در ترکیه را دستگیر کرده، مدارس مذهبی مرتبط با گولن را بسته و حتی ممکن است به زودی شرکت های اقتصادی نزدیک به هواداران گولن را هم توقیف کند. خلاصه کودتا برای هر کس نان نداشت برای اردوغان و یارانش حسابی داشت.

اما راز محبوبیت اردوغان در شهرهای بزرگ و مهمی همچون استانبول و آنکارا که مردم حاضر می شوند به خاطر فرمان رییس جمهور به خیابان بروند و جلوی تانک های ارتش صف آرایی کنند چیست؟ چرا اردوغان، هم در شهرهای کوچک و هم در شهرهای بزرگ طرفدار دارد؟
 خب دلایل ساده ای در این بین وجود دارد. اردوغان مذهبی است و بعد از حضور دولت های لیبرال و لاییک قبلی، موفق شده یک دولت اسلام گرا را تشکیل دهد. این موضوع باعث می شود تا شهرهای کوچک که عمدتا افراد مذهبی در آن زندگی می کنند، حسابی طرفدار حزب عدالت و توسعه، حزب آقای اردوغان شوند.
 
از ابراهیم تاتلیس تا تارکان، همه طرفدار اردوغان

این موضوع حتی در استانبول هم صدق می کند. عده کثیری از ترک های ساکن در استانبول مذهبی هستند و از خلق و خوی اسلامی دولت فعلی ترکیه لذت می برند اما محبوبیت اردوغان و یارانش یک دلیل سرراست دیگر هم دارد؛ اقتصاد رو به رشد. ترکیه در 10 سال گذشته و همزمان با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، به معنای واقعی طعم پیشرفت و توسعه اقتصادی را چشیده است.

این کشور که زمانی جمعیت بیکار آن باعث زحمت توریست ها می شد (حتما پدران یا پدربزرگ های تان خاطره هایی از سفرهای قدیم شان به ترکیه در این باره برای شما تعریف کرده اند)، حالا تبدیل به یکی از وزنه های اقتصادی در منطقه شده است. جمعیت بیکار ترکیه به شدت کم شده و چرخ های اقتصادی این کشور در طول یک دهه گذشته با شتاب بیشتری چرخیده اند.

با این همه، این تمام راز محبوبیت اردوغان در ترکیه نیست. با وجود محدود کردن رسانه ها و حتی کم کردن بعضی از آزادی های موجود در ترکیه، او طرفداران کثیری در بین سلبریتی های ترک دارد. اردوغان و حزبش حامیان زیادی در بین هنرمندان، نویسندگان، ورزشکاران، بازیگران و موزیسین های ترکیه دارند. در گزارش پیش رو مواضع سلبریتی های مشهور ترکیه در مواجهه با کودتای نافرجام ارتش این کشور در شامگاه 15 جولای را مرور می کنیم.
 
سلبریتی ها در خدمت سیاست
چند روز بعد از کودتای نافرجام ارتش ترکیه، گروهی از برجسته ترین چهره های فرهنگی و هنری با امضای بیانیه ای از دولت حمایت کردند. این بیانیه که «نه به کودتا» نام دارد، توسط بازیگران، خوانندگان و هنرمندان بنامی همچون برن ساعات (بازیگر نقش فاطما گل و ثمر در سریال عشق ممنوعه)، برگوزار کورل (بازیگر نقش فریده در سریال کارادایی)، انگین آلتان دوزیاتان، مریم اوزرلی (بازیگر نقش خرم سلطان)، ابراهیم تاتلیس (خواننده مشهور ترکیه ای)، اورهان گنجه بای، اورهان پاموک، ییلماز اردوغان و تارکان، امضا شده است.
 
از ابراهیم تاتلیس تا تارکان، همه طرفدار اردوغان
 
در این بیانیه آمده است: «ترکیه در شب پانزدهم جولای با موج جدیدی از اقدامات کودتا علیه دولت مواجه شد. مردم غیور کشورمان که برابر کودتاگران ایستادگی کردند، گلوله باران شدند. ما 200 نفر را از دست دادیم. طراحان کودتا، 11 بار مجلس ملی ترکیه را به توپ بستند. همان طور که این بیانیه را امضا کرده ایم، ما برابر این اقدامات شنیع در کنار دولت مان می ایستیم. همچنین از قهرمانان مان با احترام یاد می کنیم؛ قهرمانانی که زندگی شان را در حالی که برابر ظلم ایستادگی کرده بودند، از دست دادند.»

سلبریتی ها همچنین اتحادشان را با مردم و دولت در شبکه های اجتماعی ابراز کردند. گولین ارگن، بازیگر و خواننده مشهور ترک در حساب توییترش که بیش از چهار میلیون دنبال کننده دارد، نوشته است: «ما از هم جدا نخواهیم شد. کسانی که لباس های نظامی پوشیده بودند و باعث جاری شدن خون در کشورمان شدند، نمی توانند مقابل اتحاد ما بایستند.»

حدیثه، دیگر خواننده مشهور ترک نیز با 5.2 میلیون فالوئرکننده اش این جمله را به اشتراک گذاشته است: «خدا کشور زیبای مان را حفظ کند. امیدوارم هیچ شب سیاه دیگری همچون شب گذشته نبینیم.»

نیران اونسال، خواننده پاپ ترکیه ای هم در مصاحبه با خبرگزاری آنادولو گفته که اتفاقات را از همان دقایق ابتدایی دنبال می کرده است: «من اقدامات این دشمنان و خائنان را محکوم می کنم. من این کار را به عنوان یک مادر، یک شهروند متعهد و همچنین یک موزیسین تقبیح می کنم.»
 
از ابراهیم تاتلیس تا تارکان، همه طرفدار اردوغان
 
هولیا افشار، خواننده و بازیگر باسابقه ترک هم یکی از اولین سلبریتی هایی بود که کودتا را محکوم کرد. او در این باره گفته است: «من از صمیم قلب از رهبران احزاب سیاسی که از رییس جمهورمان در این فضای فاجعه بار مایت کردند، نهایت تشکر را دارم. امیدوارم اتحاد عمومی، اتحادی که اشک های من را جاری کرد، ادامه داشته باشد. من برای کسانی که از دست دادیم خیلی ناراحتم و طراحان کودتا را به شدت محکوم می کنم؛ کسانی که هیچ کاری نمی کنند به جز رویاپردازی در مورد ترور رییس جمهورمان.»

او در ادامه اضافه کرده است: «از صمیم قلب ایمان دارم که اگر ما با هم باشیم، روزهای صلح آمیز در سایه اتحادمان پیش رو است. ما باید به دنبال این هدف باشیم که جامعه ای سختکوش و قدرتمند بسازیم؛ جامعه ای که مقابل هیچ کسی به زانو در نیاید. ما تنها در صورتی می توانیم موفق شویم که اتحاد داشته باشیم؛ دقیقا همان کاری که الان می کنیم.»

عالیشان، دیگر خواننده سرشناس ترک هم با این توییت نسبت به کودتا واکنش نشان داده است: «هیچ کس نمی تواند ما را از هم جدا و این کشور را نابود کند.» جالب اینجاست که عده ای از این هنرمندان در ماجرای پارک گزی در سال 2013 که منجر به اعتراضات فراوانی شد، علیه دولت اردوغان فعالیت کرده بودند اما حالا فضا را برای انتقاد از دولت اردوغان مناسب نمی بینند و در بین دو گزینه دولت و ارتش، بدون هیچ تردیدی از دولت حمایت می کنند.

مورد جالب اورهان پاموک
احتمالا نام اورهان پاموک را شنیده اید. نویسنده مشهور ترک که ترجمه کتاب هایش در ایران هم حسابی خریدار دارد. این کاندیدای نوبل ادبیات، سه ماه پیش در گفتگویی با یک مجله ایتالیایی حسابی از خجالت دولت مستقر در ترکیه در آمده بود: «مردم ترکیه نسبتا با تمام مشکلات موجود در جهات به صورت یکجا دست و پنجه نرم می کنند. آنها از ساختار دموکراسی موجود و عدم آزادی بیان در کشور رنج می برند.» اما حالا حتی پاموک هم طرفدار اردوغان شده و همانطور که در بالا اشاره شد، پای بیانیه های ضد کودتا را امضا می کند. در واقع او بیشتر طرفدار دموکراسی و صندوق رأی است تا اینکه مستقیما از شخص اردوغان حمایت کند.
 
از ابراهیم تاتلیس تا تارکان، همه طرفدار اردوغان
 
حمایت سرسختانه خواننده مشهور از دولت
مصطفی ککلی، خواننده مشهور ترک هم یکی دیگ راز هنرمندانی است که به حمایت از دولت پرداخته و کودتا را محکوم کرده است. این خواننده 35 ساله در اکانت رسمی اینستاگرامش با انتشار عکس های مختلف، واکنش خود را نسبت به اتفاقات اخیر کشورش نشان داده است. او که در روز کودتا در خارج از کشور به سر می برد، فردای آن به ترکیه بازگشت و با انتشار عکسی از خود و خانواده اش در فرودگاه نوشت: «چمدان های مان را در خانه می گذاریم و پس از آن مستقیم به میدان ها می رویم تا از دولت مان دفاع کنیم.»
 
از ابراهیم تاتلیس تا تارکان، همه طرفدار اردوغان
 
آردا توران و فاتح تریم هم دست کمی از هنرمندان ندارند
ستاره بی چون و چرای فوتبال ترکیه، آردا توران هم یکی از طرفداران سرسخت دولت رجب طیب اردوغان است. او جمعه بعد از کوتا نزد رییس جمهور رفت تا به عنوان نماینده تیم ملی فوتبال این کشور، مراتب حمایتش از دولت بر آمده از حزب عدالت و توسعه را اعلام کند. در این نشست، فاتح تریم، سرمربی تیم ملی ترکیه و ایلدریم دمیرون، رییس فدراسیون فوتبال این کشور هم آردا را همراهی می کردند.

نشستی در کاخ ریاست جمهوری در آنکارا برگزار شد. آن طور که خبرگزاری آنادولو گزارش داده، توران در این نشست با تمجید از مردم کشورش خطاب به آنها گفته: «تمامی شما قهرمانان ما هستید. قهرمانان واقعی. شما شوق دموکراسی را به جهانیان نشان دادید. شما ثروت مملکت هستید. شما خودتان را به خاطر رهبر ما به خطر انداختید. شما و رییس جمهور ما از دموکراسی محافظت کردید.»

البته این برای اولین بار نیست که آردا توران درباره مسائل سیاسی کشورش نظر می دهد. او سه روز قبل از این نشست هم در اینستاگرام خود با پست عکسی از اردوغان نوشته بود: «فرمانده کل قوای من تو هستی».

البته در تیم ملی فوتبال ترکیه فقط توران طرفدار اردوغان نیست. بوراک ایلمار، دیگر لژیونر فوتبال ترکیه که در چین توپ می زند هم در اینستاگرامش از دولت قانونی ترکیه حمایت کرده بود. او بعد از کودتای ناکام ارتش نوشته بود: «در روزهای سختی که برای دموکراسی کشورمان به وجود آمده، ما تا پایان طرف شما هستیم آقای رییس جمهور عزیز.»

بد نیست بدانید روز بعد از کودتا سه باشگاه بزرگ ورزشی این کشور یعنی گالاتاسرای، فنرباغچه و بشیکتاش هم با صدور بیانیه ای حمایت بی چون و چرای خود از دولت آقای اردوغان را اعلام کردند. البته کودتا باعث شده تا زندگی در ترکیه به طور کلی تغییر کند و فوتبال هم بدون شک از این ماجرا مصون نمانده است.

نمونه اش ماریو گومز، ستاره فصل گذشته سوپرلیگ ترکیه است که آقای گل مسابقات هم بود اما به دلیل کودتا فرار را برقرار ترجیح داد. گزارش شده که در شب کودتا یک هلی کوپتر نظامی که متعلق به کودتاگران بوده در استادیوم اصلی بشیکتاش فرود آمده و همین باعث وحشت گومز شده است.
 
سلبریتی ها در خدمت سیاست
 
ستاره های تلویزیون هم طرفدار اردوغان هستند
روزنامه دیلی صباح ترکیه که ورژن انگلیسی درست و درمانی دارد در مورد خدمت ستارگان دنیای هنر ترکیه به اردوغان و یارانش نوشته: «کودتای ناموفق هفته گذشته که به «کودتای گولن» مشهور شد با واکنش هنرمندان ترک روبرو شد. علاوه بر خوانندگانی که به حمایت از دولت پرداختند، هنرمندان سینما و تئاتر هم صدای اعتراض خود نسبت به این اتفاق را به گوش جهانیان رساند. سازمان سینما و تئاتر و همچنین بازیگران ترکیه واکنش تند و تیزی نسبت به کودتای اخیر نشان دادند. اعضای سازمان بازیگران تئاتر و بازیگران سازمان استانبول متروپولیتان (BB) به دنبال برگزاری یک راه پیمایی به نام «زنده باد دموکراسی» هستند تا کودتایی که توسط سازمان گولنیست برنامه ریزی شده بود را محکوم کنند. 

بنا بر بیانیه این سازمان، این راهپیمایی به رهبری بازیگران BB از مقابل سالن تئاتر هاربیه محسن ارتورول شروع خواهد شد. در این بیانیه ضمن محکومیت کودتا، آمده است: «کودتا به لطف ایستادگی شهروندان غیور ترک، ایستادگی قهرمانانه نیروهای پلیس و همچنین اعضای وفادار نیروی ارتش ترکیه، سرکوب شد. برنامه ریزی و اجرای این کودتا توسط خائنین صورت گرفته است. ما امیدوار به ادامه حفظ روحیه همبستگی میان احزاب مختلف با حزب حاکم و همچنین رجب طیب اردوغان، رییس مجلس و رییس جمهور، هستیم. زنده باد دموکراسی و زنده باد آزادی.» این بیانیه همچنین به خانواده های عزاداری که برای دموکراسی شهید داده اند، تسلیت گفته است.

اعضای سریال بازگشت ارتورول هم در ویدیویی که در توییتر منتشر شده، عکس العمل خود را به این اتفاق نشان دادند. انگین آلتان دوزیاتان بازیگر سریال، در این ویدیو می گوید: «ما در برابر کسانی که دموکراسی را نادیده گرفته اند، یک قدم هم عقب نمی رویم.» هولیا دارجان بازیگر این سریال و همچنین بازیگر نقش ملک در سریال دیلا خانم هم می گوید: «ما به هیچ کس اجازه نمی دهیم علیه دموکراسی اقدامی کند.» اسرا بیلگیچ هم در ادامه فیلم اضافه کرده است: «برای آینده ای شاد و صلح آمیز برای فرزندان مان، خیابان ها را رها نمی کنیم.» 
 
از ابراهیم تاتلیس تا تارکان، همه طرفدار اردوغان
 
گونای، کارگردان سریال هم با تکرار صحبت های بیلگیچ می گوید که خیابان ها را رها نمی کنیم. بوزداق، تهیه کننده این فیلم هم در انتها می گوید: «ما برای برپایی عدالت و همچنین آزادی تا پایان می ایستیم.» در پایان این فیلم جمله ای از آیبرک پکجان و جاویت چتین گونر، دیگر بازیگران این سریال، روی صفحه نمایش حک می شود که می گوید: «ما تسلیم ظلم و ستم نمی شویم، ما با تمام قدرت مقابل کودتا می ایستیم. ما از آرزوهای مردم ترکیه حمایت می کنیم.»


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید



درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!
 یک پسر جوان در یک شب نسبتا سرد، با تاکسی پدرش خانه را به مقصد یک مهمانی ترک می کند. در بین راه مجبور می شود دختر جوانی را به عنوان مسافر به جایی برساند. شب را با او می گذراند و ساعاتی بعد که بیدار می شود دختر را غرق در خون می بیند. پسرک قصه خیلی زود متهم به قتل می شود. این خلاصه ای است از قسمت اول سریال The Night of یا «شب».

خلاصه ای که می توان برای کل فصل اول نوشت. پسرک قصه یک شهروند آمریکایی با اصالت پاکستانی است و همین باعث می شود تا سریال به نحو زیرکانه ای مشکلات زیرپوستی خانواده های مسلمان ساکن در آمریکا را بررسی کند. این بار آنها نقش منفی های مطلق سریال های معمول آمریکایی نیستند و از اتفاق، خود، قربانی دستگاه قضایی آمریکا می شوند.

سریال خیلی زود محبوب می شود
در حالی که در شروع از پخش سریال «شب» کمتر منتقدی روی آن مانور می داد و خیلی ها ساده از آن می گذشتند. با اوج گرفتن داستان جذاب سریال، خیلی زود بیننده های آن فزونی گرفتند. نمره سریال در همان شب های اول پخش با ارقام خوب 8 و 9 همراه شد و خیلی زود توجه رسانه های آمریکایی را به خود جلب کرد...
روزنامه واشنگتن پست بعد از همان قسمت اول در مقاله ای بلندبالا نوشت: «آیا سریال The Night of خیلی زود در لیست هیت های تلویزیون قرار می گیرد؟»

جواب منتقد این روزنامه به سوال مطرح شده مثبت بود. به ویژه اینکه تهیه کنندگان سریال افراد نام آشنایی بودند. البته این فقط آمریکایی ها نبودند که سریال را دوست داشتند. پاکستانی ها و هندی های سرتاسر جهان هم به دلیل هم ذات پنداری با شخصیت های سریال از آن استقبال کردند و البته در ایران هم سریال به دلیل حضور پیمان معادی مورد توجه قرار گرفت.

سریال به بررسی تحقیقات پلیس و رسیدگی های قانونی حول محور یک پرونده جنایی پیچیده می پردازد که این جوان پاکستانی به عنوان متهم ردیف اولش شناخته می شود. اغلب صحنه های این سریال در منطقه منهتن نیویورک می گذرد و بازه زمانی آن پس از 11 سپتامبر است که جوی ناخوشایند علیه مهاجران خاورمیانه ای آمریکا وجوددارد.

نقش پیمان معادی
نقش اول فیلم را «ریزاحمد» بازی می کند. همان پسرک اول داستان است. پیمان معادی ما هم نقش پدر ریزاحمد که در فیلم، نصیر خان صدا می شود را دارد. اسم شخصیتی که معادی بازی می کند، سلیم خان است. معادی همچون نقش اول فیلم در تمام اپیزودهای فصل اول بازی کرده است و در سایت آی ام دی بی هم اسمش به عنوان شخصیت دوم سریال درج شده. اگرچه قطعا نقش John Turturro از پیمان در سریال پررنگ تر است، معادی به خوبی توانسته نقش یک پدر خاورمیانه ای را  در فیلم بازی کند و از این رو نقدهای خوبی هم نصیبش شده.
 
درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!
 
پشت پرده سریال چه کسی قرار دارد؟
استیون زایلیان، نویسنده فیلم هایی همچون Moneyball، Gangs of New York و Schindler’s List یکی از نویسندگان سریال است. او اولین پروژه تلویزیونی خود را با همین سریال کلید زده و حسابی هم مورد توجه قرار گرفته. استیون هر هشت قسمت اول سریال را خودش نوشته. البته به همراه ریچارد پرایس که حرفه اصلی اش رمان نویسی است.

فیلم هایی که او نوشته همگی دارای نقاط انسانی ویژه ای است. به خصوص لیست شیندلر که شاید اوج کار او باشد. سریال «شب» در ادامه چنین فیلم هایی است.
 
درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!
 
سریال، کپی برداری از یک اثر انگلیسی است!

از همان اول اعلام شده بود که سریال یک برداشت از مجموعه تلویزیونی محبوب Criminal Justice یا «عدالت کیفری» است که در سال 2008 از شبکه بی بی سی پخش شده بود. سریالی که پیتر مفات آن را نوشته بود.

جالب اینجاست که سریال عدالت کیفری هم در زمان پخش خود تحسین های بسیاری را موجب شد. این سریال در دو فصل پنج قسمتی پخش شد و داستان سفر فردی به درون دستگاه عدالت آمریکا را روایت می کرد. در فصل اول سریال «بن ویشاو» نقش مرد جوانی را بازی می کرد که متهم به قتل شده است.
 
این فصل توسط «اوتو باثورست» و «لوک واتسون» کارگردانی شد. فصل دوم سریال که در سال 2009 روی آنتن رفت، روایتگر داستان زنی بود که شوهرش را کشته بودند. «یان دیمانگ» و «مارک جابست» فصل دوم سریال را کارگردانی کردند. فصل اول سریال موفق به دریافت دو جایزه بهترین سریال درام و بهترین نویسندگی از آکادمی جوایز تلویزیون بریتانیا شد. همچنین سه جایزه از انجمن جوایز تلویزیون رویال و یک جایزه بین المللی نیز دریافت کرد.

نقدخوانی منتقد لس آنجلس تایمز
درام جنایی «شب» (The night of)، ساخت شبکه HBO این روزها به یکی از اعتیادهای جدید عاشقان سریال ها تبدیل شده است؛ درامی که یک شخصیت مسلمان آمریکایی دارد و بیننده را بر سر یک دوراهی قرار می دهد که آیا او واقعا بی گناه است یا گناهکار.

این مینی سریال به خوبی توانسته نه تنها لایه های شخصیت اصلی داستان یعنی نصیر خان را به تصویر بکشد بلکه به طبقه اجتماعی خانواده ای مهاجر که درگیر مسائل حقوقی و اخلاقی وحشتناکی شده اند، با ظرافت تمام پرداخته است. این سریال برخلاف سریال های دیگر همچون میهن (Homeland)، ستمگر (Tyrant) و... که در آن شخصیت مسلمان داستان درگیر مسائل تروریستی و جنگی است، به کاراکتر اصلی از زاویه یک انسان معمولی و یک شهروند آمریکایی نگاه کرده است.

«خان» یک دانشجوی ساده و بی شیله پیله است که زندگی آرامی در خانه کنار خانواده پاکستانی اش دارد تا اینکه یک شب دزدکی تاکسی پدر را بر می دارد و برای گردش به شهر می رود و از همین جا داستان شروع می شود. او با دختری آشنا و در پایان شب به اتهام قتل دستگیر می شود؛ قتلی که «خان» آن را به یاد نمی آورد.

نصیر در طول جلسات دادگاهش با تبعیض های نژادی و طبقاتی زیادی مواجه می شود که نقشی کلیدی در سرنوشت او ایفا می کند. به عقیده بسیاری، این سریال در بهترین زمان ممکن در سراسر دنیا پخش شد. درست در دورانی که بی اعتمادی به مسلمانان به اوج رسیده بود و مسلمانان در کشورهای غربی آرامش نداشتند، ریچارد پرایس و استیون زایلیان، سازندگان «شب...» درست پیش از کمپین دونالد ترامپ علیه ممنوعیت جدید بر ضد مهاجران مسلمان، شروع به ساخت این مینی سریال کردند.
 
درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!

در حالی که اسلام هراسی در آمریکا هر روز پررنگ تر می شد، شخصیت و کارهای «خان»، خانواده اش و محله زندگی شان باعث شد تا نگاه ها اندکی به این قشر از جامعه تغییر کند و همین باعث موفقیت دوچندان این سریال شد. در قسمتی از سریال زمانی که دادستان، اتفاقی قدیمی در مورد «خان» و یک دانش آموز دیگر در گذشته را بررسی می کند، «خان» جمله ای می گوید که همه را متاثر می کند.

«خان» در مورد اینکه چرا در کودکی مورد خشونت قرار گرفته، می گوید: «من کلاس پنجم بودم که برج های دوقلو فرو ریخت. من نمی فهمیدم که چرا کتک می خورم، چرا برادر کوچکم کتک می خورد. چرا پدم در تاکسی اش دوبار از ماشین به بیرون کشیده شد. آنجا برای بچه های پاکستانی، بچه های آفریقای شمالی و هر بچه مسلمان دیگری یک کشتارگاه به حساب می آمد.شما تلاش کردید ایستادگی کنید ولی فقط همه چیز را بدتر کردید.»

به عقیده منتقدان اگر شخصیت اصلی داستان فردی غیرمسلمان بود، این سریال هم یکی دیگر از سریال های جنایی با موضوعی رازآلود بود که هیچ وقت به موفقیت کنونی دست نمی یافت. دلیل اصلی دیده شدن این سریال حضور «خان» به عنوان کاراکتر اصلی و نحوه برخورد با او به عنوان یک شهروند مسلمان آمریکایی است.
 
درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!
 
سورپرایز بعدی HBO

شبکه HBO به عنوان قدرتمندترین شبکه ساخت سریال شناخته می شود. کافیست نگاهی به کارنامه باشکوه این شبکه داشته باشید تا به صحت این موضوع پی ببرید: کارآگاهان حقیقی (True Detective)، بازی تاج و تخت (Game of Thrones)، وینیل (Vinyl)، وایر (The Wire) و...

حالا خبر رسیده این شبکه محبوب، سریالی جدید با نام دنیای غرب (Westworld) در راه دارد. سریالی که به عنوان سفری ادیسه ای با توجه به موضوع هوش مصنوعی و آینده جهان از آن یاد شده است. این سریال دست اندرکاران بنامی دارد که همین موضوع باعث شده علاقه مندانش برای پخش آن روزشماری کنند. جاناتان نولان، برارد کوچکتر کریستوفر نولان (خالق سه گانه بتمن، اینتراستلار و...) و لیسا جوی نویسندگی این سریال را برعهده گرفته اند و جی جی آبرامز هم به عنوان یکی از مجریان طرح در این پروژه حضور دارد.

برایان برک که در کارنامه اش کارگردانی سریال هایی همچون لاست را دارد، کارگردانی این سریال را بر عهده گرفته است. از دیگران ستاره های هالیوودی که در این سریال نقش آفرینی می کنند می توان به سر آنتونی هاپکینز و اد هریس اشاره کرد.
 
این سریال تا حدودی براساس فیلمی با همین نام، اثر مایکل کرایتون در سال 1973 ساخته شده است که داستان آن براساس یک پارک تفریحی به نام دنیای غرب (Westworld) است که آنتونی هاپکینز در نقش یک مخترع، هدایت ربات های انسان نما را برعهده دارد. بد نیست بدانید اولین قسمت این مجموعه، یک شنبه یازدهم مهر ماه از شبکه HBO پخش خواهدشد.
 
درباره سریال محبوب این روزهای آمریکا و ایران!
 
چند نکته حاشیه ای از سریال
ابتدا قرار بود نام سریال «شب»، «جنایت» باشد. قرار بود «جیمز گاندولفینی» نقش «جک استون» وکیل دادگستری را بازی کند اما «گاندولفینی» در 19 ژوئن 2013 درگذشت. سپس «رابرت دنیرو» جای او را گرفت و دست آخر «جان تور تورو» جایگزین «دنیرو» شد.

جک استون در این فیلم نقش یک وکیل دادگستری را بازی می کند که پرونده «نصیر خان» یک پاکستانی متهم به قتل را می پذیرد. روزنامه دیلی تلگراف انگلیس پیش بینی کرده است که این سریال جایزه بهترین سریال امسال آمریکا را از آن خود می کند.


برای خواندن مطلب کامل روی این لینک کلیک کنید


در هفته های اخیر خبر جالبی از رسانه های اسپانیایی مخابره شد: «یک داور زن به دلیل شنیدن توهین جنسیتی، بازی دوستانه بین تیم فوتبال مردان EU و والاس در ایالات کاتالانیا را متوقف کرد».

ماجرا از چه قرار بود؟ ظاهرا در این دیدار دوستانه، تماشاگران خطاب به داور مسابقه شعار داده اند که «بهتر است به خانه برگردی و ظرف ها را بشویی». شعاری که اصلا به مذاق خانم مارتا گالگو خوش نیامد و سریع دستور قطع بازی را داد. دلیل؟ سکسیسم یا همان توهین جنسیتی خودمان.

این داور بعد از پایان بازی گفت: «من به خاطر جامعه زنان این کار را انجام ندادم بلکه به خاطر شخصیت خودم تصمیم به این کار گرفتم. تحمل این شعارها برای من بسیار سخت بود و به همین خاطر تصمیم گرفتم بازی را لغو کنم. هر چند می دانم بازیکنان دو تیم می خواستند به بازی ادامه دهند».

البته رسانه های اسپانیایی نوشته اند این بازی با اندکی تاخیر دوباره از سر گرفته شده است اما حرکت داور مسابقه دوباره بحث «تبعیض جنسیتی در ورزش» را باز کرده است...

وقتی اسپانسرها هم مردانه فکر می کنند

همین یک سال پیش بود که طراحی پیراهن زنانه تیم فوتبال منچستر یونایتد توسط شرکت تولید لوازم ورزشی آدیداس حسابی حاشیه ساز شد. گروهی از هواداران منچستر یونایتد در شبکه های اجتماعی طراحی این لباس را پایین آورنده شان و شخصیت هواداران خانم منچستر یونایتد می دانستند. نشانه ای از تبعیض نژادی و رویکرد نابرابر آدیداس برای هواداران زن و مرد. آنها با انتقاد از تنگ تر بودن این پیراهن در قیاس با مدل مردانه اش و نامناسب بودن یقه آن (باز بودنش) نسبت به پیراهنی که شرکت نایکی برای منچستر یونایتد تولید می کرد، آن را زننده و نشانه ای از تبعیض جنسیتی توصیف می کردند.
 
 جایی برای خانم ها نیست

این مساله ابتدا تنها به آدیداس بر نمی گردد و نسبتا اکثر لباس هایی که کمپانی های ورزشی برای خانم ها تولید می کنند همین ویژگی ها را دارد. استدلال شرکت های تولیدی البته این است که زن ها به طور طبیعی لباس های تنگ تر و بازتر را دوست دارند؛ مساله ای که همچنان درباره اش اتفاق نظر وجود ندارد.

جنجال گالا 2014
 
مراسم انتخاب توپ طلا یکی از آن مراسم هایی است که همیشه به مردانه بودن متهم شده است. این مساله در سال 2014 حسابی دردسرساز شد. وقتی که تصاویر نامزدها و چیدمان نشستن آنها روی صندلی ها توسط دوربین های حاضر در مراسم به جهان مخابره شد، علاقه مندان بحث های جنسیتی خیلی زود قلم های شان را تیز کردند: «لیونل مسی و کریستیانو رونالدو با چهره هایی بشاش و با اعتماد به نفس کامل در ردیف اول سالن نشسته اند. پشت سر آنها نادینه کسلر، ابی وامباچ و مارتا قرار دارند؛ یعنی سه کاندیدای دریافت جایزه برترین بازیکن زن دنیا. این سه، انگار نه انگار که کاندیداهای کسب عنوان برترین بازیکن زن جهان در سال 2014 هستند. آنها با احترام کمتری پشت سر دو ستاره مغرور دنیای فوتبال یعنی مسی و رونالدو نشسته اند و در انتظار اعلام نام برنده نهایی جایزه برترین بازیکن زن دنیا هستند.

چه کسی گفته وقتی سوپراستارهایی مثل مسی و رونالدو هستند به زنان فوتبالیست نباید اهمیت داده شود؟! اصلا چه کسی گفته مارتا، کسلر و وامباچ باید در ردیف عقب بنشینند؟! توپ طلای مردان و جذابیت های فوتبال مردان خیلی خیلی بیشتر از فوتبال نه چندان جذاب زنان اهمیت دارد اما مسوولان برگزاری جشن سالانه توپ طلا مجازند «جسن دوم» را بر ردیف دوم بنشانند و به جای آن کریستیانو رونالدوی مغرور را که از سر غرور حتی از نگاه کردن به استفانی روچه، کاندیدای زن زننده زیباترین گل سال اجتناب می کند را به ردیف اول دعوت کنند و لیونل مسی با آن کت و شلوار عجیبش را هم کنار او بگذارند؟».

چرا مدیر زن نداریم؟

با اینکه در سال های گذشته زن ها جایگاه بهتری در فوتبال و به طور کل در ورزش یافته اند اما آمارها نشان می دهد همچنان ورزش نسبت به سایر مقوله های جامعه، بسیار مردانه تر است. هنوز هم اختلاف دستمزد ورزشکاران زن و مرد از زمین تا آسمان است و هنوز هم قاضیان و مدیران زن کمتری در ورزش و فدراسیون های جهانی دیده می شوند.
 

مثلا بد نیست بدانید فیفا مدت هاست از سوی گروه های مدافع حقوق زنان تحت فشار قرار دارد که چرا نقش زنان در ساختار مدیریتی فیفا و به طور کلی در فوتبال تا این حد پایین است. این گروه ها معتقدند فوتبال کنونی یک ورزش کاملا مردانه است و این نه فقط به خاطر توجه بیشتر به بازی فوتبال بین مردهاست بلکه به موانع موجود برای رشد مدیران زن در ساختارهای فیفا و کنفدراسیون های زیرمجموعه اش هم بر می گردد.

واقعیت این است که تعداد تصمیم گیران زن فوتبال در کل دنیا بسیار بسیار پایین است. براساس آماری که فیفا در سال 2014 منتشر کرد، تنها در هشت درصد کنفدراسیون های عضو، زنی در امور اجرایی تصمیم گیر است. به طور دقیق تر تنها هشت زن در هیات رییسه های کنفدراسیون های عضو فیفا فعالیت می کنند و تنها سه نفر از 24 عضو کمیته اجرای فیفا خانم بوده اند. این آمار بدون درنظر گرفتم مدیران کمیته های زنان است که به طور طبیعی به زنان می رسد. در این سال تنها دو فدراسیون از کل 209 فدراسیون عضو فیفا رییس خانم داشتند؛ یعنی کمتر از یک درصد.

نکته جالب تر اینکه تنها هفت درصد از مربیانی که در فیفا نام شان ثبت شده زن هستند و همه اینها حاکی از آن است که فوتبال ورزشی کاملا مردانه است.

واکنش فیفا به فوتبال مردانه

بعد از اینکه انتقاد گروه های فمینیستی از فیفا بالا گرفت. این نهاد تاثیرگذار ورزشی در سال 2015 همایشی برگزار کرد و در آنجا 171 کشور از جمع 209 عضو تعهد دادند که در ساختار مدیریتی شان به منظور ورود زنان تجدیدنظری جدی انجام دهند.

آن طوری که فیفا می گوید، تحقیقات نشان می دهد که وقتی هیات رییسه یک شرکت دست کم یک زن را به عنوان عضو در خود ببیند، 26 درصد عملکرد مالی بهتری خواهدداشت. همچنین گفته می شود پرداخت سود به هر سهم در هیات مدیره هایی که زنان در آنها حضور دارند، به میزان 56 درصد بهتر از هیات مدیره های کاملا مردانه است. و البته فساد هم در چنین هیات مدیره هایی کمتر است. شاید به همین خاطر بود که جیانی اینفانتینو، رییس جدید فیفا برای اولین بار یک دبیر کل زن را برای خودش انتخاب کرد. دبیر کلی سیاه پوست که قرار است هم تبعیض جنسیتی موجود در فیفا را کاهش دهد و هم تبعیض نژادی را.

مورد عجیب سیلویا برلوسکونی

باربارا برلوسکونی را احتمالا می شناسید. دختر نخست وزیر سابق و جنجالی ایتالیا که در باشگاه پدرش (آ. ث. میلان) برای خودش برو و بیایی دارد. او اکنون عضو هیات مدیره باشگاه میلان است و البته برای تصمیم گیری در دنیای مردانه فوتبال ایتالیا حسابی تحت فشار قرار دارد. باربارا چند سالی است که وارد حیطه مدیریت باشگاه معروف میلانی شده و البته از همان ابتدا با آدریانو گالیانی، نایب رییس باشگاه که اساس همه کار روسونری است درگیر شده.
 
 جایی برای خانم ها نیست

او در سال 2013 استراتژی اقتصادی گالیانی را زیر سوال برد و اعتقاد داشت نرخ بازگشت سرمایه گذاری در فصل نقل و انتقال کم است. در ایتالیا خیلی ها اعتقاد دارند این انتقاد کاملا وارد است. آن هم با توجه به اسراف پول توسط گالیانی برای خرید بازیکنان جدید در آن سال ها و اجازه دادن به پیرلو برای پیوستن به یوونتوس بدون دریافت هیچ پولی (و در واقع کمک به گورخرها برای بردن پشت سر هم عناوین مختلف).

با این همه در میلان این شرایط فرق می کرد. مثلا گتوزو، بازیکن اسطوره ای میلان، در آن ایام در مصاحبه ای آتشین گفت: «من فکر می کنم کسی مانند گالیانی شایسته احترام بیشتری است. من واقعا نمی توانم زنی را در فوتبال ببینم. دوست ندارم این را بگویم ولی همینی است که هست!»

این مساله باعث بروز بحث های جدی در بین علاقه مندان مباحث فمینیستی شد؛ وقتی دختر رییس باشگاه نمی تواند در امور باشگاه تاثیر بگذارد، پس وای به حال دیگر مدیران زن فوتبال دنیا!

مورد جالب بیرمنگام

البته در فوتبال اروپا هستند مدیرانی که توانسته اند موفقیت های خود را جشن بگیرند. یکی از آنها بدون شک کارن بردی، مدیر تیم فوتبال بیرمنگام سیتی انگلستان است. خیلی ها اعتقاد دارند او تا حد زیادی به عنوان موفق ترین زن در فوتبال بریتانیا (در نقش هایی غیر از بازی کردن و مربیگری) شناخته می شود. تیم بیرمنگام سیتی، تحت کنترل او، از لیگ دسته سوم به لیگ برتر صعود کرد و ورزشگاه اندور بازسازی شد.

بردی چند سال پیش در یکی از شبکه های تلویزیونی بریتانیا حاضر شد و خاطرات جالبی از مدیریتش در بیرمنگام تعریف کرد. بردی در این برنامه تلویزیونی توضیح داد که اعضای هیات مدیره سایر باشگاه ها به او به چشم یک همسر مدیر نگاه می کردند و از این مساله گفت که زنان در بعضی از باشگاه ها اجازه حضور در هیات مدیره باشگاه را ندارند.

غرب و شرق ندارد؛ جا برای زنان نیست!

به نظر می رسد وضعیت مدیریت در ورزش حتی در کشورهای لیبرال و مدرنی چون ایتالیا و انگلستان هم با تبعیض های جنسیتی آشکاری مواجه است. حالا حساب کنید اوضاع در سایر کشورها چطور است. به همین خاطر هم بود که چندی پیش کمیته ویژه اتحادیه اروپا از سازمان های بین المللی مستقر در این قاره (از جمله فیفا) درخواست کرده بود حداقل 30 درصد از مدیران را از بین زنان انتخاب کند. این کمیته همچنین به فدراسیون های ملی هم توصیه کرده حداقل 40 درصد هیات رییسه هایش را از میان زنان برگزینند. فیفا هم در اساسنامه جدیدش راهکارهایی برای فرار از این مساله اندیشیده است.
 
 جایی برای خانم ها نیست

در بند 5 ماده 33 اساسنامه جدید آمده است: «اعضای هر کنفدراسیون باید اطمینان یابند که آنها حداقل یک عضو زن جهت عضویت در شورای فیفا انتخاب نموده اند. در صورتی که هیچ کاندیدای زنی توسط اعضای کنفدراسیون انتخاب نشود، پس در نظر گرفته شده برای عضو زن آن کنفدارسیون برای تمایم اعضای آن کنفدراسیون از دست رفته و تا انتخاب بعدی اعضای شورا خالی باقی خواهدماند».

همچنین در بند 2 ماده 52 هم آمده: «کمیته انضباطی و کمیته استیناف شامل یک رییس، یک نایب رییس و تعداد مشخصی از سایر اعضا است. ترکیب ارکان قضایی باید با احترام به توزیع عادلانه مناسب و با در نظر گرفتن فدراسیون های عضو صورت پذیرد. در هنگام پیشنهاد رییس، نایب رییس و سایر اعضای ارکان قضایی به کنگره، شورا باید حضور تعداد مناسبی از نمایندگان زن را مدنظر قرار دهد».

مساله فقط به فوتبال بر نمی گردد

البته تبعیض جنسیتی فقط در فوتبال مورد توجه قرار نگرفته. بسیاری معتقدند این تبعیض ها در دنیای تنیس هم وجود دارد. آنها تفاوت جوایز بخش زنان و مردان مسابقات را یکی از این تبعیض ها می دانند. با این همه کارشناسان (حداقل قسمت عمده ای از آنها) معتقدند که تفاوت کیفی معناداری بین بازی های مردان و زنان وجود دارد و همین فاصله جوایز آنها را توجیه می کند. مثلا همین پارسال بود که ریموند مورد، مدیر اجرایی مسابقات ایندین ولز گفت تنیس زنان برای موفقیت متکی به تنیس مردان است: «اگر تنیس باز زن بودم، هر شب زانو می زدم و به خاطر به دنیا آمدن رافائل نادال، خدا را شکر می کردم. آنها واقعا دارند به تنهایی این ورزش را جلو می برند. در زندگی بعدی ام دوست دارم برای فدراسیون تنیس زنان کار کنم چون کار آنها راحت است و فقط دنباله روی مردان هستند؛ هیچ تصمیم خاصی نمی گیرند و از این نظر خیلی خیلی خوش شانس هستند.

این صحبت ها خیلی زود با واکنش جامعه تنیس زنان رو به رو شد و مدیر ایندینا ولز را گوشه رینگ برد. مثلا سرنا ویلیامز، تنیس باز مشهور آمریکایی گفت: «اینکه گفته ما باید زانو بزنیم، به خودی خود توهین آمیز است. او همچنین گفته ما باید شکرگزار مردان باشیم؛ درواقع خیلی وقت است دوره این حرف ها به سر آمده. پارسال در مسابقات اوپن آمریکا، بلیت فینال زنان خیلی زودتر از مردان به فروش رفت. مگر در آن فینال که بلیت هایش به سرعت تمام شد، نادال یا فدرر بازی می کردند؟ واقعا از شنیدن این حرف ها متعجبم».

با اینکه صحبت های مور بسیار تند بود و زنان حق دارند از دستش ناراحت شوند اما هنوز هم آمار- سرعت سروها (سرویس زدن)، تایم گیم ها و... حکایت از برتری کیفتی بازی مردان دارد.

نوواک جوکوویچ که همین تابستان گذشته فینال یو اس اوپن را به واورینکا واگذار کرد یکی از مدافعان تفاوت جوایز مردها و زن هاست: «آمار نشان می دهد که مسابقات تنیس مردان تماشاگران بیشتری دارد و بلیت بیشتری می فروشد و توجه بیشتری جلب می کند. فکر می کنم این از دلایلی است که ما طبیعتا باید جایزه نقدی بیشتری بگیریم».

البته از 9 سال پیش هر چهار گرنداسلم تنیس، جوایزی یکسان برای قهرمانان زن و مرد جهان در نظر گرفته اند اما در مسابقاتی که صرفا زنان در آن شرکت دارند، جایزه کمتری به تنیس بازان می رسد. دلیلش هم این احتمالا به همان حرف های جو کو بر می گردد. در سال 2015، 973 میلیون نفر بازی مردان را تماشا کردند و 359 میلیون نفر بازی زنان را.

المپیک و مساله زنان
 
 جایی برای خانم ها نیست

المپیک یکی از آن معرکه هایی است که خیلی روی روح پهلوانی آن تبلیغ می کنند. اینکه مسابقاتی است برای نزدیک تر کردن آدم ها به یکدیگر. البته در این بین باز هم بحث هایی در مورد تبعیض جنسیتی موجود در المپیک وجود دارد. از سال 1900 و زمانی که بانوان اجازه شرکت در مسابقات المپیک را یافتند، این بحث ها همیشه وجود داشته است. به عنوان مثال، زنان تا قبل از المپیک سال 1968 اجازه نداشتند در مسابقات دوی بالای 200 متر شرکت کنند. همزمان با تاسیس کمیته بین المللی المپیک در 23 ژوئن 1894، رقابت ها مرد سالارانه برگزار می شد و کسی به حضور ورزشکاران زن در این رقابت ها اهمیت نمی داد. تا سال 1924 کمتر از 100 ورزشکار زن در بازی های المپیک حضور داشتند و فقط شرکت در رقابت های محدودی مانند شنا، شیرجه و تنیس برای آنها امکان پذیر بود. زمانی که در المپیک 1928 آمستردام، زنان اجازه یافتند در ماده های مختلف دو و میدانی حضور یابند، تحولی بزرگ در این رقابت ها به وجود آمد. البته در همان زمان نیز زنان اجازه نداشتند در مسابقات دوی 800 متر شرکت کنند زیرا کارشناسان کمیته بین المللی المپیک معتقد بودند دویدن در مسافت طولانی برای سلامت زنان مضر است.

در المپیک 1968 این قانون برچیده شد و حتی در المپیک 1984 زنان اجازه یافتند در دوی ماراتن به رقابت بپردازند. در المپیک 2012 تعداد بانوان ورزشکار کاروان اعزامی آمریکا برای اولین بار در طول تاریخ از تعداد مردان بیشتر بود. البته در المپیک امسال کاروان های بیشتری بودند که تعداد زن های شان از ورزشکاران مرد بیشتر بود؛ مثلا همسایه شمالی آمریکا یعنی کانادا.

المپیک 2012 لندن همچنین اولین المپیکی بود که در آن در کاروان های ورزشی تمامی کشورهای شرکت کننده، ورزشکاران زن نیز حضور داشتند. عربستان تا پیش از این تاریخ، به زنان کشورش اجازه حضور در این بازی ها را نمی داد. پس از آنکه جامعه جهانی، ریاض را تحت فشار گذاشت و تهدید کرد کاروان سعودی را از شرکت در بازی های المپیک محروم خواهدکرد، این کشور دو ورزشکار زن به مسابقات اعزام کرد. قطر و برونئی هم برای اولین بار ورزشکاران زن را در بازی های لندن شرکت دادند.

پایگاه لااستریت مدیا بعدها درباره دو ورزشکار زن سعودی نوشت: «این دو ورزشکار توفیقی در مسابقات لندن کسب نکردند و پس از بازی ها هم فراموش شدند و هرگز مورد حمایت کشور متبوع شان قرار نگرفتند. سارا برای احترام به قوانین عربستان در مسابقاتی که برای این کشور شرکت می کند، حجاب دارد. این در حالی است که برخی از شهروندان عربستانی او را «فاحشه» خطاب می کنند».

این مطلب در هفته‌نامه «تماشاگران امروز» منتشر شده است.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید